Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English
Persian
squat
بی اجازه در زمینی ساکن شدن
squats
بی اجازه در زمینی ساکن شدن
squatted
بی اجازه در زمینی ساکن شدن
squatting
بی اجازه در زمینی ساکن شدن
Other Matches
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
ground liaison
گروه رابط زمینی در فرودگاه شکاریهاربط زمینی
goldie lock
فرمان پست رادار زمینی به هواپیما دایر بر اینکه رادارکنترل زمینی هدایت هواپیمارا بعهده گرفته است
army landing forces
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
army commander
فرمانده نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات فرمانده قسمت زمینی
flattest
برنامه پایگاه داده که به دادههای رابط های اجازه نمیدهند. و فقط اجازه ذخیره داده در یک فایل میدهد
flat
برنامه پایگاه داده که به دادههای رابط های اجازه نمیدهند. و فقط اجازه ذخیره داده در یک فایل میدهد
clearance
اجازه ترخیص اجازه نامه
ground signals
سیستم علایم بصری زمینی سیستم مخابره علایم زمینی مستقر در فرودگاه
army aircraft
هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
yams
سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
yam
سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
emulation
رفتار یک چاپگر یا کامپیوتر که دقیقاگ مشابه دیگری باشد و به برنامههای مشابه اجازه اجرا و به دادههای مشابه اجازه پردازش می دهند
prior admission
اجازه پرواز قبلی هوایی اجازه عبور قبلی
inert
ساکن
stills
ساکن
habitant
ساکن
irenic
ساکن
quiescent
ساکن
stilly
ساکن
stationary
ساکن
residing
ساکن
static
ساکن
domiciled
ساکن
slack water
اب ساکن
lodger
ساکن
statist
ساکن
lodgers
ساکن
dead
ساکن
abider
ساکن
occupier
ساکن
occupants
ساکن
occupant
ساکن
dwellings
ساکن
dwelling
ساکن
denizen
ساکن
denizens
ساکن
residents
ساکن
abiding
ساکن
occupiers
ساکن
still
ساکن
stiller
ساکن
stillest
ساکن
inhabitant
ساکن
dweller
ساکن
inmates
ساکن
resident
ساکن
waveless
ساکن
resting
ساکن
inmate
ساکن
colonizing
ساکن شدن در
nonresidence
غیر ساکن
nonresidency
غیر ساکن
settle
ساکن کردن
northern
ساکن شمال
colonizes
ساکن شدن در
colonized
ساکن شدن در
colonize
ساکن شدن در
lunarian
ساکن ماه
libyan
ساکن لیبی
colonises
ساکن شدن در
colonised
ساکن شدن در
pelagic
ساکن دریا
settles
ساکن کردن
freemen
ساکن شهر
seasider
ساکن دریاکنار
rusticate
ساکن ده شدن
inhabiting
ساکن شدن
inhabit
ساکن شدن
rest position
وضعیت ساکن
rest mass
جرم ساکن
quiet
ساکن خاموش
quietest
ساکن خاموش
Aborigine
ساکن اولیه
steadied
ساکن شدن
mountaineer
ساکن کوه
mountaineers
ساکن کوه
dwelt
ساکن بود
freeman
ساکن شهر
abides
ساکن شدن
abided
ساکن شدن
hibernian
ساکن ایرلند
hellion
ساکن جهنم
peoples
ساکن شدن
peopled
ساکن شدن
people
ساکن شدن
breake contact
کنتاکت ساکن
chthonian
ساکن زیرزمین
chthonic
ساکن زیرزمین
dead load
بار ساکن
domiciled in tehran
ساکن تهران
earthling
ساکن جهان
electrostatics
الکتریسیته ساکن
townie
ساکن شهر
peopling
ساکن شدن
hospitaler
ساکن بیمارستان
idle position
وضعیت ساکن
level point
سطح اب ساکن
levantine
ساکن خاور
levanter
ساکن خاور
abide
ساکن شدن
pekinese
ساکن شهرپکن
pekineses
ساکن شهرپکن
pekingeses
ساکن شهرپکن
isthmic
ساکن تنگه
isthmian
ساکن تنگه
abhide
ساکن شدن
bedlamite
ساکن تیمارستان
indwell
ساکن شدن
townies
ساکن شهر
populate
ساکن شدن
calmer
ساکت ساکن
dwells
ساکن بودن
inhabits
ساکن شدن
calmest
ساکت ساکن
static friction
اصطکاک ساکن
calming
ساکت ساکن
calms
ساکت ساکن
static electricity
الکتریسیته ساکن
static electricity
برق ساکن
state of rest
حالت ساکن
dwelled
ساکن بودن
populates
ساکن شدن
populating
ساکن شدن
stationary phase
فاز ساکن
staticize
ساکن کردن
stationary wave
موج ساکن
stationary bed
بستر ساکن
calmed
ساکت ساکن
woodsy
ساکن جنگل
calm
ساکت ساکن
dwell
ساکن بودن
steadying
ساکن شدن
sojourner
ساکن موقتی
colonising
ساکن شدن در
denizens
ساکن کردن
to animals
ساکن زمین
sylvan
ساکن جنگل
denizen
ساکن کردن
silvicolous
ساکن جنگل
steadies
ساکن شدن
townee
ساکن شهر
standing wave
موج ساکن
pacific
اقیانوس ساکن
suburbanite
ساکن حومه
easterner
ساکن مشرق
steadiest
ساکن شدن
easterners
ساکن مشرق
stagirite
ساکن شهر
static charge
برق ساکن
steady
ساکن شدن
exurbanite
ساکن خارج شهر
standards
قسمت ساکن دستگاه
non-resident corporation
[American E]
شرکت غیر ساکن
non-resident company
[British E]
شرکت غیر ساکن
electro statics
علم برق ساکن
sybarite
ساکن شهر سیباریس
boring stay
قسمت ساکن مقابل
standard
قسمت ساکن دستگاه
stanch
ساکن شدن فرونشاندن
pelagian
دریانشین ساکن دریا
teutonize
ساکن المان کردن
slummer
ساکن محلات کثیف
low lander
ساکن نواحی پست
static
وابسته به اجسام ساکن
rain worm
ساکن زمین دنیوی
static generator
مولد برق ساکن
to inhabit a house
در خانهای ساکن شدن
rest mass of the electron
جرم ساکن الکترون
riverain
ساکن ساحل رودخانه
statically
در حال ایستاده یا ساکن
static
الکتریسیته ساکن وضعیت ثابت
housing
چارچوب قسمت ساکن دستگاه
delphian
ساکن معبد دلف یونان
green mountain boy
مرد بومی یا ساکن ورمونت
delphic
ساکن معبد دلف یونان
electronography
ثبت خواص الکتریسته ساکن
double housing planner
دستگاه رنده با دو قسمت ساکن
southeasterner
ساکن نواحی جنوب شرقی
dwelled
ساکن شدن زمان توقف
dwell
ساکن شدن زمان توقف
stator
قسمت ساکن موتوریا ژنراتور
terre tenant
متصرف یا ساکن بالفعل اراضی
over housed
ساکن در خانه بی اندازه بزرگ
trolls
غول یا جن ساکن غار وکوه
troll
غول یا جن ساکن غار وکوه
statics
ایستاشناسی مبحث اجسام ساکن
dwells
ساکن شدن زمان توقف
territorial
زمینی
agrarian
زمینی
tumbling
زمینی
earthly
زمینی
terrestrial
زمینی
predial or prae
زمینی
tellurian
زمینی
terrene
زمینی
landed a
زمینی
terraneous
زمینی
sub astral
زمینی
earth-bound
زمینی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com