Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
disclosure
بی پرده گویی
disclosures
بی پرده گویی
unreserve
بی پرده گویی
Other Matches
chiromancy
پیش گویی وغیب گویی با دیدن خطوط کف دست
membranaceous
دارای غشاء پرده پرده غشایی
telnet
پروتکل TCP/ IP که به کاربر امکان اتصال و کنترل از طریق اینترنت به کامپیوترهای راه دور میدهد به طوری ککه گویی همان جا هستند و دستورات را تایپ میکند به طوری که گویی در مقابل کامپیوترهستند
tone and semitone
پرده ونیم پرده
tringle
چوب پرده میل پرده چوب دیرک
scandals
بد گویی
pauciloquy
کم گویی
candor
رک گویی
knop
گویی
one would say
گویی
as thought
گویی
scandal
بد گویی
so to peaking
گویی
plain speaking
رک گویی
hypophrasia
کم گویی
soliloquy
تک گویی
soliloquies
تک گویی
downrightness
رک گویی
outdpokenness
رک گویی
to stab in the back
بد گویی
candour
رک گویی
ingenuousness
رک گویی
free spokenness
رک گویی
laconic speech
کم گویی
hypologia
کم گویی
improvisation
بدیهه گویی
incoherence
گسسته گویی
premonition
شوم گویی
wits
بذله گویی
premonitions
شوم گویی
verbalization
دراز گویی
verbosity
اطناب گویی
restatement
باز گویی
restatements
باز گویی
wit
بذله گویی
bullshit
گزافه گویی
witticisms
بذله گویی
piffle
مهمل گویی
reticence
سکوت کم گویی
overstatements
گزافه گویی
overstatement
گزافه گویی
waggery
بذله گویی
tympany
گزافه گویی
gossips
اراجیف بد گویی
gossiping
اراجیف بد گویی
gossiped
اراجیف بد گویی
gossip
اراجیف بد گویی
vituperation
ناسزا گویی
jests
بذله گویی
wittiness
بذله گویی
wittiness
لطیفه گویی
word salad
اشفته گویی
to speak ill of
بد گویی کردن از
knocks
بد گویی کردن از
knocked
بد گویی کردن از
knock
بد گویی کردن از
jest
بذله گویی
to fling d.
بد گویی کردن
jocose
بذله گویی
idioglossia
نامفهوم گویی
echolalia
پژواک گویی
divination
غیب گویی
divagation
پریشان گویی
metonymy
به تقریب گویی
missatement
خلاف گویی
open heartedness
رک گویی صداقت
poeticism
شعر گویی
prate
یاوه گویی
echophrasia
پژواک گویی
logorrhea
پراکنده گویی
lallation
کودکانه گویی
idiolalia
مهمل گویی
gratulation
تبریک گویی
iterance
باز گویی
free spokenness
ساده گویی
labyrinthine speech
پریشان گویی
polylogia
پریشان گویی
facetiousness
بذله گویی
extemporization
بالبداهه گویی
polyphrasia
پریشان گویی
ambage
ابهام گویی
pseudology
دروغ گویی
tachyphemia
شتابان گویی
somniloquy or quence
سخن گویی
stilted speech
مطنطن گویی
tautologize
مکرر گویی
cluttering
بریده گویی
rants
بیهوده گویی
ranting
بیهوده گویی
ranted
بیهوده گویی
rant
بیهوده گویی
exaggeration
گزافه گویی
soliloquize
تک گویی کردن
so to speak
چنانکه گویی
self contradiction
تناقض گویی
tachylalia
شتابان گویی
agitolalia
شتابان گویی
ranten
بیهوده گویی
witticism
بذله گویی
leasing
دروغ گویی
revilement
ناسزا گویی
rhodomontade
گزاف گویی
rodomontade
گزاف گویی
scandalum magnatum
بد گویی از بزرگان
jocosely
بذله گویی
knob
دستگیره گویی
contradictions
خلاف گویی
invective
ناسزا گویی
door-knob
دستگیره گویی
ellipsis
بریده گویی
knobs
دستگیره گویی
irony
وارونه گویی
ironies
وارونه گویی
reticency
سکوت کم گویی
repetitions
باز گویی
contradiction
خلاف گویی
repetition
باز گویی
extravaganza
فانتزی گزاف گویی
divining rod
چوب غیب گویی
delirium
پرت گویی دیوانگی
tergiversation
بی ثباتی تناقض گویی
divining
غیب گویی کردن
divines
غیب گویی کردن
divine
غیب گویی کردن
logorrhea
پرحرفی وبیهوده گویی
deliriousness
پرت گویی
[روانشناسی]
overstating
گزافه گویی کردن
overstates
گزافه گویی کردن
overstated
گزافه گویی کردن
divined
غیب گویی کردن
recriminatory
پس دهنده بد گویی یاتهمت
extravaganzas
فانتزی گزاف گویی
obsequiousness
تملق مزاج گویی
hyperbole
غلو گزاف گویی
chicanery
ضد ونقیض گویی مغالطه
chicaneries
ضد ونقیض گویی مغالطه
deliriousness
هذیان گویی
[روانشناسی]
corespondent
مسئول جواب گویی
pleasantries
بذله گویی شوخی
Do you mean it ? Really ? Honestly ?
