Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English
Persian
saving function
تابع پس انداز
Search result with all words
auto
سیستم کامپیوتری که یک تابع راه انداز را پس ازشروع مقداردهی اولیه میکند
autos
سیستم کامپیوتری که یک تابع راه انداز را پس ازشروع مقداردهی اولیه میکند
Other Matches
nest
1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
nests
1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
average propensity to save
میل متوسط به پس انداز نسبتی از درامد که به پس انداز اختصاص می یابد
saving institutions
موسسات پس انداز شرکتهای پس انداز
equivalence
1-تابع And 2-تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
libraries
تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند
library
تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند
stubbed
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbing
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stub
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubs
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
deflection board
طرح تیر خمپاره انداز میز تصحیح سمت خمپاره انداز
unintended saving
پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
mortar report
گزارش تیراندازی خمپاره انداز دشمن گزارش تیرخمپاره انداز
mid wicket
توپزن نزدیک توپ انداز توپگیر طرفین میله نزدیک توپ انداز
re entry
فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
re-entry
فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
saver
پس انداز کن
saving
پس انداز
thrift
پس انداز
ex post saving
پس انداز
ex ante saving
پس انداز
forehanded
پس انداز کن
deposits
پس انداز
aggregate saving
پس انداز کل
deposit
پس انداز
irrigator
اب انداز
savings
پس انداز
negative saving
پس انداز منفی
missile launcher
موشک انداز
line starter
راه انداز خط
jaculator
نیزه انداز
jack ketch
طناب انداز
procrastinator
تعویق انداز
propensity to save
گرایش به پس انداز
starters
راه انداز
starter
راه انداز
postponer
تاخیر انداز
personal saving
پس انداز شخصی
net saving
پس انداز خالص
national saving
پس انداز ملی
intriguer
پشت هم انداز
paradox of thrift
تناقض پس انداز
paysage
چشم انداز
permanent saving
پس انداز دائمی
mobilization of savings
تجهیز پس انداز
mobilization of savings
بسیج پس انداز
missile man
موشک انداز
private saving
پس انداز خصوصی
trappers
تله انداز
trapper
تله انداز
clearing banks
بانک پس انداز
clearing bank
بانک پس انداز
deposit accounts
حساب پس انداز
deposit account
حساب پس انداز
napkins
پیش انداز
napkin
پیش انداز
potholes
دست انداز
pothole
دست انداز
rate of saving
نرخ پس انداز
saving rate
نرخ پس انداز
releaser
راه انداز
bump
دست انداز
retardant
عقب انداز
reverberative
طنین انداز
dustpan
خاک انداز
dustpans
خاک انداز
shovel
خاک انداز
overlooks
چشم انداز
overlooked
چشم انداز
overlook
چشم انداز
shovels
خاک انداز
shovelling
خاک انداز
shovelled
خاک انداز
shoveling
خاک انداز
shoveled
خاک انداز
overlooking
چشم انداز
sonorous
طنین انداز
firemen
سوخت انداز
fireman
سوخت انداز
lookouts
چشم انداز
lookout
چشم انداز
scene
چشم انداز
scenes
چشم انداز
lay by
پس انداز کردن
lay-by
پس انداز کردن
lay-bys
پس انداز کردن
outlook
چشم انداز
divisive
تفرقه انداز
parapet
دست انداز
parapets
دست انداز
abortifacient
بچه انداز
traffickers
پشت هم انداز
trafficker
پشت هم انداز
scenery
چشم انداز
mortar
خمپاره انداز
mortars
خمپاره انداز
driver
راه انداز
drivers
راه انداز
bombers
بمب انداز
bomber
بمب انداز
ringers
طنین انداز
ringer
طنین انداز
puddles
دست انداز
puddle
دست انداز
catapults
سنگ انداز
catapulting
سنگ انداز
catapulted
سنگ انداز
catapult
سنگ انداز
actual saving
پس انداز واقعی
ballista
سنگ انداز
firer
سوخت انداز
fire teazer
اتش انداز
fire teazer
سوخت انداز
fluter
چین انداز
foot cloth
پای انداز
footcloth
پای انداز
grenadier
نارنجک انداز
bumpy
پر از دست انداز
bumpiest
پر از دست انداز
bumpier
پر از دست انداز
hand rail
دست انداز
howitzer
خمپاره انداز
initiator terminator
راه انداز
intrigant
پشت هم انداز
feller
درخت انداز
ejector
بیرون انداز
ecbolic
جنین انداز
bank of deposit
بانک پس انداز
bank of deposit
صندوق پس انداز
bumpiness
دست انداز
buttonhook
دکمه انداز
cannoneer
توپ انداز
compulsory saving
پس انداز اجباری
forced saving
پس انداز اجباری
crapshooter
طاس انداز
bowlers
توپ انداز
bowler
توپ انداز
rocket launchers
موشک انداز
rocket launcher
موشک انداز
discobolus
دایره انداز
dissaving
پس انداز منفی
intriguant
پشت هم انداز
saving account
حساب پس انداز
splitter
نفاق انداز
stoker
سوخت انداز
the t.
صاعقه انداز
theory of saving
نظریه پس انداز
save money
پس انداز کردن
thundering
صاعقه انداز
thrift institutions
موسسات پس انداز
landscaping
چشم انداز
to lay aside
پس انداز کردن
bumpy
<adj.>
پر دست انداز
rough
<adj.>
پر دست انداز
hooker
قلاب انداز
springer
کمند انداز
hookers
قلاب انداز
road hole
دست انداز
landscapes
چشم انداز
saved
پس انداز کردن
mouth-watering
دهان آب انداز
salt away
<idiom>
پس انداز کردن
unsaved
پس انداز نشده
landscape
چشم انداز
to lay up
پس انداز کردن
landscaped
چشم انداز
saves
پس انداز کردن
save
پس انداز کردن
torpedo tube
اژدر انداز
spearman
نیزه انداز
view
چشم انداز
prospected
چشم انداز
prospect
چشم انداز
trustee savings bank
صندوق پس انداز
saving ratio
نسبت پس انداز
prospecting
چشم انداز
saving bank
بانک پس انداز
saving equation
معادله پس انداز
saving motive
انگیزه پس انداز
panorama
چشم انداز
prospects
چشم انداز
panoramas
چشم انداز
penny bank
صندوق پس انداز
scope
چشم انداز
perspective
چشم انداز
savings account
حساب پس انداز
savings bank
صندوق پس انداز
savings bank
صندوق پس انداز
scoop
خاک انداز
scooped
خاک انداز
scooping
خاک انداز
scoops
خاک انداز
perspectives
چشم انداز
provident bank
صندوق پس انداز
trust fund
وجوه پس انداز شده
antitank launcher
موشک انداز ضد تانک
exciter
مولد راه انداز
view
چشم انداز قضاوت
bootstrap
خود راه انداز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com