English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 170 (10 milliseconds)
English Persian
adaphorous بی تاثیر
semplice بی تاثیر
Search result with all words
haze تاثیر گرافیکی برای شبیه سازی مه طبیعی برای ایجاد فضای سه بعدی حقیقی تر
induce 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induced 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induces 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
inducing 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
unbiased تحت تاثیر واقع نشده
coefficient ضریب تاثیر
coefficients ضریب تاثیر
logical مسیر Token در بین لایههای هر گره . در توپولوژی فیزیک FDDI حلقه منط قی را تحت تاثیر قرار نمیدهد
forcibly با تاثیر
bear تاثیر داشتن
bears تاثیر داشتن
applies تاثیر گذاشتن یا لمس کردن
apply تاثیر گذاشتن یا لمس کردن
applying تاثیر گذاشتن یا لمس کردن
resist ماده محافظ شیارهای PCB که تحت تاثیر مواد شیمیایی قرار نمیگیرد
resisted ماده محافظ شیارهای PCB که تحت تاثیر مواد شیمیایی قرار نمیگیرد
resisting ماده محافظ شیارهای PCB که تحت تاثیر مواد شیمیایی قرار نمیگیرد
resists ماده محافظ شیارهای PCB که تحت تاثیر مواد شیمیایی قرار نمیگیرد
influence تاثیر
influence تاثیر کردن بر
influenced تاثیر
influenced تاثیر کردن بر
influences تاثیر
influences تاثیر کردن بر
influencing تاثیر
influencing تاثیر کردن بر
sensation تاثیر
sensations تاثیر
influx تاثیر
influxes تاثیر
efficiency درجه تاثیر
effect تاثیر
effected تاثیر
effecting تاثیر
affection تاثیر
efficacy تاثیر
efficacy درجه تاثیر
propagate خطایی در فرآیند که عملیات بعدی را تحت تاثیر قرار دهد
propagate خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagated خطایی در فرآیند که عملیات بعدی را تحت تاثیر قرار دهد
propagated خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagates خطایی در فرآیند که عملیات بعدی را تحت تاثیر قرار دهد
propagates خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagating خطایی در فرآیند که عملیات بعدی را تحت تاثیر قرار دهد
propagating خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
bias تحت تاثیر قراردادن تبعیض کردن
biases تحت تاثیر قراردادن تبعیض کردن
hank تاثیر
hanks تاثیر
alcoholism تاثیر الکل در مزاج
action تاثیر اثر جنگ
actions تاثیر اثر جنگ
impress : تحت تاثیر قراردادن
impress تاثیر کردن بر
impressed : تحت تاثیر قراردادن
impressed تاثیر کردن بر
impresses : تحت تاثیر قراردادن
impresses تاثیر کردن بر
impressing : تحت تاثیر قراردادن
impressing تاثیر کردن بر
counteract متقابلا" تاثیر گذاشتن
counteracted متقابلا" تاثیر گذاشتن
counteracting متقابلا" تاثیر گذاشتن
counteracts متقابلا" تاثیر گذاشتن
aerate در تحت تاثیر
aerated در تحت تاثیر
aerates در تحت تاثیر
aerating در تحت تاثیر
electrified تحت تاثیر برق قرار دادن
electrifies تحت تاثیر برق قرار دادن
electrify تحت تاثیر برق قرار دادن
electrifying تحت تاثیر برق قرار دادن
import دخل داشتن به تاثیر کردن در
imported دخل داشتن به تاثیر کردن در
importing دخل داشتن به تاثیر کردن در
real time سیستمی که زمان پردازش آن بسیار مهم است و میتواند منبع داده را تحت تاثیر قرار دهد
affect لمس کردن یا تاثیر گذاشتن یا تغییر دادن چیزی
affects لمس کردن یا تاثیر گذاشتن یا تغییر دادن چیزی
react تحت تاثیر واقع شدن
reacted تحت تاثیر واقع شدن
reacting تحت تاثیر واقع شدن
reacts تحت تاثیر واقع شدن
effectiveness تاثیر
effectiveness تاثیر بخشی
effectiveness میزان تاثیر
inversion تاثیر تلویزیونی ناشی از جابجایی رنگ نمایش متن پیش زمینه و پس زمینه
inversions تاثیر تلویزیونی ناشی از جابجایی رنگ نمایش متن پیش زمینه و پس زمینه
affected تحت تاثیر واقع شده
actinic دارای خواص پرتوافکنی مربوط به تاثیر شیمیایی
advection جابجایی و حرکت طبقات اتمسفری بصورت افقی و تحت تاثیر گرما
afair تاثیر کردن
alcoholize تحت تاثیر الکل دراوردن
ammoniate با امونیاک ترکیب کردن تحت تاثیر امونیاک قرار دادن تبدیل بامونیاک کردن
austral تحت تاثیر باد جنوبی
bacterization تحت تاثیر باکتری
bacterize تحت تاثیر باکتری قراردادن
ballistic coefficient ضریب زاویه بالیستیکی ضریب تاثیر بالیستیکی
