Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 110 (6 milliseconds)
English
Persian
hospital benefit
تاسیسات بیمارستانی
Search result with all words
inactive beds
میزان تاسیسات بلااستفاده پزشکی یا بیمارستانی
Other Matches
noncontiguous facility
تاسیسات دور از یکان یاقسمت مربوط تاسیسات خارج از محوطه قسمتی
air landing facility
تاسیسات مخصوص پیاده شدن از راه هوا تاسیسات فرودهوایی
clinical record
پرونده بیمارستانی
hospital benefit
خدمات بیمارستانی
caretaker status
وضعیت منتظر استفاده تاسیسات ذخیره تاسیسات منتظر اشغال
hospitalization
پذیرایی خدمات بیمارستانی و درمانی
hydrotherapeutic
بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
hydropath establishment
بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
plant
تاسیسات
services
تاسیسات
plants
تاسیسات
facility
تاسیسات
facilities
تاسیسات
installation
تاسیسات
installations
تاسیسات
maintenance
تاسیسات
cooling plant
تاسیسات سردکننده
shore stablishment
تاسیسات ساحلی
built in engine
موتور تاسیسات
sintering plant
تاسیسات زینتر
confinement facility
تاسیسات زندان
radar installation
تاسیسات رادار
telecommunication installation
تاسیسات ارتباطات
crane installation
تاسیسات بالابر
critical facility
تاسیسات حساس
port installations
تاسیسات بندری
fiscal station
تاسیسات سریال
physical security
حفافت تاسیسات
heating installation
تاسیسات حرارتی
physical security
تامین تاسیسات
lighting plant
تاسیسات روشنایی
naval establishment
تاسیسات دریایی
three phase installation
تاسیسات سه فاز
sports facility
تاسیسات ورزشی
treatment facility
تاسیسات پزشکی
training facilities
تاسیسات اموزشی
active installation
تاسیسات فعال
air facility
تاسیسات هوایی
renewals
نوسازی تاسیسات
treatment facility
تاسیسات بهداری
renewal
نوسازی تاسیسات
air inst alations
تاسیسات هوایی
border installations
تاسیسات مرزی
high head plant
تاسیسات فشار قوی
nuclear power plant
تاسیسات انرژی هستهای
inhouse work
کارهای داخلی تاسیسات
physical
فیزیکی مربوط به تاسیسات
low voltage plant
تاسیسات فشار ضعیف
low voltage installation
تاسیسات فشار ضعیف
maintenance
نگهداری از تاسیسات یاساختمان
heat treating equipment
تاسیسات عملیات حرارتی
gurantee period
دوره نگهداری تاسیسات
blast furnace plant
تاسیسات کوره بلند
air conditioning plant
تاسیسات تهویه مطبوع
agglomerating plant
واحد یا تاسیسات زینتر
class i installation
تاسیسات اماد طبقه 1
class ii installation
تاسیسات اماد طبقه 2
power plants
تاسیسات جریان قوی
ancillary facilities
تاسیسات پشتیبانی تقویتی تاسیسات تقویتی پشتیبانی
power plant
تاسیسات جریان قوی
power installation
تاسیسات جریان قوی
public works
تاسیسات عام المنفعه
power generating plant
تاسیسات تولید نیرو
inactive installation
تاسیسات یا یکانهای بلااستفاده
granulating plant
تاسیسات یا واحد گرانولاسیون
open hearth plant
تاسیسات کوره زیمنس مارتین
roll up
جمع اوری کردن تاسیسات
dressing plant
تاسیسات تهیه سنگ معدن
cryptofacility
تاسیسات مربوط به مخابرات رمز
continous tinning line
تاسیسات قلع کاری دائمی
continous casting plant
تاسیسات ریخته گری دائمی
high frequency heating equipment
تاسیسات حرارتی فرکانس بالا
air inst alations
تاسیسات مخصوص هدایت عملیات هوایی
sewerage requipment
تاسیسات شبکه جمع اوری فاضلاب
capital budget
بودجه اصلاحات و ایجاد تاسیسات جدید
air facility
تاسیسات مخصوص هدایت عملیات هوایی
low voltage system
شبکه ی فشار ضعیف تاسیسات فشارضعیف
utility
تاسیسات ووسایل رفاهی کارهای عمومی یا خدماتی
impluse voltage testing plant
ازمایشگاه فشار ضربهای تاسیسات ازمایش فشارضربهای
wharfage
استفاده ازاسکله وبارانداز و تاسیسات وابسته به اسکله یالنگرگاه
target array
نمودار گرافیک نیروها و تاسیسات و وضعیت دشمن در منطقه هدف
check
دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
checked
دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
checks
دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
mysticism
در عرصه سیاست به استفاده ازروشهای پیچیده و اسرارامیزدر تاسیسات سیاسی اطلاق میشود
apron
لایه حفافتی از سنگ یا مواددیگر که در کنار تاسیسات ابی جهت جلوگیری از فرسایش ساخته میشود
aprons
لایه حفافتی از سنگ یا مواددیگر که در کنار تاسیسات ابی جهت جلوگیری از فرسایش ساخته میشود
beach marker
علامت یا وسیله مشخص کننده ساحل یا تاسیسات ساحلی شاخص خط ساحل
roll up
پیاده کردن و یا جمع کردن تاسیسات یا وسایل در حال کار
civil works
امور ساختمانی و تاسیسات امور شهرسازی و تاسیساتی
two way telephone equipment
تجهیزات مکالمه متقابل تاسیسات مکالمه تلفنی
infrastructures
تاسیسات ثابت پادگانی ساختمانهای پادگانی
physical inspection
بازدید سطحی از بدنه جنگ افزار یا وسیله بازدید بدنی بازدید تاسیسات
stock watering
سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود
bureaucrasy
حکومت اداری تاسیسات اداری
bureaucracies
تاسیسات اداری حکومت اداری
bureaucracy
تاسیسات اداری حکومت اداری
naval activity
تاسیسات دریایی قسمت دریایی
critical facility
تاسیسات حیاتی قسمت حیاتی
three phase system
شبکه سه فاز تاسیسات سه فاز
key facility
بخش مهم تاسیسات مهم اداره مهم
utopiannism
اعتقاد به مدینه فاضله روش فکری افلاطون فرانسیس بیکن سر توماس مور و ..... که در اثار خودجامعهای با تاسیسات مطلوب و افراد بی عیب و درحد کمال مطلوب ایجاد و ان را به عنوان الگویی برای جوامع جهان معرفی کرده اند
low head plant
نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
installation
تاسیسات سیم کشی سیم کشی ساختمان
installations
تاسیسات سیم کشی سیم کشی ساختمان
consolidated dining facility
تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
physical motor pool
پارک موتوری ساختمان دار پارک موتوری تاسیسات دار
low voltage distribution system
شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com