English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English Persian
linear function تابع خطی
Search result with all words
class در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
classed در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
classes در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
classing در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
direct objects فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
indirect objects فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
object فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
objected فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
objecting فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
objects فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
accession تابع وصول
matrix آرایه اتصالات بین دروازههای منط قی که تولید تعدادی تابع منط قی ممکن میکند
matrixes آرایه اتصالات بین دروازههای منط قی که تولید تعدادی تابع منط قی ممکن میکند
parity سیگنال وقفه از تابع بررسی خطا که بیان میکند داده دریافتی در برسی پریتی پذیرفته نشده و آسیب دیده است
totalitarianism سیستم حکومتی که در جمیع شئون زندگی فردی افراد یک ملت دخالت کرده ان را تابع برنامه کلی دولت می سازدکه این برنامه ممکن است درجهت منافع یک فرد یا یک گروه یا یک طبقه و یا کل اجتماع تنظیم شده باشد
aggregate دستوری در برنامه مدیریت پایگاه داده که باعث شروع یک تابع محاسباتی میشود
aggregate تابع محاسباتی پایگاه داده که روی فیلد انتخاب شده هر رکورد پایگاه داده اجرا می شود
aggregates دستوری در برنامه مدیریت پایگاه داده که باعث شروع یک تابع محاسباتی میشود
aggregates تابع محاسباتی پایگاه داده که روی فیلد انتخاب شده هر رکورد پایگاه داده اجرا می شود
enable استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار
enabled استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار
enables استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار
enabling استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار
join تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
joined تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
joins تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
meet تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
meets تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
compound مدار یا تابع منط قی که از چندین ورودی که خروجی می سازد
compounded مدار یا تابع منط قی که از چندین ورودی که خروجی می سازد
compounds مدار یا تابع منط قی که از چندین ورودی که خروجی می سازد
link تابع نرم افزاری که امکان ارسال داده بین برنامههای ناسازگار میدهد
global متغیر یا عددی که توسط هر تابع یا ساختار برنامه قابل دستیابی است
global تابع جستجو و جایگزینی پردازشگر کلمه در یک متن یا فایل کامل
global تابع جابجایی که یک قطعه متن
globally متغیر یا عددی که توسط هر تابع یا ساختار برنامه قابل دستیابی است
globally تابع جستجو و جایگزینی پردازشگر کلمه در یک متن یا فایل کامل
globally تابع جابجایی که یک قطعه متن
logical تابع بررسی یکسان بودن دو سیگنال منط قی
logic نشانه گرافیکی برای نمایش نوعی تابع منط قی
arithmetic تابع ریاضی اعمال شده روی داده
arithmetic علامتی که نشان دهنده یک تابع محاسباتی است .
intersection تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersections تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
graphics استاندارد برای دستورات نرم افزاری و توابع شرح ورودی /خروجی گرافیکی برای تامین تابع یکسان روی هر نوع سخت افزار
nest تعداد توابع در یک تابع
nest 1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
nests تعداد توابع در یک تابع
nests 1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
procedural استفاده از یک تابع
structure تعدادی تابع مرتبط به هم برای حل مشکلات
structures تعدادی تابع مرتبط به هم برای حل مشکلات
structuring تعدادی تابع مرتبط به هم برای حل مشکلات
identities تابع منط قی که تنها خروجی آن درست است که عملوندها یک ارزش را داشته باشند
identity تابع منط قی که تنها خروجی آن درست است که عملوندها یک ارزش را داشته باشند
engine بخشی از بسته نرم افزاری که تابع خاصی را انجام میدهد
implication آنگاه تابع And این دو نیز درست است
implications آنگاه تابع And این دو نیز درست است
inclusion آنگاه تابع And این دو نیز درست است
built-in تابع مخصوصی که در برنامه پیاده سازی شده است
integral تابع اولیه
except تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
