Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 101 (6 milliseconds)
English
Persian
solution
تادیه تسویه
solutions
تادیه تسویه
Other Matches
refunding
تادیه
payments
تادیه
discharge
تادیه
discharges
تادیه
refunds
تادیه
payment
تادیه
refund
تادیه
drawbacks
تادیه
drawback
تادیه
discharging
تادیه
refunded
تادیه
pay off
تادیه کردن
payments
تادیه پول
due date
تاریخ تادیه
payment
تادیه پول
discharges
تادیه کردن
discharge
تادیه کردن
remittance
پرداخت تادیه
remittances
پرداخت تادیه
drawee
تادیه کننده وجه
late payment damages
خسارت تاخیر تادیه
settle
تسویه
settles
تسویه
adjustment
تسویه
settlements
تسویه
settlement
تسویه
clearings
تسویه
clearing
تسویه
adjustments
تسویه
liquidation
تسویه
settlement terms
شرایط تسویه
settlement of disputes
تسویه منازعات
effective treatment
تسویه کارا
arrangement
حل و فصل تسویه
settlement of credit
تسویه اعتبار
settlement day
روز تسویه
effective treatment
تسویه موثر
biological treatment
تسویه زیستی
judicial settlement
تسویه قضایی
automatic treatment
تسویه خودکار
amicable settlement
تسویه دوستانه
liquidity
تسویه پذیری
realization account
حساب تسویه
checking out
تسویه حساب
settlement
تسویه پرداخت
liquidates
تسویه کردن
offsetting
تسویه کردن
liquidated
تسویه کردن
liquidate
تسویه کردن
compromising
تسویه کردن
compromises
تسویه کردن
compromise
تسویه کردن
settlements
تسویه پرداخت
clearings
تسویه تسطیح
clearing
تسویه تسطیح
adjust
تسویه نمودن
defray
تسویه کردن
liquidizing
تسویه کردن
liquidizes
تسویه کردن
defrayed
تسویه کردن
defraying
تسویه کردن
defrays
تسویه کردن
liquidize
تسویه کردن
liquidized
تسویه کردن
liquidating
تسویه کردن
liquidising
تسویه کردن
liquidises
تسویه کردن
liquidised
تسویه کردن
offset
تسویه کردن
arrangements
حل و فصل تسویه
retiring a bill
براتی را تسویه کردن
pay off
تسویه کردن پرداخت
liquidator
سرپرست تسویه حساب
full and final settlement
تسویه تمام و کمال
clearing house
دفتر تسویه حساب
clearing houses
دفتر تسویه حساب
liquidators
سرپرست تسویه حساب
offscouring
چیز تسویه شده
date of change of acountability
تاریخ تسویه حساب
wind up
<idiom>
به پایان رساندن ،تسویه کردن
chemotrophic treatment
تسویه خوراک ساخت شیمیایی
adjusting
تسویه نمودن مطابق کردن
pay up
حسابهای معوقه را تسویه کردن
poney
ریز تسویه حساب کردن
adjusts
تسویه نمودن مطابق کردن
pony
ریز تسویه حساب کردن
ponies
ریز تسویه حساب کردن
Bank for International Settlements
[BIS]
بانک تسویه پرداخت بین المللی
settlement by abandonment
تسویه در نتیجه صرفنظر شدن از مطالبات
We will be checking out around noon.
ما حدود ظهر تسویه حساب میکنیم.
pacific settlement
تسویه نزاع یا مسئلهای به صورت مسالمت امیز
considerations
وجه التزام یا خسارت تادیه یاخسارت عدم انجام تعهد که در عقود و ایقاعات تعیین میشود و یا به طور کلی "ضمانت اجرای عقد و تعهد " عوض یا عوضین
consideration
وجه التزام یا خسارت تادیه یاخسارت عدم انجام تعهد که در عقود و ایقاعات تعیین میشود و یا به طور کلی "ضمانت اجرای عقد و تعهد " عوض یا عوضین
clearance
تسویه حساب واریز حساب فاصله ازاد لقی
To pay off someone. To settle old scores with someone.
با کسی تسویه حساب کردن ( انتقام جویی کردن )
clear
ترخیص کردن از گمرک تسویه کردن
clearer
ترخیص کردن از گمرک تسویه کردن
clearest
ترخیص کردن از گمرک تسویه کردن
clears
ترخیص کردن از گمرک تسویه کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com