English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
hallway تالار ورودی
hallways تالار ورودی
Other Matches
queues روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queueing روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queued روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queue روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
JK flip flop نوعی flipe=flop با دو ورودی k,g و دو خروجی مخالف که بستگی به ورودی دارند
gates دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
gate دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
hash تولید عدد یکتا مشتق شده از ورودی برای هر ورودی پایگاه داده ها
drop down list box لیستی از موضوعات برای هر ورودی که وقتی فاهر میشود که نشانه گر را بخش ورودی ببرد
hash الگوریتم تولید کد hash برای ورودی و اطمینان از اینکه با سایر ورودی ها فرق دارد
input preamplifier پری امپلی فایر ورودی تقویت کننده ورودی
list لیست داده که هر ورودی آدرس ورودی بعدی را دارد
chamber تالار
saloons تالار
tolbooth تالار
salon تالار
saloon تالار
tollbooth تالار
salle تالار
halls تالار
salons تالار
hall تالار
chambers تالار
amphitheater تالار
theater تالار سخنرانی
common rooms تالار دانشجویان
arenas تالار سرپوشیده
common room تالار دانشجویان
theaters تالار سخنرانی
bowling alleys تالار بولینگ
bowling alley تالار بولینگ
cage تالار سرپوشیده
arena تالار سرپوشیده
theatre تالار سخنرانی
cages تالار سرپوشیده
theatres تالار سخنرانی
auditorium تالار کنفرانس
auditorium تالار سخنرانی
auditoriums تالار کنفرانس
auditoriums تالار سخنرانی
auditoria تالار سخنرانی
hall-house تالار باز
concourse تالار مرکزی
auditoria تالار کنفرانس
town halls تالار انجمن شهر
field house تالار سرپوشیده بزرگ
town halls تالار شهرداری یا فرمانداری
town hall تالار انجمن شهر
town hall تالار شهرداری یا فرمانداری
nave تالار مرکزی صحن
naves تالار مرکزی صحن
indoor polo چوگان در تالار سرپوشیده
d/a converter مداری که یک مقدار آنالوگی که مط ابق با عدد ورودی است خارج میکند و ورودی دیجیتال را به آنالوگ تبدیل میکند
dac مداری که یک مقدار آنالوگی که مط ابق با عدد ورودی است خارج میکند و ورودی دیجیتال را به آنالوگ تبدیل میکند
approach channel کانال ورودی- نهر ورودی
input 1-تابع ورودی . 2-فضای ورودی
inputted 1-تابع ورودی . 2-فضای ورودی
adders مدار جمع دودویی که جمع دو ورودی را حساب میکند و خروجی وام گرفته را هم نشان میدهد ولی چنین ورودی ای را نمیپذیرد
adder مدار جمع دودویی که میتواند مجموع در ورودی را حساب کند و نیز میتواند ورودی یا خروجی به صورت وام شده را بپذیرد
adders مدار جمع دودویی که میتواند مجموع در ورودی را حساب کند و نیز میتواند ورودی یا خروجی به صورت وام شده را بپذیرد
adder مدار جمع دودویی که جمع دو ورودی را حساب میکند و خروجی وام گرفته را هم نشان میدهد ولی چنین ورودی ای را نمیپذیرد
analog مداری که سیگنال را که مط ابق با اعداد دیجیتال ورودی است به عنوان خروجی صادر میکند تا بتواند ورودی دیجیتال را به آنالوگ تبدیل کند
chain فایلی که در آن هر ورودی داده و آدرس ورودی بعدی را که همان محتوای داده را دارد
chains فایلی که در آن هر ورودی داده و آدرس ورودی بعدی را که همان محتوای داده را دارد
cyzicene hall [تالار بزرگ در خانه های یونان باستان]
the hall seats one thousand تالار هزار صندلی میخورد تالارهزارتن راجامیدهد
fullest مدار جمع دودویی که می توان مجموع دو ورودی را حساب کند و عدد نقلی ورودی را می پذیرد و در صورت لزوم رقم نقلی خروجی تولید میکند
full مدار جمع دودویی که می توان مجموع دو ورودی را حساب کند و عدد نقلی ورودی را می پذیرد و در صورت لزوم رقم نقلی خروجی تولید میکند
anti- ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
boxla مسابقه لاکراس بین دو تیم 6نفره در تالار سرپوشیده
box lacrosse مسابقه لاکراس بین دو تیم 6نفره در تالار سرپوشیده
analogue مداری که یک سیگنال آنالوگ را که مط ابق با ورودی دیجیتال است به عنوان خروجی ارسال میکند تا بتواند ورودی دیجیتال را به حالت آنالوگ تبدیل کند
analogues مداری که یک سیگنال آنالوگ را که مط ابق با ورودی دیجیتال است به عنوان خروجی ارسال میکند تا بتواند ورودی دیجیتال را به حالت آنالوگ تبدیل کند
dense index اندیس پایگاه داده حاوی آدرس یا ورودی برای هر موضوع یا ورودی در پایگاه داده
input توان ورودی ورودی
inputted توان ورودی ورودی
full مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