differences تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
ancillary تابع
remote روش ارتباط بین دو برنامه که روی دو کامپیوتر اجرا شوند که متصل هستند. یک تابع نرم افزاری از کامپیوتر دیگر روی شبکه می پرسد تا مشکل را پردازش کند ونتیجه را نمایش دهد. در برنامههای server-client به کار می رود
remoter روش ارتباط بین دو برنامه که روی دو کامپیوتر اجرا شوند که متصل هستند. یک تابع نرم افزاری از کامپیوتر دیگر روی شبکه می پرسد تا مشکل را پردازش کند ونتیجه را نمایش دهد. در برنامههای server-client به کار می رود
remotest روش ارتباط بین دو برنامه که روی دو کامپیوتر اجرا شوند که متصل هستند. یک تابع نرم افزاری از کامپیوتر دیگر روی شبکه می پرسد تا مشکل را پردازش کند ونتیجه را نمایش دهد. در برنامههای server-client به کار می رود
subaltern تابع
subalterns تابع
passive تابع
passives تابع
peripheral برنامه یا تابع واسط
return آدرس مراجعه شده پس از اتمام تابع فراخوانی
return دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
returned آدرس مراجعه شده پس از اتمام تابع فراخوانی
returned دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
returning آدرس مراجعه شده پس از اتمام تابع فراخوانی
returning دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
returns آدرس مراجعه شده پس از اتمام تابع فراخوانی
returns دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
tracing تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
tracings تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
recoveries برگرداندن به برنامه پس ازثابت شدن خطاازنقط های که تابع فراخوانی صداشده بود
recovery برگرداندن به برنامه پس ازثابت شدن خطاازنقط های که تابع فراخوانی صداشده بود
predicate تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
predicated تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
predicates تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
predicating تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
union تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
unions تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
idealism روش فکری کسانی که معتقدندسیاست باید تابع ایده الهای انسانی باشد
stub تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbed تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbing تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubs تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
doctrinaire کسی که تابع دکترین خاصی است اصولی
alternation تابع منط قی که یک خروجی درست را در صورتی که هر یک از ورودی ها درست باشد ایجاد میکند
vassal تابع پیرو
vassals تابع پیرو
Other Matches
equivalence 1-تابع And 2-تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
library تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند
libraries تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند
re-entry فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
re entry فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
subjects تابع
functioned تابع
submission تابع
function code کد تابع
tributaries تابع
tributary تابع
function generator تابع زا
subject تابع
subjected تابع
subjecting تابع
subordinates تابع
subordinated تابع
subordinate تابع
accessory تابع
adjectives تابع
adjective تابع
subordinating تابع
incident تابع
function تابع
dependent تابع
subsidiary تابع
incidents تابع
amenable تابع
subservient تابع
dependant تابع
dependants تابع
suffragan تابع
subordinative تابع
sequela تابع
sequent تابع
apanage تابع
subsidiaries تابع
follwer تابع
functions تابع
citizen تابع
citizens تابع
servitor تابع
objective function تابع هدف
partition function تابع تقسیم
partial function پاره تابع
power function تابع قدرت
increasing function تابع فزاینده
subs تحت تابع
sine function تابع سینوسی
single valued function تابع یک مقداری
standard function تابع استاندارد
single variable function تابع یک متغیره
single valued function تابع یک جوابی
sheffer function تابع شفر
of iranian nationality تابع ایران
preference function تابع رجحان
partial function تابع جزئی
preference function تابع ترجیح
probability function تابع احتمال
production function تابع تولید
proper function ویژه تابع
proper function مشخصه تابع
sidekicks شخص تابع
point function تابع نقطهای
sidekick شخص تابع
real function تابع حقیقی
recursive function تابع بازگشتی
