English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 21 (4 milliseconds)
English Persian
adynamia بی حالی
Search result with all words
packet کامپیوتر مخصوص که داده سریال را از ترمینال آسنکرون به حالی که در امتداد بسته ها
packets کامپیوتر مخصوص که داده سریال را از ترمینال آسنکرون به حالی که در امتداد بسته ها
demonstrator حالی کننده
demonstrators حالی کننده
swapping فعالیتی که در آن داده برنامه از حافظه اصلی به دیسک می رود در حالی که برنامه دیگر آماده اجرا است
inaction بی حالی تنبلی
pipeline اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه
pipelines اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه
apophasis افهار مطلبی درعین حالی که گوینده بی میلی خود را نسبت به افهار ان بیان داشته
get across حالی کردن
inverted camel نوعی چرخش در حالی که پای ازاد مستقیم است
narcosis حالت بی حسی وخواب الودگی بی حالی
passivism رفتاراز روی بی حالی
through thick and thin درهمه حالی
time the essence of the contract مدت در حالی که از اصول اساسی عقد باشد
titular charge daffaires کاردارسفارتخانه در حالی که اختیارات خاص داشته باشد
to bring home حالی کردن
to grind a person in a subject مطلبی راخوب حالی کسی کردن
unease پریشان حالی
get across to حالی کردن
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com