Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 317 (13 milliseconds)
English
Persian
valueless
بی ارزش
punk
بی ارزش
punks
بی ارزش
rubbish
بی ارزش
raffish
بی ارزش
worthless
بی ارزش
brummagem
بی ارزش
fustian
بی ارزش
good for nothing
بی ارزش
junky
بی ارزش
naught
بی ارزش
no par
بی ارزش
picayubnish
بی ارزش
picayune
بی ارزش
shotten
بی ارزش
unvalued
بی ارزش
worm eaten
بی ارزش
Search result with all words
valuer
ارزش قائل شونده
valuers
ارزش قائل شونده
blue chip
ژتون ابی رنگ که ارزش زیادی دارد
blue-chip
ژتون ابی رنگ که ارزش زیادی دارد
worth
با ارزش
worth
ارزش
void
بی ارزش باطل کردن
bean
چیزکم ارزش وجزئی
beans
چیزکم ارزش وجزئی
capital
ارزش ویژه
identities
تابع منط قی که تنها خروجی آن درست است که عملوندها یک ارزش را داشته باشند
identity
تابع منط قی که تنها خروجی آن درست است که عملوندها یک ارزش را داشته باشند
price
ارزش
price
ارزش پولی کالا
prices
ارزش
prices
ارزش پولی کالا
valour
ارزش شخصی واجتماعی
valour
ارزش مادی اهمیت
real
ارزش واقعی هر کالا یا خدمت در حالتی که با پول اندازه گیری شود حقوق راجعه به اموال غیرمنقول
junk
کهنه و کم ارزش
premium
اضافه ارزش
premiums
اضافه ارزش
carried
با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carries
با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carry
با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carrying
با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
biased
ارزش توان در یک عدد اعشاری
capital gains
اضافه ارزش سرمایه
capital gains
افزایش ارزش سرمایه زش
avail
بدرد خوردن دارای ارزش بودن
avail
ارزش
soap opera
نمایشهای تلویزیونی یارادیویی پر احساسات وکم ارزش
soap operas
نمایشهای تلویزیونی یارادیویی پر احساسات وکم ارزش
LSD
Digit Significant Least رقم با کمترین ارزش
rubbish
چیزپست و بی ارزش
tripe
دکان سیرابی بی ارزش
dregs
چیزپست وبی ارزش
valence
توان ارزش
worthwhile
قابل صرف وقت ارزش دار
depreciation
کم ارزش شمردن
asset
چیز با ارزش و مفید
normalization
را در محل با کمترین ارزش می افزاید
devaluation
کاهش ارزش پول
devaluation
کاهش دادن ارزش پول
devaluation
تضعیف ارزش پول
esteem
رعایت ارزش
devaluate
از ارزش وشخصیت کسی کاستن
devalue
از ارزش وشخصیت کسی کاستن
devalued
از ارزش وشخصیت کسی کاستن
devalues
از ارزش وشخصیت کسی کاستن
devaluing
از ارزش وشخصیت کسی کاستن
overrate
بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrated
بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrates
بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrating
بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
undervalue
کمتر از ارزش واقعی تخمین زدن
undervalues
کمتر از ارزش واقعی تخمین زدن
undervaluing
کمتر از ارزش واقعی تخمین زدن
belittle
کم ارزش کردن
belittled
کم ارزش کردن
belittles
کم ارزش کردن
belittling
کم ارزش کردن
debunk
کم ارزش کردن
debunked
کم ارزش کردن
debunking
کم ارزش کردن
debunks
کم ارزش کردن
abase
تحقیرنمودن کم ارزش کردن
abases
تحقیرنمودن کم ارزش کردن
abasing
تحقیرنمودن کم ارزش کردن
grade
الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
grades
الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
haw
چیز بی ارزش
hawed
چیز بی ارزش
hawing
چیز بی ارزش
haws
چیز بی ارزش
nothing
بی ارزش ابدا
cheap
کم ارزش پست
cheaper
کم ارزش پست
cheapest
کم ارزش پست
appreciation
افزایش ارزش دارائی
appreciation
افزایش ارزش دارایی و موجودی
appreciations
افزایش ارزش دارائی
appreciations
