English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 321 (18 milliseconds)
English Persian
sedentary بی حرکت
pat بی حرکت
pats بی حرکت
patted بی حرکت
patting بی حرکت
stationary بی حرکت
motionless بی حرکت
moveless بی حرکت
stock-still بی حرکت
vapid بی حرکت
frozen بی حرکت
inert بی حرکت
immobile بی حرکت
still بی حرکت
stiller بی حرکت
stillest بی حرکت
stills بی حرکت
otiose بی حرکت
statist بی حرکت
stock still بی حرکت
hold still <idiom> بی حرکت
Search result with all words
byte حرکت دادن ویرایش کردن و تغییر محتوای یک بایت
bytes حرکت دادن ویرایش کردن و تغییر محتوای یک بایت
click انتخاب شده حرکت کند
clicked انتخاب شده حرکت کند
clicks انتخاب شده حرکت کند
current حرکت قط عات بار دار در یک هادی
currents حرکت قط عات بار دار در یک هادی
wave حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
lope تاخت حرکت خرامان
loped تاخت حرکت خرامان
lopes تاخت حرکت خرامان
loping تاخت حرکت خرامان
gait طرز حرکت پاهای اسب
bridge وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridged وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
bridges وسیلهای که دو شبکه را به هم وصل میکند و اجازه حرکت اطلاعات بین دو شبکه میدهد. توابع آنها در لایه اتصال داده مدل شبکه OIS است
weave حرکت قوسی بشکل 8 لاتین ازطرف سه مهاجم یا بیشترجلودروازه باپاس پی درپی
weaves حرکت قوسی بشکل 8 لاتین ازطرف سه مهاجم یا بیشترجلودروازه باپاس پی درپی
source حرکت داده بین دو شبکه که داده را با Taken بررسی میکند و داده را به ایستگاه صحیح می فرستد
round آنچه در دایره حرکت میکند
roundest آنچه در دایره حرکت میکند
circulation حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
circulation حرکت
circulations حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
circulations حرکت
node ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
nodes ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
gain افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
gained افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
gains افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
marker دو علامت در ابتدا و انتهای بخشی از داده یا متن برای نشان دادن بلاک خاص که قابل حرکت یا حذف یا کپی به عنوان سیگنال واحد باشد
markers دو علامت در ابتدا و انتهای بخشی از داده یا متن برای نشان دادن بلاک خاص که قابل حرکت یا حذف یا کپی به عنوان سیگنال واحد باشد
half حرکت یا نمایش گرافیکی با نیمی از شدت معمولی
scale حرکت تعادلی ژیمناستیک کندن فلسهای ماهی
hydroplane نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
hydroplaned نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
hydroplanes نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
hydroplaning نوعی قایق موتوری برای حرکت روی اب بجای شکافتن اب
bill of health گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
sprite شی ای که اطراف صفحه نمایش در گرافیک کامپیوتری حرکت کند
aerodynamics مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
aerodynamics شاخهای از علوم در موردتولید نیروها در اثر حرکت سطوح و اشکال مختلف درهوا یا سایر گازها
bearing سمت حرکت
scull حرکت قایق در اب به وسیله پارو
scull حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن نوک یاپاشنه پا
scull قایق تک نفره یا4 نفره حرکت دادن دست یاپارو در اب
scull حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
sculled حرکت قایق در اب به وسیله پارو
sculled حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن نوک یاپاشنه پا
sculled قایق تک نفره یا4 نفره حرکت دادن دست یاپارو در اب
sculled حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
sculls حرکت قایق در اب به وسیله پارو
sculls حرکت بجلو یا عقب باچسباندن و گشودن نوک یاپاشنه پا
sculls قایق تک نفره یا4 نفره حرکت دادن دست یاپارو در اب
sculls حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
scoop حرکت شبیه چمچه زنی
scooped حرکت شبیه چمچه زنی
scooping حرکت شبیه چمچه زنی
scoops حرکت شبیه چمچه زنی
heading جهت حرکت کشتی یا هواپیما به طرف
heading جهت مسیر حرکت
heading حرکت برحسب قطب نما
heading سمت حرکت قایق برحسب قطبنما
headings جهت حرکت کشتی یا هواپیما به طرف
headings جهت مسیر حرکت
headings حرکت برحسب قطب نما
headings سمت حرکت قایق برحسب قطبنما
chalk شماره سریال حرکت
chalk سریال حرکت سریال بار
chalked شماره سریال حرکت
chalked سریال حرکت سریال بار
chalking شماره سریال حرکت
chalking سریال حرکت سریال بار
chalks شماره سریال حرکت
chalks سریال حرکت سریال بار
strike فروبردن پارو در اغاز هر حرکت در اب به قلاب افتادن ماهی نخ را سفت کشیدن یافتن بوی شکار بوسیله سگ
strikes فروبردن پارو در اغاز هر حرکت در اب به قلاب افتادن ماهی نخ را سفت کشیدن یافتن بوی شکار بوسیله سگ
free حرکت قایق در جلو باد
freed حرکت قایق در جلو باد
freeing حرکت قایق در جلو باد
frees حرکت قایق در جلو باد
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
drag وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drag حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag عمل حرکت دستگاه OUSE
dragged وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
dragged حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged عمل حرکت دستگاه OUSE
drags وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drags حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags عمل حرکت دستگاه OUSE
trial مسابقه مهارت موتورسواردر مسیر با مانع سه حرکت مجاز در پرشهاو پرتابها درهر دور
trials مسابقه مهارت موتورسواردر مسیر با مانع سه حرکت مجاز در پرشهاو پرتابها درهر دور
shoot حرکت تندوچابک
shoots حرکت تندوچابک
flow سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flow حرکت داده در یک سیستم
