Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
differentiable function
تابع مشتق پذیر
[ریاضی]
Other Matches
computable function
تابع محاسبه پذیر
nest
1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
nests
1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
equivalence
1-تابع And 2-تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
stubs
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stub
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
library
تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند
stubbing
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbed
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
libraries
تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند
mixable
امیزش پذیر امتزاج پذیر
reparable
اصلاح پذیر تعمیر پذیر
educable
تربیت پذیر تعلیم پذیر
ascendable
تفوق پذیر فراز پذیر
ascendible
تفوق پذیر فراز پذیر
repairable
اصلاح پذیر تعمیر پذیر
educatable
تربیت پذیر تعلیم پذیر
adaptable organism
موجود زنده سازش پذیر زیستمند سازش پذیر
formant
مشتق
anti derivative
ضد مشتق
derivatives
مشتق
offshoot
مشتق
paronym
مشتق
derivative
مشتق
parasyntetic
مشتق
paronymous
مشتق
offshoots
مشتق
parial derivative
مشتق جزئی
differential equations
معادلات مشتق
branch
مشتق شدن
second derivative
مشتق دوم
silicic
مشتق از سیلیس
spiritous
مشتق ازالکل
autologous
مشتق از خود
derived field
فیلد مشتق
parasyntetic
مشتق و مرکب
branches
مشتق شدن
derive
مشتق کردن
derive
مشتق شده از
derives
مشتق کردن
derives
مشتق شده از
deriving
مشتق کردن
deriving
مشتق شده از
formative
کلمه مشتق
calcic
مشتق ازاهک
derivations
مشتق گیری
derivation
مشتق گیری
differentiator
مشتق گیر
differentiate
مشتق گرفتن
differentiates
مشتق گرفتن
to d. itself
مشتق شدن
denominators
مشتق کننده
differentiation
مشتق گیری
differentiating
مشتق گرفتن
diphyletic
مشتق از دو نیا
denominator
مشتق کننده
adjustable wheel
چرخ تنظیم پذیر
[مانند بلندی]
[چرخ تطبیق پذیر]
[مانند نوع جاده]
partial derivative
مشتق پاره ای
[ریاضی]
adscititious
مشتق از عامل خارجی
patronymic
مشتق از نام پدر
second derivative
مشتق مرتبه دوم
analysis
مشتق وتابع اولیه
romanesque
مشتق از زبان لاتین
derived demand
تقاضای مشتق شده
deverbative
مشتق شده از فعل
partial derivative
مشتق جزیی
[ریاضی]
Y'
مشتق ایگرگ
[ریاضی]
Y prime
مشتق ایگرگ
[ریاضی]
deverbative
بصورت مشتق استعمال شده
differential equation
معادله متغیر مشتق چیزی
derives
نتیجه گرفتن مشتق شدن
matronymic
اسم مشتق ازطرف مادر
deriving
نتیجه گرفتن مشتق شدن
derive
نتیجه گرفتن مشتق شدن
embryonic membrane
ساختمانی که ازتخم رسیده مشتق میشود
kiosks
مشتق از> کوشک فارسی <کلاه فرنگی
kiosk
مشتق از> کوشک فارسی <کلاه فرنگی
tartarous
دردی شکل مشتق از درده شراب
potash
کربنات دو سود مشتق ازخاکستر چوب
denominative
مشتق ازاسم یاصفت موجب تسمیه
adrenal
مشتق از غده یا ترشح غددفوق کلیه
phonrtic drill
مشتق تلفظ ازروی صدای حروف
thallium
عنصر فلزی مشتق از الومینیوم بعلامت TI
chain
مجموعهای از کلمات که هر کلمه مشتق شده
chains
مجموعهای از کلمات که هر کلمه مشتق شده
acro
پیشوندیست مشتق از کلمه یونانیAkro- یاAkr- که بمعنی
acaro
کلمهء پیشوندی است مشتق ازacarus به معنی
acr
پیشوندیست مشتق از کلمه یونانیAkro- یاAkr- که بمعنی
epithelioma
غده خوش خیم و یا بدخیم مشتق از بافت مخاطی
aceto
پیشوندی است مشتق ازکلمهء لاتین acetum که به معنی
tetr
پیشوندیست مشتق از کلمه یونانی بمعنی چهارودارای چهارقسمت واربعه
achromat
کلمات پیشوندی است یونانی مشتق از کلمهء achromatos بمعنی
achromato
کلمات پیشوندی است یونانی مشتق از کلمهء achromatos بمعنی
