English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 213 (11 milliseconds)
English Persian
marine insurance بیمه حمل دریایی
Search result with all words
slip پیش نویس تمبر نشده بیمه دریایی
slipped پیش نویس تمبر نشده بیمه دریایی
slips پیش نویس تمبر نشده بیمه دریایی
underwriter صادرکننده بیمه دریایی
underwriter صادر کننده سند بیمه دریایی خریدار سهام خریداری نشده شرکت
underwriters صادرکننده بیمه دریایی
underwriters صادر کننده سند بیمه دریایی خریدار سهام خریداری نشده شرکت
average clause عبارتی که در بیمه نامه دریایی درج میشود و حاکی از ان است که برخی از کالاهااز شمول این خسارت خارج میباشد
c & f قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
marine insurance بیمه دریایی
time policy بیمه نامه دریایی با مدت محدود
valued policy بیمه نامه دریایی که در ان مبلغ بیمه دقیقا" تعیین و ذکر میشود
Other Matches
self insurance بیمه شدگی توسط خویشتن بیمه شدن پیش خود
excess loss cover بیمه مجدد ان قسمت از زیان که بیش از مقدار بیمه شده قبلی است
continuation clause مادهای که درقرارداد بیمه ذکر گردیده وبراساس ان قراداد بیمه تمدیدمی گردد
exclusion clause مادهای از قرارداد بیمه که در ان مواردی که مشمول بیمه نمیگردد ذکر شده است
accomodation line قبول یک نوع خطر به وسیله بیمه گزار وقتی با بیمه نامه های دیگری همراه است
open policy بیمه نامهای که در ان قیمت کالای بیمه شده معین نشده ودر وقت تلف شدن تعیین میشود
seabee گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
reassurance بیمه اتکایی بیمه ثانوی
policies بیمه نامه ورقه بیمه
policy بیمه نامه ورقه بیمه
reassurances بیمه اتکایی بیمه ثانوی
midshipman افسر پایین رتبه نیروی دریایی دانشجوی سال دوم دانشکده دریایی
piratic درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
kite کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
kites کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
pilot chart نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
oceanography تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
petty officer معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
petty officers معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
running lights فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
chine عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
stadimeter مسافت یاب دریایی الیداد دریایی
sea mark راهنمای دریایی :چراغ یافانوس دریایی
sea cucumber حلزون دریایی از جنس راب دریایی
sea power قدرت دریایی منظور کشوری است که بادریا ارتباط ویژه دارد ودارای نیروی دریایی قوی است
convoy joiner ناوهای منفردی که به کاروان دریایی پیوسته اند ناوهای متفرقه اضافی درستون دریایی
marines تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
marine تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
naval activity تاسیسات دریایی قسمت دریایی
terns پرستوک دریایی چلچله دریایی
tern پرستوک دریایی چلچله دریایی
task unit نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
attack director وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
summary areas مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
light lists کتابهای راهنمای محل فارهای دریایی فهرست راهنمای چراغهای دریایی
knot گره دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot میل دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
maritime ناوگان مستقل دریایی ناوگان دریایی دریایی
bureau of naval personnel اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
rear commodore سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
naval aviation قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
light period دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
crash position indicator برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
Marine Corps نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
convoy commodore فرمانده ستون دریایی فرمانده کاروان دریایی
naval gunfire تیراندازی توپخانه دریایی اتش توپخانه دریایی
crash locator beacon برج اعلام سوانح دریایی برج تعیین محل سوانح دریایی
convoy schedule برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
convoy routing تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
insurer, underwriter بیمه گر
underwriter بیمه گر
insurance حق بیمه
insurance بیمه
underwriters بیمه گر
level premium حق بیمه
assurance بیمه
insurance premium حق بیمه