biaxial deformation خمشی که در یک قطعه مستقیم الخط ایجاد میشودموقعی که تحت تاثیر زوج نیرویی که صفحه ان باهیچیک از سطوح اصلی اینرسی منطبق نباشد
common nuisance منظور عملی است که باعث اضرار جامعه به طور کلی شود و تاثیر ان متوجه فرد خاص نباشد
Other Matches
forcefulness تاثیر
impressiveness تاثیر
influence line خط تاثیر
hit-and-run <idiom> تاثیر ناگهانی
touched تحت تاثیر
impressible تاثیر پذیر
impressionability تاثیر پذیری
impressional تاثیر کننده
field effect با تاثیر میدانی
make an impression تاثیر گذاشتن
wallydraigle تاثیر پذیر
efficacity تاثیر سودمندی
efficacity درجه تاثیر
size effect تاثیر اندازه
radius of influence شعاع تاثیر
influence value ارزش تاثیر
after-effects تاثیر بعدی
influence value ضریب تاثیر
inductive influence تاثیر القائی
affected [by] <adj.> تحت تاثیر
concerned [by] <adj.> تحت تاثیر
after-effect تاثیر بعدی
insalutary تاثیر روحی بد اب و هوا
without prejudice بدون تاثیر به اینده
cost effectiveness تاثیر بخشی هزینه
edaphic تحت تاثیر خاک
ship influence تاثیر عبور کشتی
photothropism جنبش در تحت تاثیر روشنایی
cost effectiveness analysis تحلیل تاثیر بخشی هزینه ها
infusive دارای قوه نفوذ یا تاثیر
iteraction تاثیر چند چیز بر یکدیگر
weather worn تحت تاثیر هوا در امده
like water off a duck's back <idiom> بی تاثیر ،بدون تغیر عقیده
to be i. with an idea فکری در کسی تاثیر نمودن
vulcanization تحت تاثیر حرارت اتشفشانی
photo electric وابسته به تاثیر نورو الکتریک باهم
influence mine مین حساس به تاثیر امواج رادیویی
to impinge on something تاثیر منفی روی چیزی گذاشتن
biotecture [معماری تاثیر گرفته از زیست شناسی]
mountains influnce climate کوه دراب و هوا تاثیر دارد
consumer appeal تاثیر محصول روی مصرف کننده
impressibly بطوریکه بتوان دران تاثیر کرد
impressionability امادگی برای تحت تاثیر قرارگرفتن
volcanize تحت تاثیر حرارت اتشفشانی قرار دادن
like hell <idiom> با تاثیر وانرژی بیشتر ،مغایر با حقیقت ،نه زیاد
public image تاثیر علامت تجارتی روی ذهن مردم
proselytism تحت تاثیر تبلیغات مسلکی واقع شدن
machine address مقدار یک عبارت که تحت تاثیر جابجایی در برنامه نباشد
hall effect شرح تاثیر میدان مغناطیسی روی جریان الکترون ها
How do you think the changes will affect you? فکر می کنید تغییرات چگونه بر زندگی شما تاثیر بگذارد؟
hydrolyte جسم یا مادهای که تحت تاثیر تجزیه بوسیله اب قرار گیرد
geotropism رشدو نمو گیاه تحت تاثیر قوه جاذبه زمین
nunc pro tunc حکم یا سند جدید الصدور که نسبت به گذشته تاثیر داشته باشد
critical engine موتوری که از کارافتادن یانقص ان تاثیر زیادی درعملکرد هواپیما خواهد داشت
dielectric heating گرمای ایجاد شده در یک دی الکتریک که تحت تاثیر میدان فرکانسهای زیاد اچ اف قراردارد
electro magnet اهنی که در تحت تاثیر قوه برق خاصیت مغناطیسی پیداکند اهنربای الکتریکی
lifemanship متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
ageing ثابت شدن رنگ در اثر گذشت زمان و تحت تاثیر اکسیژن موجود در هوا
impedance اندازه گیری تاثیر مدار الکتریکی روی سیگنال مغناطیسی شده دارد پس از اعمال ولتاژ
field emission پخش شدن الکترونها از یک فلز یا نیمه هادی به درون یک خلاء تحت تاثیر میدان الکتریکی
flow diagram دیاگرامی که محل وقوع تصمیمات منط ق در یک ساختار را نشان میدهد و تاثیر آنها روی اجرای برنامه
flowchart دیاگرامی که محل وقوع تصمیمات منط ق در یک ساختار را نشان میدهد و تاثیر آنها روی اجرای برنامه
cross modulation مدولاسیون ناخواسته که ازیک کاریر به کاریر دیگر درهمان گیرنده تاثیر میگذارد
pneumatolysis تاثیر بخار گرم ومایعات وفشار درتشکیل سنگهای معدنی واقع در مجاورت سنگهای اذرین
for the world <idiom> تحت تاثیر هرشرایطی ،تحت هر شرایطی
run into <idiom> اثر گذاشتن ،تاثیر گذاشتن بر
electromagnetism پدیده ایجاد قوه اهن ربایی بوسیله جریان الکتریسته وهمچنین تاثیر قوه اهن ربایی بر جریان برق
Tibet تبت [این ناحیه با کشورهای چین، هند و نپال همسایه بوده و فرش آن بیشتر تحت تاثیر چین قرار داشته است.سابقه فرش بافی در آن حدود سیصد سال می باشد. نقش ببر از طرح های اصلی فرش تبت است.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com