English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (12 milliseconds)
English Persian
production function تابع تولید
Search result with all words
matrix آرایه اتصالات بین دروازههای منط قی که تولید تعدادی تابع منط قی ممکن میکند
matrixes آرایه اتصالات بین دروازههای منط قی که تولید تعدادی تابع منط قی ممکن میکند
primitive تابع ابتدایی که برای تولید تابعهای پیچیده تر به کار می رود. 2-
aggregate production function تابع تولید کل
cobb doglas production function ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
disjunction تابع منط قی که در صورتی که ورودی درست باشد خروجی درست تولید میکند
euler theorem در صورتی که تابع تولید همگن درجه یک باشد بر اساس قضیه اولر کل تولید مساوی مجموع پرداختی ها به عوامل تولیدمیباشد
homogeneous production function تابع تولید همگن
linear homogenous production function تابع تولید خطی همگن
Other Matches
nests 1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
nest 1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
equivalence 1-تابع And 2-تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
libraries تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند
stubs تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stub تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbing تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbed تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
library تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند
capacity cost هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
embryophyte گیاهی که تولید گیاهک تخم زانموده و درنتیجه تولید بافتهای اوندی مینماید
pilot line operation کار تولید حداقل کالاهای نظامی فقط به منظور حفظ سیستم تولید
component 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
components 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
producer's goods هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
seconds مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconded مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
second مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconding مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
production overheads هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
increasing cost industry حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
planar روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
derived demand تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
cost fraction نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
declassified cost هزینه کالای تولید شده که دران سهم هر یک از عوامل تولید مشخص شده باشد
oem شرکتی ه قط عاتی تولید میکند که بخشهای اصلی را تولید کنندههای دیگر ساخته اند و محصول را برای کاربر خاص ایجاد میکند
matrixes چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
matrix چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
acceleration principle یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
spermary غده تولید کننده منی محل تولید منی
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
mixed capitalism نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
fullest مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
full مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
gnp gap شکاف تولید ناخالص ملی اختلاف بین تولید ناخالص ملی واقعی وتولیدناخالص ملی بالقوه
re-entry فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
re entry فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
half جمع کننده دودویی که میتواند نتیجه جمع دو ورودی را تولید کند. و رقم نقل خروجی تولید میکند ولی نمیتواند رقم نقل ورودی بپذیرد
producers burden of tax بار مالیات تولید کنندگان سهم تولید کنندگان از مالیات
citizen تابع
function generator تابع زا
incidents تابع
citizens تابع
dependent تابع
subservient تابع
subsidiary تابع
follwer تابع
subsidiaries تابع
incident تابع
function code کد تابع
apanage تابع
subjects تابع
subjecting تابع
functioned تابع
functions تابع
subordinate تابع
subordinated تابع
subordinates تابع
subordinating تابع
function تابع
adjectives تابع
accessory تابع
submission تابع
tributaries تابع
tributary تابع
subject تابع
subjected تابع
adjective تابع
amenable تابع
dependant تابع
dependants تابع
passive تابع
subalterns تابع
subaltern تابع
ancillary تابع
servitor تابع
suffragan تابع
subordinative تابع
passives تابع
sequela تابع
sequent تابع
state function تابع حالت
power function تابع توانی
sidekick شخص تابع
standard function تابع استاندارد
step function تابع پلهای
step function تابع پلکانی
stress function تابع تنش
total function تابع کامل
subs تحت تابع
sub تحت تابع
adherents تابع پیرو
adherent تابع پیرو
single variable function تابع یک متغیره
single valued function تابع یک جوابی
single valued function تابع یک مقداری
power function تابع قدرت
preference function تابع رجحان
preference function تابع ترجیح
probability function تابع احتمال
proper function ویژه تابع
proper function مشخصه تابع
real function تابع حقیقی
recursive function تابع بازگشتی
echelons ردههای تابع
echelon ردههای تابع
revenue function تابع درامد
saving function تابع پس انداز
sheffer function تابع شفر
sine function تابع سینوسی
supply function تابع عرضه
tax function تابع مالیات
weight function تابع وزنی
well behaved function تابع خوشرفتار
subordinates تابع قراردادن
work function تابع کار
subordinated تابع قراردادن
function تابع [ریاضی]
subordinate تابع قراردادن
hypotaxis تابع [مطیع]
vassals تابع پیرو
vassal تابع پیرو
postponement تابع [مطیع]
submission تابع [مطیع]
suborder تابع [مطیع]
subordinating تابع قراردادن
wave function تابع موجی
utility function تابع کاربردی
functions طرزکار تابع
temperature function تابع دما
threshold function تابع استانهای
to heel تابع دراختیار
total cost function تابع هزینه کل
functioned طرزکار تابع
total revenue function تابع درامد کل
total utility function تابع مطلوبیت کل
transfer function تابع انتقال
transformation function تابع تبدیل
function طرزکار تابع
trial function تابع ازمایشی
trigonometric function تابع مثلثاتی
utility function تابع مفید
subordination تابع [مطیع]
generating function تابع مولد
elementary function تابع ابتدایی
eigenfunction تابع مشخصه
eigenfunction ویژه تابع
distribution function تابع توزیع
input function تابع اولیه
discriminant function تابع تشخیص
discontinuous function تابع ناپیوسته
integrand تابع زیرانتگرال
dependent variable متغیر تابع
density function تابع چگالی
demand function تابع تقاضا
decreasing function تابع نزولی
intrinsic function تابع فطری
cost function تابع هزینه
inverse function تابع معکوس
increasing function تابع صعودی
increasing function تابع فزاینده
even function تابع زوج
function invocation احضار تابع
function generator مولد تابع
generating function تابع زاینده
gibbs function تابع گیبس
hamiltonian function تابع هامیلتون
frequency function تابع بسامد
hamiltonian function تابع هامیلتونی
frequency dependant تابع فرکانس
hyperbolic function تابع هذلولی
external function تابع برونی
impedance function تابع امپدانس
impluse function تابع ضربهای
exponential function تابع نمایی
exponential function تابع نمائی
control function تابع کنترلی
continuous function تابع پیوسته
consumption function تابع مصرف
dependent تابع نامستقل
logarithmic function تابع لگاریتمی
logic function تابع منطقی
logical function تابع منطقی
minimal function تابع کمین
normal function تابع بهنجار
normalized function تابع بهنجار
objective function تابع هدف
of iranian nationality تابع ایران
subsumption تابع [مطیع]
partial function پاره تابع
partial function تابع جزئی
partition function تابع تقسیم
phi gamma function تابع فی- گاما
point function تابع نقطهای
load function تابع بار
subdominant تابع تبعی
aggregate demand function تابع تقاضای کل
inverse function تابع وارون
characteristic function مشخصه تابع
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com