English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
preference function تابع ترجیح
Other Matches
nests 1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
nest 1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
transitivity principle بر مبنای این اصل منطقی چنانچه شق 1 بر 2ترجیح داده شود و همچنین شق 2 بر 3 نیز ترجیح یابددر این صورت این اصل حکم میکند که 1 بر 3 نیز ترجیح داده شود
equivalence 1-تابع And 2-تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
options ترجیح
option ترجیح
stub تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
library تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند
libraries تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند
stubs تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbed تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbing تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
distinctions برتری ترجیح
preferring ترجیح دادن
prefers ترجیح یافتن
preferrer ترجیح دهنده
revealed preference ترجیح اشکار
prefer ترجیح یافتن
undue preference ترجیح بلامرجح
prefers ترجیح دادن
distinction برتری ترجیح
time preference ترجیح زمانی
preferable قابل ترجیح
preference رجحان ترجیح
preferences رجحان ترجیح
preferring ترجیح یافتن
prefer ترجیح دادن
tea is preferable to water چایی بر اب ترجیح دارد
distinction without a difference ترجیح بلا مرجحdistillate
social rate of time preference نرخ ترجیح زمانی اجتماعی
To turn tail . To show a clean pair of heels . فرار را بر قرار ترجیح دادن
marginal rate of time preference نرخ نهائی ترجیح زمانی
i would sooner die than lie مردن را به دروغ گفتن ترجیح میدهم
Most home helps prefer to live out. بسیاری از کارگران خانگی ترجیح می دهند بیرون از خانه زندگی کنند .
liquidity trap سرمایه گذاری بسیار کم بوده و سرمایه گذاران ترجیح میدهند که دارائیهای خود رابه شکل پول نقد نگاه دارند
re entry فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
re-entry فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
preferring ترجیح دادن برتری دادن
prefer ترجیح دادن برتری دادن
prefers ترجیح دادن برتری دادن
incidents تابع
incident تابع
subsidiary تابع
subsidiaries تابع
citizens تابع
citizen تابع
subjects تابع
function تابع
subject تابع
tributary تابع
functions تابع
functioned تابع
subjected تابع
submission تابع
subordinate تابع
subordinates تابع
subjecting تابع
subservient تابع
amenable تابع
suffragan تابع
apanage تابع
subordinative تابع
function generator تابع زا
function code کد تابع
sequela تابع
accessory تابع
follwer تابع
adjectives تابع
adjective تابع
servitor تابع
sequent تابع
dependent تابع
ancillary تابع
subordinated تابع
tributaries تابع
dependant تابع
dependants تابع
passives تابع
passive تابع
subalterns تابع
subordinating تابع
subaltern تابع
step function تابع پلکانی
subdominant تابع تبعی
stress function تابع تنش
step function تابع پلهای
supply function تابع عرضه
state function تابع حالت
single variable function تابع یک متغیره
power function تابع توانی
single valued function تابع یک جوابی
standard function تابع استاندارد
single valued function تابع یک مقداری
production function تابع تولید
proper function ویژه تابع
proper function مشخصه تابع
real function تابع حقیقی
recursive function تابع بازگشتی
revenue function تابع درامد
preference function تابع رجحان
power function تابع قدرت
saving function تابع پس انداز
echelons ردههای تابع
echelon ردههای تابع
elementary function تابع ابتدایی
sheffer function تابع شفر
sine function تابع سینوسی
probability function تابع احتمال
hamiltonian function تابع هامیلتون
input function تابع اولیه
eigenfunction تابع مشخصه
eigenfunction ویژه تابع
distribution function تابع توزیع
discriminant function تابع تشخیص
discontinuous function تابع ناپیوسته
dependent variable متغیر تابع
density function تابع چگالی
demand function تابع تقاضا
decreasing function تابع نزولی
integrand تابع زیرانتگرال
cost function تابع هزینه
intrinsic function تابع فطری
control function تابع کنترلی
continuous function تابع پیوسته
increasing function تابع صعودی
even function تابع زوج
hyperbolic function تابع هذلولی
gibbs function تابع گیبس
generating function تابع زاینده
generating function تابع مولد
function invocation احضار تابع
function generator مولد تابع
frequency function تابع بسامد
frequency dependant تابع فرکانس
impedance function تابع امپدانس
external function تابع برونی
exponential function تابع نمایی
exponential function تابع نمائی
impluse function تابع ضربهای
increasing function تابع فزاینده
consumption function تابع مصرف
inverse function تابع معکوس
load function تابع بار
logarithmic function تابع لگاریتمی
logical function تابع منطقی
minimal function تابع کمین
hamiltonian function تابع هامیلتونی
normal function تابع بهنجار
normalized function تابع بهنجار
objective function تابع هدف
of iranian nationality تابع ایران
partial function پاره تابع
partial function تابع جزئی
partition function تابع تقسیم
phi gamma function تابع فی- گاما
logic function تابع منطقی
point function تابع نقطهای
dependent تابع نامستقل
aggregate demand function تابع تقاضای کل
aggregate production function تابع تولید کل
inverse function تابع وارون
lagrangian function تابع لاگرانژی
linear function تابع خطی
characteristic function مشخصه تابع
characteristic function ویژه تابع
characteristic function تابع مشخصه
built in function تابع توکار
boolean function تابع بولی
approximation function تابع تقریب
approximating function تابع تقریب
analytical function تابع تحلیلی
allocation function تابع تخصیص
power function تابع توان
subordinating تابع قراردادن
adherent تابع پیرو
adherents تابع پیرو
work function تابع کار
weight function تابع وزنی
sub تحت تابع
subs تحت تابع
wave function تابع موجی
utility function تابع کاربردی
trigonometric function تابع مثلثاتی
vassal تابع پیرو
function تابع [ریاضی]
procedural استفاده از یک تابع
functioned طرزکار تابع
subordinates تابع قراردادن
subordinated تابع قراردادن
subordinate تابع قراردادن
functions طرزکار تابع
vassals تابع پیرو
well behaved function تابع خوشرفتار
function طرزکار تابع
integral تابع اولیه
subsumption تابع [مطیع]
trial function تابع ازمایشی
total revenue function تابع درامد کل
total cost function تابع هزینه کل
hypotaxis تابع [مطیع]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com