Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English
Persian
impassive
تالم ناپذیر
Search result with all words
impassively
بطور تالم ناپذیر ازروی بی عاطفگی
Other Matches
grievousness
تالم
impassiveness
تالم ناپذیری
passibility
تالم پذیری
grievous
تالم اور
grievously
بطور تالم اور
impassibly
بطور تالم پذیر
invulnerable
زخم ناپذیر اسیب ناپذیر
immedicable
درمان ناپذیر بهبود ناپذیر
irrevocably
بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
unchallenged
بحث ناپذیر
waterproof
نم ناپذیر
imperviable
نم ناپذیر
waterproofed
نم ناپذیر
waterproofs
نم ناپذیر
watertight
اب ناپذیر
inappeasable
ناپذیر
incorruptibly
بطورفساد ناپذیر
incompressible
فشار ناپذیر
incompressible
تراکم ناپذیر
inconvertible
مبادله ناپذیر
incommutably
تبدیل ناپذیر
incommutable
تخفیف ناپذیر
incommutable
استحاله ناپذیر
indecomposable
فساد ناپذیر
indiminishable
کاهش ناپذیر
inexplorable
کاوش ناپذیر
inexhaustibly
بطورپایان ناپذیر
inexcitable
هیجان ناپذیر
ineludible
گریز ناپذیر
infrangible
تجزیه ناپذیر
indubious
تردید ناپذیر
indisributable
بخش ناپذیر
indispansably
بطورچاره ناپذیر
indisciplinable
انظباط ناپذیر
indefectible
خلل ناپذیر
indefeasible
بطلان ناپذیر
indefeasible
فسخ ناپذیر
inextinguishably
بطورتسکین ناپذیر
incommensurable
مقایسه ناپذیر
incommensurable
سنجش ناپذیر
exhautless
خستگی ناپذیر
engrained
چاره ناپذیر
ego alien
خود ناپذیر
drainless
خستگی ناپذیر
deathless
فنا ناپذیر
beyond bearing
تحمل ناپذیر
air proof
هوا ناپذیر
achromic
رنگ ناپذیر
achromatic
رنگ ناپذیر
indefatigable
خستگی ناپذیر
irredeemable
پایان ناپذیر
fatigueless
خستگی ناپذیر
unwearying
خستگی ناپذیر
incoercible
انقباض ناپذیر
inappellable
پژوهش ناپذیر
inappealable
پژوهش ناپذیر
inalterable
تغییر ناپذیر
imperviable
سرایت ناپذیر
impenitent
توبه ناپذیر
impartible
بخش ناپذیر
immitigable
تخفیف ناپذیر
immiscible
امتزاج ناپذیر
immiscible
امیزش ناپذیر
incodensable
انقباض ناپذیر
indestructible
فنا ناپذیر
inirritable
تحریک ناپذیر
unchallenged
انکار ناپذیر
impracticable
<adj.>
انجام ناپذیر
inexecutable
<adj.>
انجام ناپذیر
unfeasible
<adj.>
انجام ناپذیر
sure-fire
شکست ناپذیر
waterproof wire
سیم نم ناپذیر
water proof
رطوبت ناپذیر
untouchability
لمس ناپذیر
unsearchable
کاوش ناپذیر
absolute
<adj.>
اجتناب ناپذیر
inalienable
<adj.>
اجتناب ناپذیر
indispensable
<adj.>
اجتناب ناپذیر
impossible
[colloquial]
<adj.>
تحمل ناپذیر
unalterable
<adj.>
اجتناب ناپذیر
unalienable
<adj.>
اجتناب ناپذیر
inevitable
<adj.>
اجتناب ناپذیر
unobjectionable
اعتراض ناپذیر
uninflammable
اشتعال ناپذیر
undecidable
تصمیم ناپذیر
irriversible
برگشت ناپذیر
irresolvable
تجزیه ناپذیر
irresistable
مقاومت ناپذیر
irremissible
اغماض ناپذیر
irrecoverably
بطوراصلاح ناپذیر
irrecoverable
جبران ناپذیر
irrecocilably
بطوروفق ناپذیر
ireversible
تغییر ناپذیر
invariant
تغییر ناپذیر
intangibly
بطورلمس ناپذیر
insusceptible
