Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (2 milliseconds)
English
Persian
hard radiation
تابش یا پرتو سخت
Search result with all words
radioactive
پرتو افشان تابش دار
black body radiation
تابش جسم سیاه پرتو جسم سیاه
Other Matches
infrared ray
اشعه مادون قرمز پرتو مادون قرمز پرتو فرو سرخ
rontgen rays
پرتو X
radiance
پرتو
beamless
بی پرتو
rayon
پرتو
shaft
پرتو
reactions
پرتو
radioactive
پرتو زا
ray
پرتو
aegis
پرتو
radiancy
پرتو
shafts
پرتو
beam
پرتو
reaction
پرتو
straight line
پرتو
beams
پرتو
radiation
پرتو
rayless
بی پرتو
anode rays
پرتو اندی
cathode rays
پرتو کاتدی
canal rays
پرتو کانالی
beta radiation
پرتو بتا
an incident ray
پرتو ساقط
X-ray
پرتو ایکس
X-ray
پرتو رونتگن
X-rayed
پرتو رونتگن
X-raying
پرتو ایکس
X-raying
پرتو رونتگن
projector
پرتو افکن
projectors
پرتو افکن
radiology
پرتو شناسی
radiotherapy
پرتو درمانی
cosmic rays
پرتو کیهانی
irradiation
پرتو افکنی
actiniform
پرتو مانند
X-rayed
پرتو ایکس
actinolagy
پرتو شناس
actinometry
پرتو سنجی
alpha rediation
پرتو الفا
eradiate
پرتو افکندن
corpuscular ray
پرتو ذرهای
light ray
پرتو نور
luminesce
پرتو افکندن
posivite ray
پرتو مثبت
radar beam
پرتو رادار
roentgen ray
پرتو رونتگن
roentgen ray
پرتو ایکس
rontgen rays
پرتو مجهول
silvery rays
پرتو سیمین
x radiation
پرتو ایکس
x rays
پرتو ایکس
light beam
پرتو نور
irradiative
پرتو افکن
ionic ray
پرتو یونی
cosmic radiation
پرتو کیهانی
primary cosmic rays
پرتو کیهانی
cosmicray
پرتو کیهانی
double beam
پرتو مضاعف
electron beam
پرتو الکترون
eradiation
پرتو افکنی
fire light
پرتو اتش
gamma radiation
پرتو گاما
gamma ray
پرتو گاما
illuminating beam
پرتو روشنایی
illuminating beam
پرتو نور
image ray
پرتو تصویر
gleams
پرتو انی
illuminating
پرتو افکندن
illuminates
پرتو افکندن
radiated
پرتو افکندن
illuminate
پرتو افکندن
radiates
پرتو افکندن
radiate
پرتو افکندن
sunbeam
پرتو افتاب
sunbeams
پرتو افتاب
sun beam
پرتو افتاب
gleaming
پرتو انی
gleamed
پرتو انی
gleam
پرتو انی
radiating
پرتو افکندن
brilliance
تابش
glitter
تابش
coruscation
تابش
radiational
تابش
radiation of heat
تابش
emissions
تابش
fulgency
تابش
isodose
هم تابش
glitters
تابش
erythema
تابش
glittered
تابش
eradiation
تابش
phosphorogenic
تابش زا
radiation
تابش
effulgence
تابش
effulge
تابش
emission
تابش
radioactivity
تابش
glints
تابش
shines
تابش
glinted
تابش
lustre
تابش
irradiation
تابش
glinting
تابش
glint
تابش
shine
تابش
glow
تابش
glowed
تابش
glows
تابش
total radiation
تابش کل
x ray analysis
تحلیل پرتو ایکس
projections
تجسم پرتو افکنی
x ray microdiffraction
پراش پرتو ایکس
extraordinary ray
پرتو غیر عادی
shaft
تیرانداختن پرتو افکندن
radioisotope
ایزوتوپ پرتو افشان
cathod ray tube
لوله پرتو کاتدی
x ray apparatua
دستگاه پرتو ایکس
alpha radiation
وقوع طبیعی پرتو
shafts
تیرانداختن پرتو افکندن
Health physics
فیزیک محافظت از پرتو
x ray crystallography
بلورنگاری پرتو ایکس
x ray tube
لامپ پرتو ایکس
hard x ray
پرتو ایکس سخت
soft x rays
پرتو ایکس کم نفوذ
beamy
شاخ دار پر پرتو
The Physics of Radiation Protection
فیزیک محافظت از پرتو
x ray diffraction
پراش پرتو ایکس
to pour rays
پرتو افکندن یا پاشیدن
roentgen diffractometry
بلورنگاری پرتو ایکس
projection
تجسم پرتو افکنی
incidence plane
صفحه تابش
plane of incidence
صفحه تابش
irradiance
درخشندگی تابش
irradiancy
درخشندگی تابش
wave radiation
تابش موج
visible radiation
تابش مرئی
lustreer
تابش فروزندگی
radiometer
تابش سنج
radiation pattern
الگوی تابش
soft radiation
تابش نرم
radiation loss
گمگشتگی تابش
radiation laws
قوانین تابش
radiation intensity
شدت تابش
radiation hazard
گزند تابش
radiation field
میدان تابش
radiation efficiency
راندمان تابش
radiation constants
ثابتهای تابش
solarization
تابش افتاب
fluorescence
تابش ماهتابی
thermal emission
تابش حرارتی
polarized radiation
تابش قطبیده
thermal radiation
تابش حرارتی
radiation density
تراکم تابش
ultraviolet radiation
تابش فرابنفش
radiant intensity
شدت تابش
incidence angle
زاویه تابش
angle of incidence
زاویه تابش
electromagnetic radiation
تابش الکترومغناطیسی
angle of reflection
زاویه تابش
anneal
پخت تابش
primary cosmic rays
تابش کیهانی
cosmic radiation
تابش کیهانی
sunshine
تابش افتاب
background radiation
تابش زمینه
irradiate
تابش دادن
soaking
تابش متعادل
candescent
تابش یاگرما
black light
تابش فرابنفش
shine
فروغ تابش
irradiation
تابش دهی
emissivity
تابش نسبی
sheen
تابش برق
spectrum
گستره تابش
shines
فروغ تابش
irradiating
تابش دادن
cosmic rays
تابش کیهانی
heat radiation
تابش گرما
flash
تابش انی
irradiates
تابش دادن
annihilation radiation
تابش نابودی
irradiated
تابش دادن
flashed
تابش انی
exciting radiation
تابش برانگیزاننده
flashes
تابش انی
energy radiation
تابش انرژی
bolometri
تابش سنجی
electron beam deflection system
سیستم شکست پرتو الکترونی
rontgenogram
عکسی که با پرتو مجهول بردارند
blackbody radiation
تابش جسم سیاه
glowed
التهاب تابش گداختگی
glows
التهاب تابش گداختگی
continuous background radiation
تابش زمینهای پیوسته
flames
مشتعل شدن تابش
ionizing radiation
تابش یونیزه کننده
kirchhoff radiation law
قانون تابش کیرشهف
ionizing radiation
تابش یون ساز
near ultraviolet radiation
تابش فرابنفش نزدیک
opalescence
تابش قوس و قزحی
net radiation factor
ضریب تابش خالص
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com