English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
action deferred تامل در عملیات
Other Matches
farmgate type operations رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
buffered computer کامپیوتری که عملیات ورودی و خروجی و عملیات پردازشی را بطور همزمان ارائه میدهد
counter air operations عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
anticrop operations عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
counter air عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
ill a بی تامل
offhand بی تامل
hesitation تامل
contemplation تامل
indecision تامل
straight away بی تامل
deliberately با تامل
advisement تامل
like a shot بی تامل
reflection تامل
deliberation اندیشه تامل
consideration توجه تامل
hesitatingly از روی تامل
unhesitatingly بی درنگ بی تامل
hesitating تامل کردن
haltingly تامل کنان
hesitant تامل کننده
hesitates تامل کردن
wait a second تامل کنید
considerations توجه تامل
hesitate تامل کردن
devisable شایسته تامل
hesitated تامل کردن
deliberations اندیشه تامل
to make observations [about] [on] تامل کردن [در مورد] [به]
deliberative مبنی بر تامل و مشاوره
he hestate to say it درگفتن ان تامل میکند
to reflect [on] تامل کردن [درباره]
hurried هول هولکی بی تامل
headily بتندی بدون تامل
critical وخیم انتقادی قابل تامل
well a خردمندانه مقرون به تامل خردمند
action deferred تامل در به کار بردن جنگ افزار
statements 2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
statement 2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
propagates خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagating خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagated خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagate خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
land control operation عملیات کنترل زمین عملیات
code panel رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
housekeeping عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
air-sea rescue عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air sea rescue عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
m مگا عملیات اعشاری در ثانیه . معیار اندازه گیری توان و سرعت معادل یک میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
army operations center مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
time resolution جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات
beachmaster's unit یکان عملیات بارانداز یکان عملیات اسکله
airhead operations عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
operation 1-عملیات روی دو عملوند. 2-عملیات روی عملوند به صورت دودویی
combined operations عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
to make a pause درنگ کردن تامل کردن
reflect تامل کردن منعکس کردن
reflecting تامل کردن منعکس کردن
reflects تامل کردن منعکس کردن
armistise متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
aerospace projection operations عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
boggle رم کردن تامل کردن
op عملیات
operations عملیات
treatments عملیات
treatment عملیات
operation عملیات
delay action عملیات تاخیری
conversational operation عملیات محاورهای
business type operation عملیات کامپیوتری
counter military ضد عملیات نظامی
divert action عملیات مخالف
counter battery عملیات ضد اتشبار
centre of activities مرکز عملیات
business type operation عملیات تجارتی
dry run عملیات جنگی
earth work عملیات خاکی
electrochemical treatment عملیات الکتروشیمایی
espial عملیات جاسوسی
countermine عملیات ضد مین
continuity of operations تسلسل عملیات
delaying action عملیات تاخیری
computer operation عملیات کامپیوتر
denial operations عملیات ممانعتی
deputy for operations معاونت عملیات
concept of operations تدبیر عملیات
covert operations عملیات پنهانی
combat information center اطاق عملیات
covert operations عملیات مخفی
destructive operation عملیات مخرب
concrete operations عملیات عینی
continuity of operations مداومت عملیات
chemical operations عملیات شیمیایی
phase مرحله عملیات
flow chart شمای عملیات
flow charts شمای عملیات
subversive عملیات براندازی
subversives عملیات براندازی
radius شعاع عملیات
hostilities عملیات خصمانه
hostility عملیات خصمانه
arithmetic operation عملیات حسابی
counter-espionage عملیات ضدجاسوسی
counter espionage عملیات ضدجاسوسی
phased مرحله عملیات
terrain زمین عملیات
phases مرحله عملیات
sabotage عملیات تخریبی
sabotages عملیات تخریبی
sabotaging عملیات تخریبی
earthworks عملیات خاکی
closing خاتمه عملیات
offensive عملیات افندی
offensives عملیات افندی
air operations عملیات هوایی
actions عملیات جنگی
delaying عملیات تاخیری
delay عملیات تاخیری
phasing مراحل عملیات
assistant chief of staff, g (operations معاونت عملیات
offence عملیات تعرضی
autonomous operation عملیات مستقل
autonomous operation عملیات ازاد
base of operations پایگاه عملیات
base operation عملیات پایگاهی
block operation عملیات بلوک
delays عملیات تاخیری
area of operation منطقه عملیات
actions جنگ عملیات
action عملیات جنگی
action جنگ عملیات
airborne battlefield عملیات هوابرد
offenses عملیات افندی
offenses عملیات تعرضی
offence عملیات افندی
sabotaged عملیات تخریبی
airmobile operations عملیات هوارو
amphibious operation عملیات اب خاکی
building operations عملیات ساختمانی
infiltration عملیات نفوذی
immediate action عملیات فوری
operation center مرکز عملیات
finishing عملیات تکمیل
operation manager مدیر عملیات
over the beach operations عملیات کرانهای
operation map نقشه عملیات
operation overlay کالک عملیات
operationally ready حاضر به عملیات
operations personal پرسنل عملیات
operating program برنامه عملیات
initiative ابتکار عملیات
initiatives ابتکار عملیات
rehearsals تکرار عملیات
rehearsal تکرار عملیات
limiting operation عملیات محدودکننده
scope منظور از عملیات
scope هدف عملیات
logical operations عملیات منطقی
manual operation عملیات دستی
nature of the operation ماهیت عملیات
night operations عملیات شبانه
operations research تحقیق در عملیات
operations room اتاق عملیات
over the beach operations عملیات ساحلی
terminal operations عملیات بارانداز
terminal operations عملیات اسکلهای
theater of operations صحنه عملیات
thermal treatment عملیات گرمایی
war room اتاق عملیات
Counter – espionage operations k. عملیات ضد جاسوسی
Military operations. عملیات نظامی
Construction works . عملیات ساختمانی
regions ناحیه عملیات
synchronous operation عملیات همزمان
surface treatment عملیات سطحی
spial عملیات جاسوسی
parallel operation عملیات موازی
plan of action طرح عملیات
preliminary treatment عملیات مقدماتی
process chart نقشه عملیات
pseudooperation شبه عملیات
psychological operations عملیات روانی
rescue operation عملیات نجات
scene of action صحنه عملیات
serial operation عملیات سری
region ناحیه عملیات
campaigns عملیات جنگی
harassing actions عملیات ایذایی
flight operations عملیات پرواز
campaign عملیات جنگی
f.of operations حوزه عملیات
heat treatment عملیات حرارتی
formal operations عملیات صوری
campaigned عملیات جنگی
hot dogging عملیات نمایشی
campaigning عملیات جنگی
global operation عملیات سراسری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com