English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 119 (8 milliseconds)
English Persian
beamless بی پرتو
rayless بی پرتو
Search result with all words
lobe یکی از دو یا چهار جزء تشکیل دهنده پرتو رادار جهت یاب ازانتن مجهز به بازتابنده
lobes یکی از دو یا چهار جزء تشکیل دهنده پرتو رادار جهت یاب ازانتن مجهز به بازتابنده
radiation پرتو
projection تجسم پرتو افکنی
projections تجسم پرتو افکنی
reaction پرتو
reactions پرتو
ray پرتو
radioactive پرتو افشان تابش دار
radioactive پرتو زا
sunbeam پرتو افتاب
sunbeams پرتو افتاب
light چراغ اویخته پرتو مرئی نور مرئی
lighted چراغ اویخته پرتو مرئی نور مرئی
lightest چراغ اویخته پرتو مرئی نور مرئی
beam پرتو
beams پرتو
radiologist متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
radiologists متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
aegis پرتو
illuminate پرتو افکندن
illuminates پرتو افکندن
illuminating پرتو افکندن
gleam پرتو انی
gleamed پرتو انی
gleaming پرتو انی
gleams پرتو انی
radiate پرتو افکندن
radiated پرتو افکندن
radiates پرتو افکندن
radiating پرتو افکندن
shaft پرتو
shaft تیرانداختن پرتو افکندن
shafts پرتو
shafts تیرانداختن پرتو افکندن
X-ray پرتو ایکس
X-ray پرتو رونتگن
X-rayed پرتو ایکس
X-rayed پرتو رونتگن
X-raying پرتو ایکس
X-raying پرتو رونتگن
projector پرتو افکن
projectors پرتو افکن
radiology پرتو شناسی
radiance پرتو
radiotherapy پرتو درمانی
cosmic rays پرتو کیهانی
rayon پرتو
irradiation پرتو افکنی
actiniform پرتو مانند
actinolagy پرتو شناس
actinometry پرتو سنجی
alpha radiation وقوع طبیعی پرتو
alpha rediation پرتو الفا
an incident ray پرتو ساقط
anode rays پرتو اندی
beamy شاخ دار پر پرتو
beta radiation پرتو بتا
black body radiation تابش جسم سیاه پرتو جسم سیاه
canal rays پرتو کانالی
cathod ray tube لوله پرتو کاتدی
cathode rays پرتو کاتدی
collimate تنظیم کردن هرنوع تجهیزات اپتیکی برای داشتن پرتو نوری موازی از یک منبع نقطهای نور یا برعکس
corpuscular ray پرتو ذرهای
cosmic radiation پرتو کیهانی
primary cosmic rays پرتو کیهانی
cosmicray پرتو کیهانی
double beam پرتو مضاعف
electron beam پرتو الکترون
electron beam deflection system سیستم شکست پرتو الکترونی
eradiate پرتو افکندن
eradiation پرتو افکنی
extraordinary ray پرتو غیر عادی
fire light پرتو اتش
gamma radiation پرتو گاما
gamma ray پرتو گاما
hard radiation تابش یا پرتو سخت
hard x ray پرتو ایکس سخت
illuminating beam پرتو روشنایی
illuminating beam پرتو نور
image ray پرتو تصویر
infrared ray اشعه مادون قرمز پرتو مادون قرمز پرتو فرو سرخ
ionic ray پرتو یونی
irradiative پرتو افکن
light beam پرتو نور
light ray پرتو نور
luminesce پرتو افکندن
maser Radiation of Emission تقویت ماکروویو توسط پخش پرتو تحریک شده Stimulat the Amplificationby icrowave
posivite ray پرتو مثبت
radar beam پرتو رادار
radialized دارای میله هایی که پرتووارمنشعب شده باشند مرتب بشکل پرتو
radiancy پرتو
radioisotope ایزوتوپ پرتو افشان
roentgen diffractometry بلورنگاری پرتو ایکس
x ray crystallography بلورنگاری پرتو ایکس
roentgen ray پرتو رونتگن
roentgen ray پرتو ایکس
rontgen نام فیزیکدان نامی المان که پرتو مجهول را پیدا کرد
rontgen rays پرتو مجهول
rontgen rays پرتو X
Other Matches
straight line پرتو
x radiation پرتو ایکس
sun beam پرتو افتاب
silvery rays پرتو سیمین
x rays پرتو ایکس
The Physics of Radiation Protection فیزیک محافظت از پرتو
to pour rays پرتو افکندن یا پاشیدن
x ray tube لامپ پرتو ایکس
x ray microdiffraction پراش پرتو ایکس
x ray diffraction پراش پرتو ایکس
x ray apparatua دستگاه پرتو ایکس
soft x rays پرتو ایکس کم نفوذ
Health physics فیزیک محافظت از پرتو
x ray analysis تحلیل پرتو ایکس
rontgenogram عکسی که با پرتو مجهول بردارند
ultraviolet ray اشعه ماوراء بنفش پرتو فرابنفش
y plates صفحات افقی موازی که اختلاف پتانسیل انها سبب انحراف قائم پرتو الکترونی در لوله اشعه کاتدی میگردد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com