English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 43 (5 milliseconds)
English Persian
thriftless بی عقل معاش
Search result with all words
subsistence معاش خرجی
subsistence معاش حق معاش
livelihood وسیله معاش
livelihood معاش
livelihoods وسیله معاش
livelihoods معاش
sustenance معاش
allowance جیره حق معاش
allowances جیره حق معاش
fend تکفل معاش
cannier دارای عقل معاش
canniest دارای عقل معاش
canny دارای عقل معاش
living wage مزدکافی برای امرار معاش
bread and butter وسیله معاش
earn کسب معاش کردن
earned کسب معاش کردن
earns کسب معاش کردن
thrift عقل معاش
living معاش
amateurism اشتغال هنر بخاطرذوق نه برای امرار معاش
aviation pay معاش هوایی سختی خدمت هوایی
basic allowance سهمیه اولیه ضریب حقوقی معاش
basic allowance for subsistence حق معاش
blue bark تقاضای هزینه سفر و معاش حرکت
family allowance مدد معاش
family allowance معاش اولاد حق اولاد
passage money معاش کردن
potboil برای امرار معاش نویسندگی یاکارهای هنری مبتذل کردن
ration allowance حق معاش
subsistence allowance معاش
subsistent مدد معاش بگیر
thriftessness نداشتن عقل معاش
to make the pot boi; معاش خود را پیدا کردن
to scramble for a living تقلای معاش کردن
to scramble for a living برای معاش یازندگی تلاش کردن
to set a person on his feet معاش کسیراتامین کردن موقعیت کسیرا استوارکردن
ways and means طرق و وسایل انجام چیزی تامین معاش
meal ticket وسیلهی امرار معاش
meal tickets وسیلهی امرار معاش
She is thrifty . عقل معاش دارد (مقتصد است )
well-to-do <idiom> پول کافی برای امرار معاش کردن
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com