tetra
پیشوندیست مشتق ازکلمه یونانی بمعنی چهارودارای چهارقسمت واربعه
check
مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
checked
مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
checks
مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
pl/m
زبان برنامه نویسی سطح بالا مشتق شده از pl/1 برای استفاده در ریزپردازنده ها
rhythm-and-blues
نام نوعی موسیقی مردمی امریکایی که ریتم تند دارد و از آن مشتق شده
re entry
فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
re-entry
فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
differentiator
وسیلهای که برون گذاشت ان با مشتق سیگنال درون گذاشت متناسب است
hash
تولید عدد یکتا مشتق شده از ورودی برای هر ورودی پایگاه داده ها
accumulation
[مجموعه ای از ویژگی های معماری مشتق شده از دوره های مختلف تاریخی با ترتیب زمانی مشخص]
hash
سیستم کدگذاری مشتق شده از کد ASCII که شماره کدها برای سه حرف اول افزوده می شوند تا عدد جدیدی برای کد hash بدست اید
absolute system of units
سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
soluble
حل پذیر
solvable
حل پذیر
pi acceptor
پی پذیر
cleavable
رخ پذیر
pliable
خم پذیر
modula
زمان برنامه نویسی سطح بالا مشتق شده از پاسکال که از روشهای برنامه نویسی تابعی و انتزاع داده استفاده میکند
programmable read only memory
حافظه برنامه پذیر فقط خواندنی حافظه تنها خواندنی برنامه پذیر حافظه فقط خواندنی قابل برنامه ریزی
precipitable
تعلیق پذیر
placative
تسکین پذیر
extendable
توسعه پذیر
divisible
بخش پذیر
pervious
نفوذ پذیر
perturbable
اشوب پذیر
verifiable
تحقیق پذیر
additive
جمع پذیر
trainable
تربیت پذیر
pilable
انحنا پذیر
bearable
تحمل پذیر
plunderable
چپاول پذیر
placable
دلجویی پذیر
thinkable
اندیشه پذیر
thermosetting
سختی پذیر
trainable
فرهیخت پذیر
changeable
تغییر پذیر
remediable
چاره پذیر
peaceable
اشتی پذیر
testable
شهادت پذیر
electron acceptor
الکترون پذیر
semi solvable
نیم حل پذیر
rotatable
چرخش پذیر
revocable
ابطال پذیر
resolvable
تفکیک پذیر
subduable
تسخیر پذیر
subjugable
تسخیر پذیر
remediable
گزیر پذیر
elastic
انعطاف پذیر
remediable
درمان پذیر
sequacious
نصیحت پذیر
severable
تفکیک پذیر
estimable
تخمین پذیر
separable
تفکیک پذیر
denominable
تسمیه پذیر
stainable
لکه پذیر
variable
تغییر پذیر
variables
تغییر پذیر
spoilable
فساد پذیر
shapeable
شکل پذیر
regulable
تنظیم پذیر
refutable
تکذیب پذیر
reflexible
انعکاس پذیر
spottable
لکه پذیر
teachable
تعلیم پذیر
tensible
کشش پذیر
terminable
<adj.>
فسخ پذیر
combustible
احتراق پذیر
testable
ازمون پذیر
proprotionable
تناسب پذیر
protean
شکل پذیر
reducible
تقلیل پذیر
inexcusable
عذر نا پذیر
justifiable
توجیه پذیر
superimposable
انطباق پذیر
reclaimable
ادعا پذیر
susceptible of change
تغییر پذیر
measurable
سنجش پذیر
protractile
امتداد پذیر
proton acceptor
پرتون پذیر
detachable
جدایی پذیر
refornable
اصلاح پذیر
depreciable
استهلاک پذیر
destructible
انهدام پذیر
impressible
تاثیر پذیر
differentiable
تشخیص پذیر
dilatable
اتساع پذیر
disciplinable
تعلیم پذیر
disciplinable
انضباط پذیر
improvably
اصلاح پذیر
improvable
بهبود پذیر
disputable
اعتراض پذیر
dissoluble
تجزیه پذیر
distensible
انبساط پذیر
doughface
تلقین پذیر
incompressible
تراکم نا پذیر
incondensable
ناچگال پذیر
demurrable
اعتراض پذیر
inflamable
اشتعال پذیر
corruptible
فساد پذیر
inextensible
تمدید نا پذیر
countable
شمارش پذیر
inexpugnable
شکست نا پذیر
criticizable
انتقاد پذیر
indocile
تعلیم نا پذیر
indemonstrable
اثبات نا پذیر
deceivable
فریب پذیر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com