English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (40 milliseconds)
English Persian
disbranch بی شاخه کردن
Search result with all words
unplug خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugged خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugging خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugs خارج کردن دو شاخه از سوکت
truncate شاخه زدن ناقص کردن
truncated شاخه زدن ناقص کردن
truncates شاخه زدن ناقص کردن
truncating شاخه زدن ناقص کردن
timber hitch گره وصل کردن زه به شاخه پایین کمان
To cut off a branch . شاخه ای را قطع کردن
to brachiate از شاخه به شاخه پریدن [بازوپیمایی کردن]
Other Matches
hierarchical communications system شبکهای که هر شاخه آن تعدادی زیر شاخه جداگانه دارد
arborization شاخه شاخه شدگی
branch شاخه شاخه شدن
branches شاخه شاخه شدن
ramify شاخه شاخه شدن
forkedly بطور شاخه شاخه
dog leg شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
bifurcate چنگالی شدن شاخه شاخه شدن
receding leg شاخه نزولی مسیر هدف شاخه نزولی مسیر هواپیمای هدف
branch cutter شاخه بر
limbs شاخه
Br شاخه
bifurcation شاخه
doddered بی شاخه
limb شاخه
three way سه شاخه
bough شاخه
branch line شاخه
fork سه شاخه
fork شاخه
forking سه شاخه
virga شاخه
knag ته شاخه
trifurcation سه شاخه
trifid سه شاخه
nib شاخه
furcate شاخه شاخه
limbless بی شاخه
embranchment شاخه
nibs شاخه
plug دو شاخه
plugging دو شاخه
boughs شاخه
arm شاخه
connection plug دو شاخه
nid شاخه
forking شاخه
branch lines شاخه
variation شاخه
branches شاخه
pinning در شاخه
ramulose شاخه شاخه
ramulous شاخه شاخه
ramus شاخه
variations شاخه
pin در شاخه
acaulescent بی شاخه
intersection leg شاخه
plugs دو شاخه
pinned در شاخه
branch شاخه
spriggy شاخه دار
branch شاخه [دانشی]
wing شاخه شعبه
secateur شاخه قطع کن
alleyways شاخه ماز
tow level forked junction دو شاخه ناهمکف
alleys شاخه ماز
winging شاخه شعبه
branches شاخه دراوردن
alley شاخه ماز
dog leg شاخه فرعی
linear portion شاخه خطی
sprayed شاخه کوچک
female plug دو شاخه ماده
Dont break that branch off. آن شاخه رانشکن
distributary رود شاخه
tow level forked junction دو شاخه دو ترازه
twigged شاخه دار
twiggy شاخه دار
tributaries شاخه انشعاب
tributaries شاخه رود
twing شاخه کوچک
ram's horn hook قلاب دو شاخه
ramiform شاخه مانند
tributary شاخه رود
gray ramus شاخه خاکستری
viminal شاخه دهنده
ramify شاخه دادن
sprout جوانه شاخه
fork of ... river شاخه رودخانه ...