افزایش ارزش دارایی و موجودی
cost
ارزش
cost
قیمت داشتن ارزش داشتن
base rate
ارزش اولیه
base rates
ارزش اولیه
downgrade
کم ارزش کردن
downgraded
کم ارزش کردن
downgrades
کم ارزش کردن
downgrading
کم ارزش کردن
end
با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
ended
با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
ends
با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
valuation
ارزش گذاری
valuation
ارزش گذاری تصدیق
valuations
ارزش گذاری
valuations
ارزش گذاری تصدیق
value
ارزش
values
ارزش
Other Matches
book value
ارزش هر شیی برحسب انچه دردفترحساب نشان داده شود ارزش سهام طبق دفاتر
ad valorem
به نسبت ارزش کالا براساس ارزش
neoclassical theory of value
تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
value added
قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
no par value
بدون ارزش واقعی بی ارزش
axiological
وابسته به ارزش ها یا علم ارزش ها
capital gain
منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
currency devaluation
کاهش رسمی ارزش پول تضعیف ارزش پول
worthiness
ارزش
market value
ارزش
brummagem
کم ارزش
regardant
با ارزش
low grade
کم ارزش
low level
کم ارزش
big ticket
با ارزش
trivalency
سه ارزش
trivalence
سه ارزش
small change
کم ارزش
treasure
با ارزش
rewarding
پر ارزش
valuing
ارزش
quantitative value
ارزش کمی
quantitative value
ارزش مقداری
real value
ارزش واقعی
production cost
ارزش ساخت
prime cost
ارزش اولیه
critical value
ارزش بحرانی
declared value
ارزش افهارشده
decrease in value
کاهش ارزش
differential cost
ارزش نهایی
diagnostic value
ارزش تشخیصی
present value
ارزش فعلی
present value
ارزش حال
present worth
ارزش حال
place value
ارزش مکانی
disvalue
بی ارزش کردن
present worth
ارزش فعلی
calorific value
ارزش گرمایی
call price
ارزش اسمی
call by value
فراخوانی با ارزش
store of value
منبع ارزش
book value
ارزش دفتری
subjective value
ارزش ذهنی
cost account
ذکر ارزش
surplus value
ارزش اضافی
surrender value
ارزش بازخرید
scale value
ارزش مقیاسی
salvage value
ارزش بازیافتنی
cost finding
ارزش یابی
rental value
ارزش اجارهای
commercial value
ارزش تجارتی
salavage value
ارزش اسقاطی
code value
ارزش رمز
capitalized value
ارزش سرمایهای
scrap value
ارزش اسقاطی
capital value
ارزش فعلی
capital value
ارزش سرمایهای
capital value
ارزش سرمایه
coupling valve
ارزش اتصال
economic value
ارزش اقتصادی
meed
پاداش ارزش
net price
ارزش خالص
it is of little worth
کم ارزش است
net value
ارزش خالص
intrinsic value
ارزش ذاتی
net worth
ارزش خالص
monetary value
ارزش پولی
caloric value
ارزش گرمایی
influence value
ارزش تاثیر
increase in value
افزایش ارزش
nominal value
ارزش اسمی
net net worth
ارزش خالص
limiting value
ارزش نهایی
market value
ارزش بازاری
manufacture cost
ارزش ساخت
man friday
کمک با ارزش
maintenance cost
ارزش نگهداری
loss of value
افت ارزش
logical value
ارزش منطقی
loan value
ارزش استقراض
loan value
ارزش وام
heating value
ارزش گرمایی
face value
ارزش اسمی
paradox of value
تناقض ارزش
penny worth
ارزش یک پنی
expected value
ارزش منتظره
exchange value
ارزش مبادلهای
exchange value
ارزش مبادله
par value
ارزش اسمی
equity capital
ارزش ویژه
face value
ارزش صوری
heat value
ارزش گرمایی
heat of combustion
ارزش گرمایی
numerical value
ارزش عددی
gross value
ارزش ناخالص
objective value
ارزش عینی
objective value
ارزش واقعی
final value
ارزش نهایی
end value
ارزش انتهایی