fullest مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
differences تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
alternative تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
exjunction تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
EXOR تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
alternatives تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
input output processor پردازنده ورودی- خروجی پردازشگر ورودی- خروجی
exclusive تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یک ورودی درست باشد و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
cross-wing [بال های پیوسته در تالار خانه های قرون وسطایی]
half جمع کننده دودویی که میتواند نتیجه جمع دو ورودی را تولید کند. و رقم نقل خروجی تولید میکند ولی نمیتواند رقم نقل ورودی بپذیرد
symmetric difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
denial تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
dispersion تابع منط قی که خروجی آن نادرست است وقتی تمام ورودی ها درست باشند و درست است وقتی یک ورودی نادرست باشد
denials تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
NAND function تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که تمام ورودی ها درست باشند و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
except تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
equality تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یا دو ورودی درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
input/output فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
gateway ورودی
entrance ورودی
access ورودی
front door [of house] در ورودی
entry door در ورودی
primary ورودی
entrance در ورودی
entry door ورودی
inflow ورودی
front door [of house] ورودی
entrance door ورودی
entrance door در ورودی
inputted ورودی
inlets ورودی
entrancing ورودی
entrances ورودی
intakes ورودی
intake ورودی
entranced ورودی
input queue صف ورودی
inlet ورودی
propylaeum سر در ورودی
input ورودی
inputted توان ورودی
approach wall دیواره ورودی
bill of entry افهارنامه ورودی
input توان ورودی
port بندر ورودی
entrance doors در های ورودی
pinned ورودی با سه سوزن
control of access ایین ورودی ها
doorways درگاه ورودی
pinning ورودی با سه سوزن
data input اطلاعات ورودی
approach transition تبدیل ورودی
approach ramp شیب ورودی
input دادن ورودی
doorway درگاه ورودی
lane راه ورودی
lanes راه ورودی
inputted وسیله ورودی
admission port سوپاپ ورودی
input وسیله ورودی
inputted دادن ورودی
impost گمرک ورودی
pin ورودی با سه سوزن
approach ramp سربالائی ورودی
actual water income اب ورودی موثر
input parameter پارامتر ورودی
input terminal ترمینال ورودی
input translator مترجم ورودی
input unit واحد ورودی
input work queue صف کار ورودی
intake air هوای ورودی
intake chamber محفظه ورودی
intake manifold مانیفولد ورودی
intake port دریچه ورودی
intake port سوپاپ ورودی
intake pressure فشار ورودی
input stream مسیل ورودی
input stage طبقه ورودی
input power توان ورودی
input power قدرت ورودی
input programme برنامه ورودی
input pulse پالس ورودی
input reactor پیچک ورودی
input register ثبات ورودی
input resistance مقاومت ورودی
input signal سیگنال ورودی
input socket ساکت ورودی
input spectrum طیف ورودی
intake valve سوپاپ ورودی
manual input ورودی دستی
Gate ورودی به باند
columniation رواق ورودی
doorway درگاه ورودی
gable-entry راهروی ورودی
driveways راه ورودی
voice input ورودی صوتی
noninverting input ورودی غیروارونگر
primary circuit مدار ورودی
primary current جریان ورودی
primary wire سیم ورودی
signal voltage ولتاژ ورودی
supply voltage ولتاژ ورودی
surface inflow اب سطحی ورودی
three input adder افزایشگر با سه ورودی
two input adder افزایشگر با دو ورودی
two input subtractor کاهشگر با دو ورودی
input output ورودی خروجی
input pulse ایمپولز ورودی
intake duct مجرای ورودی
inlet manifold مانیفولد ورودی
inlet port سوپاپ ورودی
inlet port دریچه ورودی
inlet splitter شکافنده ورودی
inlet valve سوپاپ ورودی
input area ناحیه ورودی
input attenuation میرائی ورودی
input block واحد ورودی
input block بلاک ورودی
inlet duct مجرای ورودی
influent سیال ورودی
enter key کلید ورودی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com