insurance permium حق بیمه
insurers بیمه گر
assurances بیمه
assurer بیمه گر
aids to trade بیمه
premiums حق بیمه
premium حق بیمه
cost,insurance,freight and exchange(cif& بیمه
insurer بیمه گر
commandant of marine corps فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
light ship کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
convoy route مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
sofar سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
insured بیمه شونده
cargo insurance بیمه بار
cargo insurance بیمه محمولات
national insurance بیمه اجتماعی
insurance policy سند بیمه
liability insurance بیمه تعهدی
deductible فرانشیز بیمه
national insurance بیمه ملی
cargo insurance بیمه محموله
assurer بیمه کننده
joint insurance بیمه اشتراکی
class d allotment کسورات بیمه
leading insurer بیمه گر اصلی
social insurance بیمه اجتماعی
insured بیمه گذار
insured بیمه شده
marine insurance بیمه بحری
employer's liability insurance company شرکت بیمه
blanket insurance بیمه کلی
term insurance بیمه موقت
reinsurance بیمه اتکائی
reinsurance بیمه اتکایی
reinsurance بیمه مجدد
actuary کارشناس بیمه
actuaries متخصص بیمه
insure بیمه کردن
actuaries کارشناس بیمه
old age insurance بیمه بازنشستگی
property insurance بیمه دارائی
pension insurance بیمه بازنشستگی
actuary متخصص بیمه
reinsurer بیمه گر اتکائی
insurance policy بیمه نامه
co insurance بیمه مشترک
coinsurance بیمه اتکایی
coinsurance بیمه مشترک
insurance policy قرارداد بیمه
insurance policies سند بیمه
insurance policies بیمه نامه
insurance policies قرارداد بیمه
comprehensive insurance بیمه جامع
comprehensive insurance بیمه کامل
insurance پول بیمه
contingency insurance بیمه احتیاطی
credit insurance بیمه اعتبار
policy holder دارنده بیمه
health insurance بیمه تندرستی
insurance agent عامل بیمه
insurance agent نماینده بیمه
insurance broker دلال بیمه
insurance broker واسطه بیمه
insurance certificate بیمه مشترک
to u. a policy of insurance سند بیمه
assurable بیمه کردنی
premiums مبلغ بیمه
premiums وثیقه حق بیمه
insurance certificate بیمه اتکایی
premium مبلغ بیمه
premium وثیقه حق بیمه
fire insurance بیمه حریق
insurable قابل بیمه
health insurance بیمه بهداشتی
health insurance بیمه بهداشت
accident insurance بیمه حوادث
assured بیمه شده
assured بیمه گزار
industrial insurance بیمه صنعتی
wagering policy بیمه قماری
insurability بیمه برداری
accident insurance بیمه تصادفات
insurable بیمه شدنی
unemployment insurance بیمه بیکاری
insurable بیمه کردنی
insurance certificate گواهی بیمه
assure بیمه کردن
insured, policy holder بیمه شده
hull insurance بیمه بدنه
assurance گستاخی بیمه
policies بیمه نامه
assurance بیمه عمر
assurances گستاخی بیمه
liability insurance بیمه بدهی
assurances بیمه عمر
life insurance بیمه عمر
life insurance بیمه زندگی
life assurance بیمه عمر
policy بیمه نامه
assuring بیمه کردن
assures بیمه کردن
insurance cover پوشش بیمه
insurant بیمه گذار
life assurance بیمه جان
insurance company شرکت بیمه
lobsters خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
lobster خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
cover note بیمه نامه موقت
open cover بیمه نامه باز
assuror بیمه کنندهء عمر
cover note گواهی پوشش بیمه
floating policy بیمه نامه متغیر
dole حق بیمه ایام بیکاری
indemnify غرامت بیمه زیان
cif بیمه و هزینه حمل
claim of insurance ادعای اخذ بیمه
cover note گواهی بیمه نامه
insured value ارزش بیمه شده
open policy بیمه نامه باز
insurance and freight cost هزینه بیمه و حمل
blanket policy بیمه نامه جامع
blanket policy بیمه نامه کلی
comprehensive insurance policy بیمه نامه جامع
contingency cover بیمه حمل احتیاطی
coinsure بیمه اتکایی کردن
fire insurance بیمه اتش سوزی
adjuster کارشناس در خسارت بیمه
credit insurance بیمه نمودن اعتبار
endowment assurance بیمه عمر مختلط
covering note بیمه نامه موقت
all risk insurance بیمه تمام حوادث
mixed policy بیمه نامه مختلط
assurer بیمه کنندهء عمر
ordinary life insurance بیمه عمر عادی
war risk insurance بیمه خطر مرگ
averages متوسط خسارت در بیمه
averaged متوسط خسارت در بیمه
average متوسط خسارت در بیمه
to have private insurance [cover] بیمه خصوصی داشتن
to be privately insured بیمه خصوصی داشتن
reinsure دوباره بیمه کردن
reinsure بیمه اتکایی کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com