survival value
ارزش بقا
value date
تاریخ ارزش
heritage asset
میراث با ارزش
value analysis
تحلیل ارزش
value as security
ارزش تضمین
kitsch
هنر بی ارزش
present value
ارزش فعلی
value of assets
ارزش دارائی ها
value in use
ارزش استفاده
value of money
ارزش پول
wear thin
<idiom>
بی ارزش شدن
value for money
ارزش پول
value in exchange
ارزش مبادله
value in use
ارزش استعمال
value added
ارزش افزوده
belittlement
کم ارزش سازی
tinker's dam
چیزبی ارزش
tinker's damn
چیزبی ارزش
truth value
ارزش درستی
undervaluation
کم ارزش گذاری
auxiliary value
ارزش کومکی
average value
ارزش میانگین
value theory
نظریه ارزش
axiology
ارزش شناسی
theory of value
نظریه ارزش
axiology
علم ارزش ها
threshold value
ارزش استانهای
added value
ارزش افزوده
use value
ارزش استعمال
use value
ارزش استفاده
valorization
تعیین ارزش
forfeiture
تنزل ارزش
absolute value
ارزش مطلق
valuably
بطور با ارزش
indexation
ارزش ترازی
absolute volue
ارزش مطلق
waff
نظر بی ارزش
use by value
استفاده با ارزش
no par
بدون ارزش واقعی
single value
ارزش منحصر بفرد
valuta
ارزش ارزی پول
net present value
ارزش فعلی خالص
kitsch
محبوب ولی کم ارزش
net present value
ارزش حال خالص
most significant digit
با ارزش ترین رقم
net asset value
ارزش دارائی خالص
net calorific value
ارزش گرمایی خالص
most significant bit
با ارزش ترین بیت
A lot of trite ( trivialities ) .
حرفهای صد تا یک غاز ( بی ارزش )
valuation of benefits
ارزش گذاری منافع
valor
ارزش شخصی واجتماعی
relative value of pieces
ارزش نسبی سوارها
to belittle oneself
خود را کم ارزش کردن
standard product cost
ارزش تولید استاندارد
valor
ارزش مادی اهمیت
valuation of costs
ارزش گذاری هزینه ها
value added network
ارزش اضافی شبکه
value added taxation
مالیات بر ارزش افزوده
face value
<idiom>
بنظر با ارزش رسیدن
give one's right arm
<idiom>
به کسی ارزش دادن
(not to be) sneezed at
<idiom>
ارزش داشتن را دارد
value added concept
مفهوم ارزش افزوده
to speak of
<idiom>
مهم ،گفتگوی با ارزش
take the trouble
<idiom>
ارزش زحمت را داشتن
carpet value
ارزش قیمتی فرش
distinguished rug
قالی با ارزش و برجسته
pettitoes
چیز بی ارزش انگشت پا
I'm not worth it.
من ارزش اونو ندارم.
piece production cost
ارزش تولید قطعه
threepenny
دارای ارزش سه پنی
undervalued
کم ارزش گذاری شده
capital apprecation
افزایش ارزش سرمایه
capital loss
کاهش ارزش سرمایه
capital outlay
ارزش سرمایه گذاری
currency depreciation
تنزل ارزش پول
convection
ارزش حرارتی همبرداری
default value
ارزش قرار دادی
deprecation of silver
کاهش ارزش سیم
depreciation of currency
کاهش ارزش پول
devalution
کاهش ارزش پول
discounted value
ارزش تنزیل شده
valued
ارزش گذاری شده
value-added tax
مالیات ارزش افزوده
value-added tax
مالیات بر ارزش افزوده
value added tax
مالیات ارزش افزوده
value added tax
مالیات بر ارزش افزوده
vats
مالیات بر ارزش افزوده
vat
مالیات بر ارزش افزوده
appreciation of currency
ترقی ارزش پول
currency appreciation
ترقی ارزش پول
base rate earnings
کسب ارزش اولیه
below par
کمتر از ارزش اسمی
bibelot
جواهر یازینت کم ارزش
epistemology
مبحث ارزش و حدودمعرفت
currency depreciation
کاهش ارزش پول
insured value
ارزش بیمه شده
initialization
ارزش دهی اغازی
off target hit
ضربه بی ارزش شمشیرباز
hit not valid
ضربه بی ارزش شمشیرباز
hilding
جانور یا اسب بی ارزش
it is worth 0 rials
ده ریال ارزش دارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com