English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 122 (7 milliseconds)
English Persian
traffic sign تابلو علایم
Other Matches
air signal علایم سمعی و بصری ارسالی از هواپیما علایم هوایی
conventional sign علایم قراردادی نقشهای علایم معمولی نقشه
datum dan buoy علایم شناور دریایی عمقی بویه عمقی علایم عمقی تعیین مسیر مین گذاری شده در اب
ground signals سیستم علایم بصری زمینی سیستم مخابره علایم زمینی مستقر در فرودگاه
civision رمز و کشف کردن علایم تلویزیونی رمز کردن علایم تلویزیونی
boarded تابلو
tableaux تابلو
tableaus تابلو
board تابلو
tableau تابلو
panels تابلو
panel تابلو
bulletin تابلو اعلانات
bulletins تابلو اعلانات
panel cutout فیوز تابلو
panel box جعبه تابلو
notice board تابلو اعلانات
guide board تابلو راهنما
graphic panel تابلو نگارهای
tablets لوح تابلو
signpost تابلو اعلان
status board تابلو وضعیت
switch board panel تابلو کلید
sign writer تابلو نویس
signposts تابلو اعلان
sign post تابلو راهنما
tablet لوح تابلو
traffic sign تابلو نشانه گذاری
touch sensitive tablet تابلو حساس به تماس
charts نوار تابلو نمودار
charting نوار تابلو نمودار
charted نوار تابلو نمودار
deflection board تابلو تصحیح سمت
deflection board تابلو انحراف سنج
chart نوار تابلو نمودار
show bill تابلو اعلان نمایش
drawing هنر طراحی تابلو نقاشی
drawings هنر طراحی تابلو نقاشی
fog signal علایم مه
signposts تیر حامل اعلان تابلو راهنما
This painting has a green background. زمینه این تابلو سبز است
signpost تیر حامل اعلان تابلو راهنما
ambience نقوش و تزئینات اطراف یک تابلو نقاشی
ambiance نقوش و تزئینات اطراف یک تابلو نقاشی
notice اعلامیه [روی تابلو یا ستون آگهی]
hazard signs علایم خطر
identification markings علایم شناسایی
reflecting stud علایم شبنما
qualifying symbols علایم توصیفی
sleeve emblem علایم سراستین
plimsol mark علایم بارگیری
visual signal علایم بصری
load lines علایم بارگیری
informative signs علایم اخباری
indication signs علایم راهنمایی
fiducial marks علایم پوشاننده
draught marks علایم ابخور
cipher text علایم رمز
morse code علایم مورس
control markings علایم کنترل
indication of masculinity علایم رجولیت
cabled تمام کابلها اتصالات و تابلو ها در یک اداره یا ساختمان
cable تمام کابلها اتصالات و تابلو ها در یک اداره یا ساختمان
signalled علایم مخابراتی مخابرات
military symbols علایم قراردادی نظامی
emblem با علایم نشان دادن
accounting symbol علایم مشخصه حساب
hazard signs علایم امکان تولیدخطر
base symbol علایم قراردادی مبنا
signaled علایم مخابراتی مخابرات
signal علایم مخابراتی مخابرات
emblems با علایم نشان دادن
ghost signals علایم راداری سرگردان
symbolic logic زبان علایم یاعلامتی
legal assistance علایم قراردادی نقشه
radar echo علایم روی صفحه رادار
sign off علایم ختم مخابرات یامکالمات
legal assistance کمکهای قضایی شرح علایم
signal area منطقه کاشتن علایم درفرودگاه
break up حد فاصل علایم مشخصه هدف
break up مرز علایم مشخصه هدف
grid ticks علایم شبکه بندی نقشه
ghost signals علایم راداری بدون منبع
descriptive name شرح علایم روی نقشه
r.m.a. color code علایم رنگی جامعه رادیوسازان
regulatory signs علایم نشان دهنده مقررات جاده ها
fiducial marks علایم منطبق شونده در صفحه رادار
berne list کتاب علایم شناسایی بین المللی
drift signal علایم نشان دهنده انحراف مسیر ناو
procedure sign علایم ارسالی در شبکه قبل ازشروع مکالمات
contact ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
contacted ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
contacting ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
service chevron علایم بازویی که خدمات جنگی را نشان میدهد
contacts ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
connector در یک شبکه FDDI وسیلهای که روی یک تابلو نصب میشود ویک اتصال است
symbolic form علایم رمز مخابراتی هواسنجی و هواشناسی بین المللی
compliance index شاخص نشان دهنده قابلیت پیروی از علایم راهنمایی
signed route جاده علامت گذاری شده ودارای علایم شناسایی
grid ticks علایم مخصوص نشان دادن چندشبکهای بودن نقشه
blinker چراغ چشمک زن علایم خط و نقطه مرس و ارسال پیام
service marking علایم و مشخصات تجارتی که روی کالاها یا مهمات حک میشود
pips هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار
pipping هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار
pipped هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار
pip هسته خال علایم مربوط به هدف روی صفحه رادار
meaconing گرفتن و رله علایم رادیویی برای گیج کردن سیستم ناوبری دشمن
sanitize حفظ کردن اسناد و مدارک بااهمیت با تغییر اسامی یامحلها یا علایم مشخصه ان
patch کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
patches کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
position light علایم نشان دهنده موضع چراغ راهنمای مسیر یا محل موضع
target echo علایم دریافتی از هدف یاپدیدار شده روی صفحه راداراز هدف
to watch for certain symptoms توجه کردن به نشانه های ویژه [علایم ویژه مرض ]
skin paint نوعی علایم راداری روی صفحه رادار که از انعکاس امواج رادار تولید میشود
dan runner کشتی رهاکننده علایم شناور در اب کشتی تعیین مسیر
spurious signal علایم مخابراتی مزاحم خارجی در یک دستگاه مخابراتی
shoulder mark نشان سردوشی علایم سردوشی
landmarks دستکهای نشان دهنده محل کاشتن مین علایم محل مین
landmark دستکهای نشان دهنده محل کاشتن مین علایم محل مین
radar return انعکاس امواج در روی صفحه رادار علایم صفحه رادار
flag semaphore سیستم مخابره با پرچم سیستم علایم پرچم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com