Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
soaking
تابش متعادل
Other Matches
offset
رقم متعادل کننده متعادل کردن
offsetting
رقم متعادل کننده متعادل کردن
equilibrate
متعادل کردن متعادل شدن
clear one's ears
متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
level-headed
متعادل
balanced
متعادل
even-tempered
متعادل
equilibrant
متعادل
dominant
متعادل
ballast concrete
بتن متعادل
coequal
متعادل ومتساوی
ballast concrete
بتن متعادل
baling press
پرس متعادل
stabilisers
متعادل کننده
be in ballast
متعادل بودن
corrector
متعادل کننده
rounded
<adj.>
کامل و متعادل
bales
متعادل کردن
bale
متعادل کردن
counterbalances
متعادل کردن
counterbalanced
متعادل کردن
stabilizer
متعادل کننده
lopsided
غیر متعادل
compensator
متعادل کننده
balancer
متعادل کننده
equilibrium drawdown
افت متعادل
equilibrant
نیروی متعادل
balance
متعادل کردن
balanced armature unit
جوشن متعادل
historical cost
قیمت متعادل
balancing
متعادل کردن
regulator
متعادل کننده
regulators
متعادل کننده
moderate speed
سرعت متعادل
offsetting
وزنه متعادل
offset
وزنه متعادل
balanced circuit
مدار متعادل
counterbalance
متعادل کردن
balances
متعادل کردن
equilibration
متعادل کردن
equilibrium flow
جریان متعادل
balanced system
سیستم متعادل
balanced state
حالت متعادل
balanced rudder
سکان متعادل
stabilizing sleeve
غلاف متعادل کننده
balanced stock
ذخیره اماد متعادل
balance collective forces
نیروهای کلی متعادل
balanced pressure torch
[مشعل با فشار متعادل]
sash balancing weight
وزنه متعادل کننده
balanced load
بار خارجی متعادل
ballast
وزنه متعادل کننده
dashpot
استوانه متعادل کننده
delay equalizer
متعادل کننده تاخیری
disequilibrate
غیر متعادل کردن
interchange current
جریان متعادل کننده
balanced supply
اماد متعادل شده
equilibrium moisture content
درصد رطوبت متعادل
even keel
حرکت متعادل ناو
equilibrium pressure curve
منحنی فشار متعادل
interphase reactor
پیچک متعادل کننده
counterpoise
نیروی متعادل کننده
line charge compensation reactor
پیچک متعادل کننده
unbalance
غیر متعادل کردن
unbalancing
غیر متعادل کردن
unbalances
غیر متعادل کردن
stabilization
متعادل کردن تعادل
equipoise
برابری دروزن متعادل ساختن
impedance compensator
متعادل کننده مقاومت فاهری
balanced tackle
وضع متعادل وسایل ماهیگیری
stabilizing sleeve
پرده متعادل کننده گلولههای منور
pressure equalized addition funnel
قیف افزایشی متعادل کننده فشار
balance
تراز شدن متعادل کردن ترازو
balances
تراز شدن متعادل کردن ترازو
stabilizing fin
پرههای متعادل کننده گلوله در مسیر
isodose
هم تابش
radiational
تابش
eradiation
تابش
phosphorogenic
تابش زا
total radiation
تابش کل
coruscation
تابش
radiation of heat
تابش
effulge
تابش
effulgence
تابش
fulgency
تابش
glow
تابش
erythema
تابش
glint
تابش
glinted
تابش
glinting
تابش
glints
تابش
lustre
تابش
glowed
تابش
glows
تابش
glitters
تابش
emission
تابش
emissions
تابش
glittered
تابش
glitter
تابش
shine
تابش
radioactivity
تابش
radiation
تابش
irradiation
تابش
shines
تابش
brilliance
تابش
swingweight
وضع متعادل چوب گلف پس ازپایان حرکت
isometric view
رسمی که سه بعد شی را به نسبت متعادل نشان میدهد
emissivity
تابش نسبی
radiation field
میدان تابش
radiation hazard
گزند تابش
