English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 136 (2 milliseconds)
English Persian
by rote بی اندیشه
extemporal بی اندیشه
extemporarily بی اندیشه
incogitant بی اندیشه
offhanded بی اندیشه
offhandedly بی اندیشه
on the impluse of the moment بی اندیشه
Search result with all words
reflection بازتاب اندیشه
anxieties اندیشه
anxiety اندیشه
solicitude اندیشه
thought اندیشه
thoughts اندیشه
deliberate اندیشه کردن کنکاش کردن
deliberated اندیشه کردن کنکاش کردن
deliberates اندیشه کردن کنکاش کردن
deliberating اندیشه کردن کنکاش کردن
homo sapiens انسان اندیشه ورز
ponder اندیشه کردن
pondered اندیشه کردن
pondering اندیشه کردن
ponders اندیشه کردن
plan تدبیر اندیشه
plans تدبیر اندیشه
idea اندیشه
ideas اندیشه
deliberation اندیشه تامل
deliberations اندیشه تامل
notion اندیشه فکر
notions اندیشه فکر
cogitation اندیشه وتفکر
opinion رای اندیشه
opinions رای اندیشه
cogitate اندیشه کردن
cogitated اندیشه کردن
cogitates اندیشه کردن
cogitating اندیشه کردن
extemporised بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporises بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporising بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporize بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporized بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporizes بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
extemporizing بی اندیشه یا بی مطالعه درست کردن
meditate اندیشه کردن
meditated اندیشه کردن
meditates اندیشه کردن
meditating اندیشه کردن
ruminate اندیشه کردن دوباره جویدن
ruminated اندیشه کردن دوباره جویدن
ruminates اندیشه کردن دوباره جویدن
ruminating اندیشه کردن دوباره جویدن
bubble اندیشه پوچ
bubbled اندیشه پوچ
bubbles اندیشه پوچ
bubbling اندیشه پوچ
afterthought پس اندیشه
afterthoughts پس اندیشه
meditation اندیشه
second thoughts اندیشه
mentalities اندیشه
mentalities شیوه اندیشه
mentality اندیشه
mentality شیوه اندیشه
speculative مربوط به اندیشه
notional اندیشه
forethought اندیشه قبلی
worries اندیشه نگرانی
worry اندیشه نگرانی
telepathy اندیشه خوانی
muse اندیشه کردن
mused اندیشه کردن
muses اندیشه کردن
considered با اندیشه صحیح
an absurd notion اندیشه پوچ
association of ideas تداعی اندیشه ها
bethink اندیشه کردن
brooder اندیشه کننده
cerebrotonia اندیشه ورزی
cerebrotonic اندیشه ورز
cogitable اندیشه پذیر
cogitative مربوط به اندیشه وتفکر
cogitativeness قوه اندیشه
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
conceptualize تصور یا اندیشه چیزی راکردن
conspiratress اندیشه کردن در
delib erator اندیشه کننده
devisable شایسته اندیشه
devisal اندیشه
economic thought اندیشه اقتصادی
excogitation اندیشه
ideality اندیشه گرایی
ideation اندیشه پردازی
ideational fluency سیالی اندیشه
ideographs حروف اندیشه نگاری
idiographic اندیشه نگار
immersed in thinking غرق اندیشه
intellectual history تاریخ اندیشه ها
intrusive thoughts اندیشه هایی که بی اراده شخص بخاطرش می اید افکار فضول
musingly در حال اندیشه
otherworldiness اندیشه عاقبت
overwhelmed with reflection مستغرق اندیشه
ponderation اندیشه
ponderingly اندیشه کنان
premeditatedly با اندیشه قبلی
prenotion پیش اندیشه
pursuance of a plan تعقیب اندیشه یا نقشهای
Other Matches
rapt in meditation اندیشه
reflexion اندیشه
brainchild اندیشه
conception اندیشه
concept اندیشه
internal conception اندیشه
ideas اندیشه ها
concepts اندیشه ها
thinkable اندیشه پذیر
refelectingly اندیشه کنان
syntaxic thought اندیشه منطقی
woriless بی غم اسوده بی اندیشه
trow اندیشه کردن
thought reading اندیشه خوانی
thought stopping technique فن بازداری اندیشه
to bethink oneself اندیشه کردن
to set one's affection اندیشه کردن
thinking type سنخ اندیشه ورز
to r.over something درچیزی اندیشه کردن
the seat thought مرکز اندیشه یا فکر
to ruminate on something اندیشه کردن [در باره چیزی]
to meditate on/over something اندیشه کردن [در باره چیزی]
to contemplate about/on/over something اندیشه کردن [در باره چیزی]
to form a notion اندیشه کردن خیال بستن
to go off half بی اندیشه سخن گفتن وزیاددیدن
to take counsel of one'spillow شب هنگام اندیشه در چیزی کردن
to consult one's pillow هنگام شب پیش خود اندیشه کردن
to open one's mind اندیشه یا راز خود را به کسی گفتن
to speak one's mind اندیشه خود را اشکار کردن رک سخن گفتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com