Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 54 (6 milliseconds)
English
Persian
up front
بیپرده پوشی
Other Matches
cold turkey
به طور صریح و بیپرده
opercular
سر پوشی
opaqueness
پشت پوشی
obliviously
باچشم پوشی
ligation
لیگاند پوشی
glozing
پرده پوشی
planking
تخته پوشی
gloze
عیب پوشی
condonation
چشم پوشی
dandyism
شیک پوشی
abnegation
چشم پوشی
renunciation
چشم پوشی
renouncement
چشم پوشی
obliviousness
چشم پوشی
waiver
چشم پوشی
connivance
چشم پوشی
To cover up a fult ( defect , shortcoming ) .
عیب پوشی کردن
eonism
مبدل پوشی جنسی
waives
چشم پوشی کردن
glozingly
ازراه عیب پوشی
to blanch over
پرده پوشی کردن
furring
تخته پوشی دولا
dandify
شیک پوشی کردن
waive
چشم پوشی کردن
connives
چشم پوشی کردن
connived
چشم پوشی کردن
connive
چشم پوشی کردن
ignores
چشم پوشی کردن
ignored
چشم پوشی کردن
ignore
چشم پوشی کردن
ignoring
چشم پوشی کردن
waived
چشم پوشی کردن
conniving
چشم پوشی کردن
condone
چشم پوشی کردن از
condoned
چشم پوشی کردن از
condones
چشم پوشی کردن از
negligible
قابل چشم پوشی
condoning
چشم پوشی کردن از
transvestism
مبدل پوشی جنسی
secrecy
راز پوشی پوشیدگی
NMI
وقفه غیرقابل چشم پوشی
glasnost
صراحت و احتراز از پرده پوشی
planking
تخته پوشی چوب فرش
mumming
نقاب پوشی و لال بازی
renunciatory
مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
renunciative
مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
overlook
مسلط یا مشرف بودن بر چشم پوشی کردن
overlooking
مسلط یا مشرف بودن بر چشم پوشی کردن
overlooks
مسلط یا مشرف بودن بر چشم پوشی کردن
overlooked
مسلط یا مشرف بودن بر چشم پوشی کردن
not give someone the time of day
<idiom>
تنفر به اندازهای که از دیدن آنها چشم پوشی کنید
condonation
اغماض و چشم پوشی یکی اززوجین در مورد خلافی که ازدیگری در زمینه وفایف زناشویی صادر شده است
planking
تخته پوشی تخته بندی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com