forked شاخه دار
traverse leg شاخه پیمایش
triradiate سه شاخه سه شعاعی
branch شاخه دراوردن
easing out line شاخه شل کننده
lamina شاخه پردهای
lamin شاخه پردهای
ramify شاخه بستن
sprouts جوانه شاخه
sprouted جوانه شاخه
ramifications شاخه شاخگی
sprays شاخه کوچک
biramous دارای دو شاخه
boughed شاخه دار
branchy شاخه دار
branching شاخه گزینی
branchlet شاخه کوچک
cable connector دو شاخه کابل
offshoots شاخه نورسته
offshoot شاخه نورسته
intersection leg شاخه یک همبر
crotches تیر دو شاخه
blind alleys شاخه بن بست
outbranch شاخه گستردن
ramification شاخه شاخگی
passerine شاخه نشین
arborescent شاخه مانند
insessorial شاخه نشین
banana pin دو شاخه رادیو
affluent شاخه رود
battery charging plug دو شاخه باتری پر کن
blind alley شاخه بن بست
three arm protractor نقاله سه شاخه
bifurcate دو شاخه شدن
crotch تیر دو شاخه
twig : شاخه کوچک
coppices شاخه زاد
sprigs شاخه کوچک
sprig شاخه کوچک
subshrub شاخه کوچک
prongs شاخه رودیانهر
provine شاخه خوابانده
tributary شاخه انشعاب
prong شاخه رودیانهر
division شاخه [دانشی]
area شاخه [دانشی]
coppice شاخه زاد
field شاخه [دانشی]
topper شاخه زن سوهان
toppers شاخه زن سوهان
twigs : شاخه کوچک
link شاخه رابط
tuning fork دو شاخه صوتی
tuning forks دو شاخه صوتی
grain شاخه چنگال
spraying شاخه کوچک
spray شاخه کوچک
line of business شاخه پیشه
hierarchical communications system شاخه ها و زیر دایرکتوری ها
to lop off a branch [from a tree] شاخه ای را [از درختی] بریدن
deflection component of trail شاخه سمتی مسیر
deadwood شاخه خشکیده درخت
legs شاخه مسیر حرکت
leg شاخه مسیر حرکت
bifurcation شکاف گاه شاخه
bifurcation تقسیم بدو شاخه
bayou شاخه فرعی رودخانه
tine نوک شاخه یاسیخ
dog-leg [شاخه فرعی پله]
clusters اویز چند شاخه
cluster bombs اویز چند شاخه
utensil plug دو شاخه وسایل برقی
two pin plug دو شاخه وسایل برقی
twin plug دو شاخه وسایل برقی
sprit جوانه یا شاخه کوچک
tri corn کلاه سه گوشه سه شاخه
cluster اویز چند شاخه
strick شاخه درخت کتان
cluster bomb اویز چند شاخه
wind component شاخه سمتی باد
layer رگه شاخه خوابانده
layers رگه شاخه خوابانده
pruning knife چاقوی شاخه زنی
percher مرغ شاخه نشین
pricket شمعدان شاخه دار
divided magnetic circuit مدار مغناطیسی چند شاخه
cultrate بشکل چاقوی شاخه زنی
vimineous دارای شاخه وترکههای خم شونده
candelabrum شمع دان چند شاخه
subshrub شاخه فرعی گیاه کوچک
deflection component of trail شاخه سمتی معبر حرکت
cultrated بشکل چاقوی شاخه زنی
tridentate نیزه سه شاخه عصای سه دندانه
trident نیزه سه شاخه عصای سه دندانه
legs خط واصل بین دو نقطه شاخه
leg خط واصل بین دو نقطه شاخه
pallet jack جرثقیل دستی [یا برقی] با دو شاخه
lifting cart جرثقیل دستی [یا برقی] با دو شاخه
the tree shoot out brances ازدرخت شاخه هایی بیرون زد
randie branching index شاخص شاخه زنی رندیچ
descending branch شاخه نزولی مسیر گلوله
branched chain structure ساختار زنجیری شاخه دار
pallet truck جرثقیل دستی [یا برقی] با دو شاخه
trifurcate بسه شاخه تقسیم شدن
forking محل انشعاب چند شاخه شدن
fork محل انشعاب چند شاخه شدن
chandelier شمع دان چند شاخه لوستر
chandeliers شمع دان چند شاخه لوستر
snagged پراز ته شاخه دارای برامدگیهای ناصاف
crotch محل انشعاب شاخه از بدنه درخت
crotches محل انشعاب شاخه از بدنه درخت
mammalogy یک شاخه از جانور شناسی که راجع به پستانداران است
roots بالاترین دایرکتوری که از آن سایر دایرکتورها شاخه می شوند
root بالاترین دایرکتوری که از آن سایر دایرکتورها شاخه می شوند
microgroove سه شاخه قابل تعویض میان صفحات گرامافون
plugs ایجاد اتصال الکتریکی با قرار دادن دو شاخه در سوکت
plugging ایجاد اتصال الکتریکی با قرار دادن دو شاخه در سوکت
chock قطعه فلزی 2 شاخه که طنای مهار ازان میگذرد
plug ایجاد اتصال الکتریکی با قرار دادن دو شاخه در سوکت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com