تایید ناپذیر
insol
انحلال ناپذیر
joiner door
دربهای اب ناپذیر
nanoaddressable
نشانی ناپذیر
non descript
وصف ناپذیر
unconquerable
تسخیر ناپذیر
uncomputable
محاسبه ناپذیر
unchangeable
تغییر ناپذیر
unappeasable
استمالت ناپذیر
unappealabe
پژوهش ناپذیر
stainless
زنگ ناپذیر
spanless
پیمایش ناپذیر
sateless
سیری ناپذیر
remediless
درمان ناپذیر
raintight
باران ناپذیر
nonsuperimposable
انطباق ناپذیر
non descript
تشریح ناپذیر
inscrvtable
تفحص ناپذیر
unavoidable
چاره ناپذیر
unbeatable
باخت ناپذیر
interminable
پایان ناپذیر
unceasing
پایان ناپذیر
unceasing
ایست ناپذیر
incurable
درمان ناپذیر
incurable
بهبودی ناپذیر
intangible
لمس ناپذیر
incurable
علاج ناپذیر
inaccessible
ارتباط ناپذیر
indeterminable
تعیین ناپذیر
uncompromising
مصالحه ناپذیر
uncompromisingly
مصالحه ناپذیر
unavoidable
اجتناب ناپذیر
disconsolate
تسلی ناپذیر
unaccountable
توضیح ناپذیر
irreconcilable
اشتی ناپذیر
irreconcilable
وفق ناپذیر
unaccountably
توضیح ناپذیر
inscrutable
نفوذ ناپذیر
voracious
سیری ناپذیر
incomparable
مقایسه ناپذیر
inaccessible
دسترسی ناپذیر
ineluctable
چاره ناپذیر
unbearable
تحمل ناپذیر
unanswerable
جواب ناپذیر
irreversible
برگشت ناپذیر
unanswerable
تکذیب ناپذیر
irreversible
واگشت ناپذیر
irreversible
بازگشت ناپذیر
impermeable
نشت ناپذیر
impermeable
تراوش ناپذیر
overpowering
مقاومت ناپذیر
inflexible
انحناء ناپذیر
adamantly
تزلزل ناپذیر
unbearably
تحمل ناپذیر
adamant
تزلزل ناپذیر
inconceivable
تصور ناپذیر
undeniably
انکار ناپذیر
undeniable
انکار ناپذیر
immobile
جنبش ناپذیر
inevitable
اجتناب ناپذیر
impregnable
رسوخ ناپذیر
impermeable
رطوبت ناپذیر
incorrigible
اصلاح ناپذیر
intolerable
تحمل ناپذیر
inconsolable
دلداری ناپذیر
inconsolably
دلداری ناپذیر
invincible
شکست ناپذیر
unassailable
یورش ناپذیر
passive
اثر ناپذیر
passives
اثر ناپذیر
nondescript
وصف ناپذیر
atomic
تجزیه ناپذیر
insupportable
تحمل ناپذیر
uncontrollably
کنترل ناپذیر
uncontrollable
کنترل ناپذیر
inestimable
تخمین ناپذیر
irrefutable
تکذیب ناپذیر
irrefutable
انکار ناپذیر
rigid
انعطاف ناپذیر
irreparable
جبران ناپذیر
integral
جدایی ناپذیر
insufferable
تحمل ناپذیر
imperturbable
تزلزل ناپذیر
irremediable
چاره ناپذیر
inalienable
بیع ناپذیر
insoluble
انحلال ناپذیر
inseparable
تفکیک ناپذیر
unerring
خطا ناپذیر
infallible
لغزش ناپذیر
unalterable
تغییر ناپذیر
invariable
تغییر ناپذیر
immortal
فنا ناپذیر
immutable
تغییر ناپذیر
unexceptionable
استثناء ناپذیر
indescribable
وصف ناپذیر
irrevocably
بطورفسخ ناپذیر
puddling
تراوش ناپذیر کردن
non renewable resource
منبع تجدید ناپذیر
irreversible damage
اسیب جبران ناپذیر
passivate
اثر ناپذیر ساختن
irredeemably
بطور چاره ناپذیر
irreversible process
فرایند برگشت ناپذیر
incurably
بطور علاج ناپذیر
irreversible reaction
واکنش برگشت ناپذیر
irreversible steels
فولادهای برگشت ناپذیر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com