sunshine
تابش افتاب
energy radiation
تابش انرژی
radiation loss
گمگشتگی تابش
lustreer
تابش فروزندگی
incidence plane
صفحه تابش
polarized radiation
تابش قطبیده
plane of incidence
صفحه تابش
radiant intensity
شدت تابش
annihilation radiation
تابش نابودی
radiation constants
ثابتهای تابش
heat radiation
تابش گرما
radiation density
تراکم تابش
incidence angle
زاویه تابش
radiation efficiency
راندمان تابش
exciting radiation
تابش برانگیزاننده
irradiance
درخشندگی تابش
irradiancy
درخشندگی تابش
radiation pattern
الگوی تابش
electromagnetic radiation
تابش الکترومغناطیسی
ultraviolet radiation
تابش فرابنفش
shine
فروغ تابش
shines
فروغ تابش
soft radiation
تابش نرم
cosmic rays
تابش کیهانی
background radiation
تابش زمینه
solarization
تابش افتاب
irradiation
تابش دهی
anneal
پخت تابش
angle of reflection
زاویه تابش
angle of incidence
زاویه تابش
thermal emission
تابش حرارتی
thermal radiation
تابش حرارتی
wave radiation
تابش موج
visible radiation
تابش مرئی
spectrum
گستره تابش
sheen
تابش برق
radiometer
تابش سنج
radiation intensity
شدت تابش
radiation laws
قوانین تابش
fluorescence
تابش ماهتابی
flash
تابش انی
primary cosmic rays
تابش کیهانی
cosmic radiation
تابش کیهانی
flashed
تابش انی
flashes
تابش انی
irradiate
تابش دادن
black light
تابش فرابنفش
irradiated
تابش دادن
irradiates
تابش دادن
candescent
تابش یاگرما
irradiating
تابش دادن
bolometri
تابش سنجی
deadlock
حالت عدم فعالیتی که در اثروجود دو نیروی متعادل ایجادگردد
polarized electromagnetic radiation
تابش الکترومغناطیسی قطبیده
planck's radiation law
قانون تابش پلانک
radiation of heat
انتقال گرمابوسیله تابش
ionizing radiation
تابش یون ساز
hard radiation
تابش یا پرتو سخت
glow
التهاب تابش گداختگی
glowed
التهاب تابش گداختگی
glows
التهاب تابش گداختگی
continuous background radiation
تابش زمینهای پیوسته
bolometric magnitude
قدر تابش سنجی
blackbody radiation
تابش جسم سیاه
opalescence
تابش قوس و قزحی
flames
مشتعل شدن تابش
flame
مشتعل شدن تابش
ionizing radiation
تابش یونیزه کننده
near ultraviolet radiation
تابش فرابنفش نزدیک
kirchhoff radiation law
قانون تابش کیرشهف
net radiation factor
ضریب تابش خالص
accidentalism
اثرات تابش نورمصنوعی براشیاء
dazzles
تابش یا روشنی خیره کننده
glare
تابش خیره کننده تشعشع
glares
تابش خیره کننده تشعشع
dazzled
تابش یا روشنی خیره کننده
radioactive
پرتو افشان تابش دار
glared
تابش خیره کننده تشعشع
dazzling
تابش یا روشنی خیره کننده
dazzle
تابش یا روشنی خیره کننده
photon
تنها یک الکترون تابش شود
sunlight
تابش افتاب انعکاس نور خورشید
roentgen
واحد تابش تشعشعات یونیزه کننده
thermionic
مربوط به تابش الکترونها ازاجسام داغ
isodose
دارای تابش یا اشعه برابر هم شعاع
radiation cooling
سرد شدن توسط تابش مستقیم از سطح
angle of incidence
زاویه بین شعاع تابش و عمود به صفحه
roentgenography
عکس برداری بوسیله تابش اشعه مجهول
balance
خط ارتباطی که از هر سه توسط یک مدار متعادل بسته شده است تا از انعکاس سیگنال جلوگیری کند
balances
خط ارتباطی که از هر سه توسط یک مدار متعادل بسته شده است تا از انعکاس سیگنال جلوگیری کند
delayed neutrons
نوترونهای تابش شده از یک هسته برانگیخته در یک پروسه رادیواکتیو
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com