English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 154 (10 milliseconds)
English Persian
inept بی عرضه
dowdy بی عرضه
good for nothing بی عرضه
slouchy بی عرضه
Search result with all words
glut عرضه بیش از حد
glut عرضه بیش از تقاضا
gluts عرضه بیش از حد
gluts عرضه بیش از تقاضا
launch جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
launched جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
launches جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
launching جاانداختن کالا در بازار عرضه نمودن کالای جدید دربازار
supplied عرضه داشتن
supplied عرضه
supplied تامین موجودی عرضه نمودن
supply عرضه داشتن
supply عرضه
supply تامین موجودی عرضه نمودن
supplying عرضه داشتن
supplying عرضه
supplying تامین موجودی عرضه نمودن
lot جنس عرضه شده برای فروش
offer پیشکش کردن عرضه
offer عرضه
offer عرضه کردن
offered پیشکش کردن عرضه
offered عرضه
offered عرضه کردن
offers پیشکش کردن عرضه
offers عرضه
offers عرضه کردن
tender وجهی که خوانده برای اثبات امادگیش در مورد ادای دین خواهان به دادگاه عرضه میکند
tendered وجهی که خوانده برای اثبات امادگیش در مورد ادای دین خواهان به دادگاه عرضه میکند
tenderest وجهی که خوانده برای اثبات امادگیش در مورد ادای دین خواهان به دادگاه عرضه میکند
tendering وجهی که خوانده برای اثبات امادگیش در مورد ادای دین خواهان به دادگاه عرضه میکند
department store فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
department stores فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
disposable قابل عرضه
present عرضه کردن
presented عرضه کردن
presenting عرضه کردن
presents عرضه کردن
marketable قابل عرضه دربازار
efficiency عرضه
market به بازار عرضه کردن
marketed به بازار عرضه کردن
markets به بازار عرضه کردن
stock عرضه کردن کالا برای فروش سرسلسله
stocked عرضه کردن کالا برای فروش سرسلسله
cartel اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
cartels اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
proffer عرضه
proffer تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffered عرضه
proffered تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffering عرضه
proffering تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffers عرضه
proffers تقدیم داشتن عرضه داشتن
goon تروریست بی عرضه و نالایق
goons تروریست بی عرضه و نالایق
scruff ادم بی عرضه وفقیر
provide عرضه کردن
provides عرضه کردن
presentation ارائه عرضه
presentation عرضه
presentations ارائه عرضه
presentations عرضه
commodities چیزی که قادر به رفع نیاز بشر بوده ومقدار عرضه ان محدود باشد
commodity چیزی که قادر به رفع نیاز بشر بوده ومقدار عرضه ان محدود باشد
exposition عرضه نمایشگاه
expositions عرضه نمایشگاه
aggregate market supply عرضه کل بازار
aggregate supply عرضه کل
total supply عرضه کل
backward bending supply curve منحنی عرضه به عقب خم شونده
change in supply تغییر عرضه
counter offer عرضه متقابل
demand and supply market بازار عرضه و تقاضا
disposure نمایش عرضه داشت
double coincidence of wants زیرا هرطرف مبادله باید کالائی را به بازار عرضه کند که طرف دیگر مبادله به ان نیاز دارد ونیز شرایط مبادله باید موردتوافق طرفین مبادله باشد
elastic supply عرضه با کشش
elastic supply عرضه حساس
elastic supply عرضه انعطاف پذیر
elasticity of supply کشش عرضه
excess supply عرضه بیش از حد
excess supply عرضه اضافی
exhaustable resources منابع پایان پذیر منابع طبیعی که میزان عرضه انها ثابت بوده و قابل جایگزینی نمیباشدمانند نفت سنگ اهن
fixed supply عرضه ثابت
imperfect competition حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
inelastic supply عرضه بی کشش
institute of purchasing and supply موسسه خرید و عرضه
iron law of wage قانون مفرغ دستمزدها براساس این نظریه که بوسیله مالتوس ارائه شده نرخ بالای زاد و ولد عرضه نیروی کار را در سطحی بالاتر از تقاضا و فرفیت تولیدی جامعه قرار داده و لذادستمزدها بسطح کاهش معیشت تقلیل میابد
jackstraw ادم بی عرضه
joint supply عرضه مشترک
law of supply and demand قانون عرضه و تقاضا
leader merchandising پیشرو در عرضه
letters patent نامهای است که به وسایل مختلفه به مردم عرضه میشود تا ازمضمون ان همگان اگاه شوند
loanable funds وجوه قابل عرضه به بازار پول
long run industry supply curve منحنی عرضه صنعت در بلندمدت
marginal supply price قیمت عرضه نهائی
marketability قابلیت عرضه در بازار
marketable goods کالاهای قابل عرضه به بازار
money stock عرضه پول
Other Matches
reaganomics اقتصادطرفدار عرضه است که اساس ان بر خلاف اقتصاد کینزی برروی مدیریت عرضه قراردارد . در این اقتصاد کاهش مالیات بعنوان یک محرک اقتصادی که باعث افزایش تولید و عرضه خواهد شد معرفی میشود
supply constraints محدودیتهای عرضه
supply curve منحنی عرضه
supply function تابع عرضه
supply management مدیریت عرضه
supply of labor عرضه کار
supply of money عرضه پول
supply price قیمت عرضه
supply schedule جدول عرضه
work effort عرضه کار
money supply عرضه پول
national supply عرضه ملی
offer and demand عرضه و تقاضا
oversupply عرضه بیش از حد
presentative عرضه داشتنی
quantity of supply مقدار عرضه
representable قابل عرضه
sampling offer عرضه ازمایشی
trial offer عرضه ازمایشی
supply and d. عرضه وتقاضا
supply and demand عرضه و تقاضا
personal service utility عرضه سرانه کار
supply side economics اقتصاد طرفدار عرضه
supply and demand law قانون عرضه و تقاضا
quantity supplied مقدار عرضه شده
price elasticity of supply کشش قیمتی عرضه
perfectly elastic supply عرضه کاملا با کشش
perfectly inelastic supply عرضه کاملا بی کشش
real money supply عرضه واقعی پول
to place on the market به بازار عرضه کردن
offeror فروشنده عرضه کننده
to put on the market به بازار عرضه کردن
to offer عرضه کردن [ کالا]
supply push inflation تورم ناشی از فشار عرضه
to offer a reward [for] عرضه کردن پاداشی [برای]
oversold بیش از عرضه یا تولید فروش کردن
oversell بیش از عرضه یا تولید فروش کردن
overselling بیش از عرضه یا تولید فروش کردن
oversells بیش از عرضه یا تولید فروش کردن
sue and losse part عرضه کالا به صورت مجزا یاتفکیک شده
sad sack ادم خوش نیت ولی احمق وبی عرضه
readout دریافت فوری اطلاعات پردازش شده قابل عرضه بازخوانی
window shopper کسی که فقط از پشت ویترین کالاهای عرضه شده راتماشا میکند
say's law عرضه تقاضای خودرا بوجود می اورد بنابراین تعادل همواره در سطح اشتغال کامل وجود خواهدداشت
supply price of capital قیمت عرضه سرمایه اصطلاح کینز در رابطه باهزینه سرمایه گذاری
neoclassical theory of value تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
say's law از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
energy transition عبور انرژی [ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
warehousing system روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود
pigou effect اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com