English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English Persian
loathsome بی رغبت کننده
Other Matches
relish رغبت
goo رغبت
relished رغبت
interests رغبت
interest رغبت
relishing رغبت
relishes رغبت
zest رغبت
proneness سرازیری رغبت
nauseates از رغبت انداختن
nauseate از رغبت انداختن
nauseated از رغبت انداختن
indisposed کسل بی رغبت
cloy بی رغبت کردن
disrelish بی رغبت بودن
disincline بی رغبت کردن
appetite میل و رغبت ذاتی
propensities میل باطنی رغبت
appetites میل و رغبت ذاتی
propensity میل باطنی رغبت
interest inventory پرسشنامه رغبت سنج
yen تمایل رغبت شدید
interest blank برگ رغبت سنج
strong vocational interest blank رغبت سنج شغلی استرانگ
svib رغبت سنج شغلی استرانگ
kuder occupational interest survey رغبت سنج شغلی کودر
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
wheeziest خس خس یا خر خر کننده
wheezy خس خس یا خر خر کننده
deflective کج کننده
hopper لی لی کننده
squasher له کننده
squelcher له کننده
tracker پی کننده
trackers پی کننده
solver حل کننده
fillers پر کننده
deletive حک کننده
filler پر کننده
wheezier خس خس یا خر خر کننده
hoppers لی لی کننده
jaberer پچ پچ کننده
refutatory رد کننده
spurner رد کننده
renunciant رد کننده
catterer پچ پچ کننده
benders خم کننده
bender خم کننده
whisperer پچ پچ کننده
repudiationist رد کننده
mumbler من من کننده
prattfall پچ پچ کننده
solvent اب کننده
solvents اب کننده
doer کننده
rebutter رد کننده
attenuant اب کننده
refuser رد کننده
refutative رد کننده
bandwidth یچ کننده
puffer پف کننده
sensor حس کننده
renunciant کننده
prater پچ پچ کننده
fillet پر کننده
skittish رم کننده
surfy کف کننده
thinner کم کننده
fizzy کف کننده
crepitant خش خش کننده
crusher له کننده
mitigatory کم کننده
mitigative کم کننده
attacking تک کننده
swooner غش کننده
syncopator غش کننده
noncommittal رد کننده
filleted پر کننده
filleting پر کننده
commulator یک سو کننده
percutient دق کننده
fillets پر کننده
ear-splitting کر کننده
abjurer or abjuror کننده
mauler له کننده
bidders کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com