جان من ؟( جدی می گویی )
pleasantry
بذله گویی شوخی
toucher
گویی که باجک برخوردکند
quirks
مزاجی تناقض گویی
quirk
مزاجی تناقض گویی
overstate
گزافه گویی کردن
exaggerating
گزافه گویی کردن
fribble
یاوه گویی کردن
natters
یاوه گویی کردن
nattering
یاوه گویی کردن
hyperbolize
گزافه گویی کردن
it look as if
چنین مینماید که گویی
grandiloquence
گزاف گویی مبالغه
bounce
جست گزاف گویی
witticism
شوخی لطیفه گویی
bounced
جست گزاف گویی
Is that so ? You dont say.
نه بابا ( جدی می گویی ) ؟
effusively
چنانکه گویی بریزد
bounces
جست گزاف گویی
witticisms
شوخی لطیفه گویی
forebode
پیش گویی کردن
gutter ball
گویی که به شیار میافتد
doted
پرت گویی کردن
bullshit
چرند گویی کردن
natter
یاوه گویی کردن
dotes
پرت گویی کردن
dote
پرت گویی کردن
veridical
از روی حقیقت گویی
nattered
یاوه گویی کردن
exaggerate
گزافه گویی کردن
recriminative
پس دهنده بد گویی یا تهمت
exaggerates
گزافه گویی کردن
bounces
پریدن گزاف گویی کردن
bombast
جنس پنبهای گزافه گویی
bounced
پریدن گزاف گویی کردن
mealy mouthed
دریغ دارنده ازراست گویی
bounce
پریدن گزاف گویی کردن
mealy-mouthed
دریغ دارنده ازراست گویی
longbow
اغراق گویی کمان دستی
self contradiction
معارضه بانفس تناقض گویی
longbows
اغراق گویی کمان دستی
rodomontade
گزافه گویی کردن فریاد
my ears burn
گویی کسی از من سخن می گوید
magniloquence
قلمبه نویسی گزاف گویی
welcoming drink
نوشیدنی خوش آمد گویی
flim flam
هرزه درایی گزاف گویی
divination
پیش گویی فال گیری
geomancy
غیب گویی ازروی خاک
monological
وابسته بشیوه تنهاسخن گویی
mythomania
جنون دروغ یا اغراق گویی
You took the words out of my mouth.
جانا سخن از زبان ما می گویی
he coins money
گویی پول سکه میزند
ingenuously
ازروی سادگی بارک گویی
he made a show of goung
چنان وانمودکردکه گویی میرود
sciomacy
غیب گویی از روی سایه مرده
rhabdomancy
پیش گویی بوسیله چوب یاعصا
fatidic
وابسته به پیش گویی حوادث و وقایع
humoristic
مبنی بربذله گویی یا فکاهی نویسی
improvisatory
وابسته به بدیهه گویی یابدیهه سازی
improvisatorial
وابسته به بدیهه گویی یابدیهه سازی
on
گویی که هدف ضربه بعدی است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com