English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
hypaethral بی پوشش روبه اسمان
Other Matches
heavenward روبه اسمان
nickel clad sheet ورقه پوشش شده نیکلی ورق با پوشش نیکل
bezel پوشش مقابل یک پوشش کامپیوتر یا واحد دیسک درایو
screening, screenings پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screened پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screen پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screens پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
face نما روبه
aport روبه بندر
pronely روبه زمین
one foot in the grave <idiom> روبه موت
foxiness روبه صفتی
faces نما روبه
alow روبه پایین
downward روبه پایین
north روبه شمال
degenerating روبه انحطاط گذاردن
landside طرف روبه خشکی
in the wired eye روبه روی باد
to lie prostrate روبه زمین خوابیدن
gray روبه سفیدی رونده
degenerates روبه انحطاط گذاردن
to lay prostrate روبه زمین خواباندن
face up ورق روبه بالا
to be on the increase روبه افزایش گذاشتن
decrescent روبه نقصان گذارنده
degenerated روبه انحطاط گذاردن
degenerate روبه انحطاط گذاردن
point-blank روبه نشان مستقیم
point blank روبه نشان مستقیم
slyness روبه بازی شیطنت
fowling روبه بازی یادوروئی کردن
extrorse روبه بیرون پشت بمادگی
snail's pace <idiom> حرکت آهسته روبه جلو
moribund در سکرات موت روبه مرگ
so far, so good <idiom> تا حالاهمه چیز روبه راه است
straight off مستقیما درجلو موج روبه ساحل
comparative cover پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
english toy spaniel نوعی سگ پشمالوی دارای پیشانی برامده وبینی روبه بالا
height اسمان
heights اسمان
blue اسمان
on high به اسمان
on high در اسمان
bluer اسمان
heaven اسمان
hypethral رو به اسمان
firmament اسمان
welkin اسمان
the blue اسمان
bluest اسمان
the upper regions اسمان
sky اسمان
tramps اسمان جل
tramped اسمان جل
skies اسمان
tramp اسمان جل
heavens اسمان
cuticle پوشش مو پوشش شاخی
primum mobile اسمان دهم
celestial sphere کره اسمان
skyward بسوی اسمان
skyscrapers اسمان خراش
skyscraper اسمان خراش
lofts کبوترخانه اسمان
loft کبوترخانه اسمان
planetariums اسمان نما
thunder اسمان غرش
bluer اسمان نیلگون
blue اسمان نیلگون
planetarium اسمان نما
thunders اسمان غرش
thundered اسمان غرش
the seventh heaven اسمان هفتم
mackerel sky اسمان پیسه
bluest اسمان نیلگون
skywards سوی اسمان
skyey اسمان وار
sky scraper اسمان خراش
skiey اسمان وار
the vault of heaven گنبد اسمان
sky scaper اسمان خراش
heavenward بطرف اسمان
heavenwards سوی اسمان
the round of heaven گنبد اسمان
olympus اسمان بهشت
the kingdom of heaven ملکوت اسمان
azure اسمان نیلگون
uranorama اسمان نما
uranology اسمان شناسی
sky-high خیلی بالا در اسمان
sky blue رنگ ابی اسمان
heavens عرش هفت اسمان
zenith بالاترین نقطه اسمان
heaven هفت طبقه اسمان
ascension عروج عیسی به اسمان
heavens هفت طبقه اسمان
the milky way اسمان دره کاهکشان
serene متین اسمان صاف
heaven عرش هفت اسمان
uranographical وابسته به اسمان نگاری
sky high خیلی بالا در اسمان
uranographic وابسته به اسمان نگاری
guidance هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
roof covering material مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
uranus خدای اسمان فرزندزمین و پدرتیتان ها
Milky Way اسمان دره جاده شیری
it thunders صدای اسمان غرغره میاید
uranography عالم شناسی اسمان نگاری
ascension day روز عروج عیسی به اسمان
starfinder وسیله شناسایی ستارگان در اسمان
snow blink تکههای ابر سفید در اسمان یا صفحه رادار
astrodome گنبد شیشهای که خلبان میتواند از وراء ان اسمان رامشاهده کند
sky glow انعکاس نور یک جنگ افزار یاشعله دهانه ان در صفحه اسمان
antisubmarine screen پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
clear air turbulence اشفتگی در اسمان فاقد ابر که معمولا در ارتفاعات بالا وهمراه با تغییر سرعت درنزدیکی مسیر خروج گازهامیباشد
thundered اسمان غرش کردن باصدای رعد اسا ادا کردن
thunder اسمان غرش کردن باصدای رعد اسا ادا کردن
thunders اسمان غرش کردن باصدای رعد اسا ادا کردن
surfaces پوشش
coats پوشش
robes پوشش
packing پوشش
shroud پوشش
surfaced پوشش
surface پوشش
coating پوشش
disguise پوشش
shrouded پوشش
coat پوشش
coated پوشش
coatings پوشش
disguising پوشش
robe پوشش
disguised پوشش
disguises پوشش
cladding پوشش
involucrum پوشش
perianth پوشش گل
revetment پوشش
sconce پوشش
tunc پوشش
encrustations پوشش
involucre پوشش
integument پوشش
hypethral بی پوشش
crustification پوشش
camouflage پوشش
camouflaged پوشش
camouflages پوشش
camouflaging پوشش
coverture پوشش
cowling پوشش
encrustation پوشش
encrustment پوشش
envelopment پوشش
head gear پوشش سر
concealment پوشش
cover پوشش
coverings پوشش
capping پوشش
case پوشش
coverage پوشش
capsules پوشش
capsule پوشش
overlays پوشش
shield پوشش
casing پوشش
cases پوشش
linings پوشش
masks پوشش
mask پوشش
sheaths پوشش
covering پوشش
sheath پوشش
tunic پوشش
tunics پوشش
masking پوشش
covers پوشش
cowls پوشش
cowl پوشش
reimbursements پوشش
reimbursement پوشش
mulches پوشش
encasing پوشش
mulch پوشش
envelopes پوشش
shields پوشش
facing پوشش
facings پوشش
sheathing پوشش
jackets پوشش
casings پوشش
envelope پوشش
roofs پوشش
lining پوشش
overlay پوشش
overlaying پوشش
roof پوشش
jacket پوشش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com