English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 116 (7 milliseconds)
English Persian
flippancy بی ملاحظگی چرب زبانی
Other Matches
ldl یک ماوراء زبانی که زبانی را شرح میدهد
bluntness بی ملاحظگی
indiscretions بی ملاحظگی
indiscretion بی ملاحظگی
inadvertence بی ملاحظگی
precipitateness بی ملاحظگی
inobservance بی ملاحظگی
inconsideration بی ملاحظگی
inadvertence or tency بی ملاحظگی
inconsiderateness بی ملاحظگی
incaution بی ملاحظگی
notbility شهرت قابل ملاحظگی
rashly از روی بی ملاحظگی بی پروائی
inconsiderately از روی بی ملاحظگی یابیفکری
linguistic زبانی
linguistically زبانی
lingual زبانی
linguiform زبانی
bilingual دو زبانی
oral زبانی
verbal زبانی
abusiveness بد زبانی
by parol زبانی
by word of mouth زبانی
nuncupative زبانی
glottic زبانی
by word of mounth زبانی
viva voce زبانی
glossal زبانی
vivas voce زبانی
orally زبانی
trilingual سه زبانی
nuncupatory زبانی
monolingual یک زبانی
monnolingual یک زبانی
orals زبانی
lip deep زبانی
unction چرب زبانی
spiel چرب زبانی
knowledge of a language دانستن زبانی
chattiness بلبل زبانی
zubenelgenubi زبانی جنوبی
dumb language زبان بی زبانی
to fix a language زبانی که ازتغییریارشدبازداشتن
volubility چرب زبانی
vocabular زبانی شفاهی
vivas voce زبانی شفاها`
glossopharyngeal زبانی حلقی
polyglots چند زبانی
nuncupate زبانی گفتن
professed love دوستی زبانی
polyglot چند زبانی
sublingual زیر زبانی
lingulate زبانی شکل
to fling d. بد زبانی کردن
aphthongia لالی زبانی
lapsus linguae لغزش زبانی
bradyglossia کندگویی زبانی
lingual letters or linguals حروف زبانی یا ذولقی
lingual حرف زبانی یا ذو لفی
lispling تکلم نوک زبانی
spiel چرب زبانی کردن
tongu praxia کنش پریشی زبانی
acclamation اخذ رای زبانی
abusive بد زبانی تجاوز به عصمت
to nuncupate a will زبانی وصیت کردن
glibly ازروی چرب زبانی
glibness چرب و نرم تر زبانی
grammatical error اشتباه دستور زبانی
nervus glossopharyngeus عصب زبانی- حلقی
glossopharyngeal nerve عصب زبانی- حلقی
hard sell فروشندگی باچرب زبانی وفشار
retrolingual واقع در پشت زبان پس زبانی
lard ارایش دادن چرب زبانی
lisps نوک زبانی صحبت کردن
lisping نوک زبانی صحبت کردن
lisped نوک زبانی صحبت کردن
lisp نوک زبانی صحبت کردن
to schmooze somebody برای کسی چرب زبانی کردن
to butter somebody up برای کسی چرب زبانی کردن
illinois test of psycholinguistic ازمون تواناییهای زبانی- روانی ایلینوی
to translate something [from/into a language] برگرداندن [نوشتنی] چیزی [از یک زبان یا به زبانی]
to translate something [from/into a language] ترجمه [نوشتنی] کردن چیزی [از یک زبان یا به زبانی]
metalanguage زبانی که یک زبان برنامه نویسی را شرح میدهد
catechetical مبنی براموزش زبانی ازراه پرسش وپاسخ
naturals زبانی که توسط بشر استفاده و فهمیده میشود
natural زبانی که توسط بشر استفاده و فهمیده میشود
diachronic تحمولات زبانی یک ملت درادوار مختلف تاریخ
lingua زبان یا عضو زبانی شکل اصطلاحات خاص
vdl زبانی برای تعریف و معناشناسی زبانهای برنامه نویسی
transliteration نقل عین تلفظ کلمه یا عبارتی از زبانی بزبان دیگر
native زبانی که توسط پردازنده اجرا میشود بدون نیاز به نرم افزار خاص
natives زبانی که توسط پردازنده اجرا میشود بدون نیاز به نرم افزار خاص
a dead language <idiom> زبان مرده و منقرض شده [زبانی که دیگر آموزش داده نمی شود اما شاید برخی از کارشناسان از آن استفاده کنند.]
source language 1-زبانی که برنامه در ابتدا به آن نوشته شده است .2-زبان برنامه پیش از ترجمه
targetting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targets زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
target زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
coax نوازش کردن چرب زبانی کردن
coaxing نوازش کردن چرب زبانی کردن
coaxes نوازش کردن چرب زبانی کردن
coaxed نوازش کردن چرب زبانی کردن
reply [answer] پاسخ نامه ای [پاسخ به پیام پست الکترونیکی ] [پاسخ زبانی دفاعیه]
queried زبانی در سیستم مدیریت پایگاه داده ها که امکان جستجو و پرسش و پاسخ در پایگاه داده ها فراهم میکند
languages زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
language زبانی که برای برنامه نویسی طولانی و پیچیده است که هر دستور نشان دهنده یک دستور کد ماشین است
querying زبانی در سیستم مدیریت پایگاه داده ها که امکان جستجو و پرسش و پاسخ در پایگاه داده ها فراهم میکند
query زبانی در سیستم مدیریت پایگاه داده ها که امکان جستجو و پرسش و پاسخ در پایگاه داده ها فراهم میکند
queries زبانی در سیستم مدیریت پایگاه داده ها که امکان جستجو و پرسش و پاسخ در پایگاه داده ها فراهم میکند
beta librae کفه شمالی زبانی شمالی
alpha librae زبانی جنوبی کفه جنوبی
to pick up a language. <idiom> زبانی را مثل آب خوردن یاد گرفتن. [از روش های غیر رسمی مثل گوش کردن به حرف بومی های آن زبان]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com