phi gamma function تابع فی- گاما
power function تابع توان
revenue function تابع درامد
saving function تابع پس انداز
power function تابع توانی
normalized function تابع بهنجار
aggregate production function تابع تولید کل
decreasing function تابع نزولی
demand function تابع تقاضا
density function تابع چگالی
dependent variable متغیر تابع
discontinuous function تابع ناپیوسته
discriminant function تابع تشخیص
distribution function تابع توزیع
eigenfunction ویژه تابع
eigenfunction تابع مشخصه
elementary function تابع ابتدایی
even function تابع زوج
allocation function تابع تخصیص
exponential function تابع نمائی
cost function تابع هزینه
control function تابع کنترلی
continuous function تابع پیوسته
aggregate demand function تابع تقاضای کل
analytical function تابع تحلیلی
dependent تابع نامستقل
approximating function تابع تقریب
approximation function تابع تقریب
boolean function تابع بولی
built in function تابع توکار
characteristic function تابع مشخصه
characteristic function ویژه تابع
characteristic function مشخصه تابع
consumption function تابع مصرف
exponential function تابع نمایی
external function تابع برونی
inverse function تابع معکوس
inverse function تابع وارون
function invocation احضار تابع
lagrangian function تابع لاگرانژی
load function تابع بار
logarithmic function تابع لگاریتمی
logic function تابع منطقی
logical function تابع منطقی
minimal function تابع کمین
echelons ردههای تابع
echelon ردههای تابع
intrinsic function تابع فطری
integrand تابع زیرانتگرال
input function تابع اولیه
frequency dependant تابع فرکانس
frequency function تابع بسامد
function generator مولد تابع
generating function تابع مولد
generating function تابع زاینده
gibbs function تابع گیبس
hamiltonian function تابع هامیلتون
hamiltonian function تابع هامیلتونی
hyperbolic function تابع هذلولی
impedance function تابع امپدانس
impluse function تابع ضربهای
increasing function تابع صعودی
normal function تابع بهنجار
wave function تابع موجی
function طرزکار تابع
utility function تابع مفید
subsumption تابع [مطیع]
trigonometric function تابع مثلثاتی
functioned طرزکار تابع
trial function تابع ازمایشی
transformation function تابع تبدیل
functions طرزکار تابع
transfer function تابع انتقال
total utility function تابع مطلوبیت کل
total revenue function تابع درامد کل
total function تابع کامل
subordinating تابع قراردادن
subordinates تابع قراردادن
function تابع [ریاضی]
work function تابع کار
well behaved function تابع خوشرفتار
weight function تابع وزنی
utility function تابع کاربردی
subordinate تابع قراردادن
subordinated تابع قراردادن
total cost function تابع هزینه کل
hypotaxis تابع [مطیع]
subdominant تابع تبعی
temperature function تابع دما
tax function تابع مالیات
state function تابع حالت
supply function تابع عرضه
subordination تابع [مطیع]
adherent تابع پیرو
suborder تابع [مطیع]
threshold function تابع استانهای
adherents تابع پیرو
step function تابع پلهای
sub تحت تابع
step function تابع پلکانی
stress function تابع تنش
to heel تابع دراختیار
submission تابع [مطیع]
postponement تابع [مطیع]
root of a function ریشه تابع [ریاضی]
zero of a function ریشه تابع [ریاضی]
root of a function صفر یک تابع [ریاضی]
zero of a function صفر یک تابع [ریاضی]
arithmetic function تابع حسابی [ریاضی]
input function تابع سیگنال ورودی
sine function تابع سینوس [ریاضی]
real-valued function تابع حقیقی [ریاضی]
homogeneous production function تابع تولید همگن
transcendental function تابع غیرجبری [ریاضی]
leg مسیر ممکن در یک تابع
legs مسیر ممکن در یک تابع
feudatory تابع شرایط تیول
fermi distribution function تابع توزیع فرمی
number-theoretic function تابع حسابی [ریاضی]
arithmetical function تابع حسابی [ریاضی]
holomorphic function تابع هولومورفیک [ریاضی]
smooth function تابع همواری [ریاضی]
frequency function تابع تکرار [ریاضی]
computable function تابع محاسبه پذیر
boltzmann distribution function تابع توزیع بولتزمن
inverse تابع وارون [ریاضی]
inverse function تابع وارون [ریاضی]
inverse تابع معکوس [ریاضی]
inverse function تابع معکوس [ریاضی]
defined function تابع تعریف شده
cosine function تابع کسینوس [ریاضی]
probability density function تابع چگالی احتمال
marginal utility function تابع مطلوبیت نهائی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com