Other Matches
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
feinted فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
stroking حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
taped وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroke حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruises سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
strokes حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruising سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroked حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tapes وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cruise سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
tape وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
move off the ball حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
transfer حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfers حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
compound motion حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
aberration جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
mouses وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
momentum سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
moving havens مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
skull حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
skulls حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
travelling overwatch راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
bounding overwatch حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
quadrature encoding سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
stabile بدون حرکت بی حرکت
moment of momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
angular momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
rate of march سرعت حرکت اهنگ حرکت اهنگ راهپیمایی
convoy schedule برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
raster سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
hamilton's equations of motion معادلات هامیلتونی حرکت معادلات حرکت هامیلتونی معادلات بندادی حرکت
convoy route مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
move on ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
k day روز حرکت کاروان دریایی روز شروع حرکت کاروان
power traverse مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
as you were حرکت از نو
gesture حرکت
progress حرکت
departures حرکت
gestured حرکت
stirabout حرکت
moves حرکت
gesturing حرکت
animals حس و حرکت
animal حس و حرکت
travel حرکت
traveled حرکت
maneuver حرکت
travels حرکت
behaviour حرکت
geste حرکت
progressing حرکت
demeanor حرکت
progresses حرکت
demeanour حرکت
progressed حرکت
shift حرکت
shifted حرکت
agog در حرکت
afloat در حرکت
moved حرکت
vowel point حرکت
haviour حرکت
move حرکت
gest حرکت
departure حرکت
locomotion حرکت
animations حرکت
animation حرکت
shifts حرکت
ambulation حرکت
movement حرکت
agoing در حرکت
traverse حرکت
scrolling حرکت
stirred حرکت
motioned حرکت
stirrings حرکت
stirs حرکت
running در حرکت
motioning حرکت
motions حرکت
traverses حرکت
traversed حرکت
oi در حرکت
stir حرکت
motion حرکت
behaviuor حرکت
behavior حرکت
square move حرکت
traversing حرکت
on the move در حرکت
rotation حرکت وضعی
traverse حرکت درسمت
vibrational motion حرکت راتعاشی
naturals حرکت در عنوان
vortex motion حرکت گردابی
liner momentum اندازه حرکت
linear movement حرکت خطی
traversing حرکت درسمت
innovation حرکت جدید
innovations حرکت جدید
timetable برنامه حرکت
traverses حرکت درسمت
stir up <idiom> حرکت دادن
run over <idiom> حرکت از بالای
pin down <idiom> از حرکت بازداشتن
voluntary movement حرکت ارادی
course مسیر حرکت
coursed مسیر حرکت
courses مسیر حرکت
traversed حرکت درسمت
natural حرکت در عنوان
kinematics حرکت شناسی
kinephantom حرکت خیالی
headway حرکت به جلو
wakes خط حرکت ناو
slow motion حرکت کند
waked خط حرکت ناو
lunged حرکت لانژ
larghetto حرکت ملایم
lunge حرکت لانژ
wake خط حرکت ناو
kinesiology حرکت شناسی
braid حرکت سریع
Y direction حرکت عمودی
X direction حرکت افق
proceed حرکت به جلو
winning move حرکت برنده
braided حرکت سریع
lunges حرکت لانژ
standstill بدون حرکت
sorties شروع حرکت
wave propagation حرکت موج
wave motion حرکت موجی
wave motion حرکت موج
proceeded حرکت به جلو
whip stall حرکت عمودی
rushing حرکت شدید
whir حرکت کردن
mouse حرکت میکند
cruising speed نواخت حرکت
linear momentum اندازه حرکت
lateral shifts حرکت جانبی
sortie شروع حرکت
rush حرکت شدید
kinematics حرکت شناخت
lunging حرکت لانژ
braids حرکت سریع
upward motion حرکت رو به بالا
skitter حرکت سریع
revolution حرکت انتقالی
revolutions حرکت انقلابی
revolutions حرکت انتقالی
zigzags حرکت زیگزاگ
zigzags حرکت مارپیچی
sailing orders دستور حرکت
zigzagging حرکت زیگزاگ
saccadic movement حرکت جهشی
revolution حرکت انقلابی
peristalsis حرکت دودی
sensorimotor مربوط به حس حرکت
mouses حرکت میکند
sinuosity حرکت موجی
whirls حرکت گردابی
whirling حرکت گردابی
whirled حرکت گردابی
action جنبش حرکت
actions جنبش حرکت
sinuating حرکت سینوسی
whirl حرکت گردابی
oscillating motion حرکت نوسانی
travels حرکت جنبش
photokinesis حرکت در اثرنور
overwatch پوشاندن حرکت
overwatch پوشش حرکت
zigzagging حرکت مارپیچی
zigzagged حرکت زیگزاگ
zigzagged حرکت مارپیچی
precession حرکت تقدمی
precession حرکت تقدیمی
proper motion حرکت خاص
whipping حرکت شلاقی
whipping حرکت ضربهای
pump stroke حرکت پمپ
range of motion دامنه حرکت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com