Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
water supply to navigation
تامین اب کانال کشتیرانی
Other Matches
fairway
مسیر قابل کشتیرانی کانال
fairways
مسیر قابل کشتیرانی کانال
channelled
جداسازی کانال ها بر حسب مقدار برخورد بین دو کانال هر قدر برخورد کمتر باشد کانال بهتر است
channeling
جداسازی کانال ها بر حسب مقدار برخورد بین دو کانال هر قدر برخورد کمتر باشد کانال بهتر است
channels
جداسازی کانال ها بر حسب مقدار برخورد بین دو کانال هر قدر برخورد کمتر باشد کانال بهتر است
channeled
جداسازی کانال ها بر حسب مقدار برخورد بین دو کانال هر قدر برخورد کمتر باشد کانال بهتر است
channel
جداسازی کانال ها بر حسب مقدار برخورد بین دو کانال هر قدر برخورد کمتر باشد کانال بهتر است
garnishee
کسی که خواستهای نزداو تامین یا توقیف باشد تامین مدعا به کردن
channel
1-صف تقاضای استفاده از کانال . 2-صف داده هایی که روی کانال ارسال شده اند
channels
1-صف تقاضای استفاده از کانال . 2-صف داده هایی که روی کانال ارسال شده اند
channelled
1-صف تقاضای استفاده از کانال . 2-صف داده هایی که روی کانال ارسال شده اند
channeled
1-صف تقاضای استفاده از کانال . 2-صف داده هایی که روی کانال ارسال شده اند
channeling
1-صف تقاضای استفاده از کانال . 2-صف داده هایی که روی کانال ارسال شده اند
queues
1-صف تقاضای استفاده از یک کانال . 2-صف دادهای که به کانال فرستاده میشود
queueing
1-صف تقاضای استفاده از یک کانال . 2-صف دادهای که به کانال فرستاده میشود
queued
1-صف تقاضای استفاده از یک کانال . 2-صف دادهای که به کانال فرستاده میشود
queue
1-صف تقاضای استفاده از یک کانال . 2-صف دادهای که به کانال فرستاده میشود
bed levels
نقاط ارتفاعی کف کانال درامتداد محور کانال
remanded
اخذ تامین مجدد تشدید تامین
remands
اخذ تامین مجدد تشدید تامین
remanding
اخذ تامین مجدد تشدید تامین
remand
اخذ تامین مجدد تشدید تامین
garnishment
تامین خواسته حکم تامین مدعابه
close in security
برقراری تامین در نزدیک شدن به دشمن تامین تقرب به دشمن
bra
سرویس ابتدایی ISDN که باعث میشود دو کانال داده داده هایی چند کیلو بایتی را با یک کانال سیگنال برای کنترل سیگنال ها ارسال کنند
bras
سرویس ابتدایی ISDN که باعث میشود دو کانال داده داده هایی چند کیلو بایتی را با یک کانال سیگنال برای کنترل سیگنال ها ارسال کنند
communication security monitoring
کنترل تامین مخابراتی نظارت در امر تامین مخابراتی
liners
خط کشتیرانی
sailing
کشتیرانی
shipping line
خط کشتیرانی
liner
خط کشتیرانی
shipping
کشتیرانی
navigation
کشتیرانی
commercial marine
کشتیرانی تجارتی
chamber of shipping
اتاق کشتیرانی
shipping conference
کنفرانس کشتیرانی
cabotage
کشتیرانی ساحلی
liner terms
شرایط خط کشتیرانی
shipping company
شرکت کشتیرانی
sailable
قابل کشتیرانی
navigated
کشتیرانی کردن
navigating
کشتیرانی کردن
navigable
قابل کشتیرانی
navigate
کشتیرانی کردن
nautical
مربوط به کشتیرانی
navigability
قابلیت کشتیرانی
shipping
کشتیرانی ناوگان
navigates
کشتیرانی کردن
liner trade
کشتیرانی منظم تجاری
cargo liners
خط کشتیرانی مخصوص بار
shipping agent
نماینده شرکت کشتیرانی
coasters
کشتی مخصوص کشتیرانی در کنارساحل
coaster
کشتی مخصوص کشتیرانی در کنارساحل
conference freight rate
نرخ مشترک شرکتهای کشتیرانی
communication security account
میزان تامین مخابراتی اندازه تامین مخابراتی
fairways
قسمت قابل کشتیرانی رودخانه یا خلیج
fairway
قسمت قابل کشتیرانی رودخانه یا خلیج
sudd
توده شناور علف و نی که دررود نیل مانع کشتیرانی میشود
basic
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basics
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
sailings
کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
cabotage
کشتیرانی و حمل کالا از یک بندر به بندر دیگر بدون دورشدن از ساحل
sail
کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sailed
کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
cabotage
کشتیرانی از یک بندر به بندر دیگردرامتداد ساحل
channeling
کانال
channelled
کانال
channel
کانال
routes
کانال
route
کانال
ship canal
کانال
channeled
کانال
canal bridge
پل کانال
tunneled
کانال
channels
کانال
tunnel
کانال
tunneling
کانال
tunnels
کانال
tunnelled
کانال
sliding channel
کانال
canaliculus
کانال
conduit
کانال
canal
کانال
conduits
کانال
canals
کانال
duct
کانال
cut
کانال
groove
کانال
grooves
کانال
cuts
کانال
water supply
تامین اب
cover
تامین
security
تامین
coverings
تامین
water supplies
تامین اب
safety
تامین
covers
تامین
securing
تامین
securement
تامین
safety limit
حد تامین
hedging
تامین
luminance channel
کانال روشنایی
scanner channel
کانال پیمایشگر
main line
کانال اصلی
output channel
کانال خروجی
channeling
کانال مجرا
offtake canal
کانال گیرنده
channelled
کانال مجرا
channelled
کانال تلویزیون
channelled
کانال ساختن
ascension pipe
کانال سرازیری
multichannel
با بیشتر از یک کانال
canals
کانال ترعه
aqueduct
کانال یا مجرای اب
main lines
کانال اصلی
quarternary canal
کانال درجه 4
conduits
کانال لوله
canal
کانال ترعه
conduit
کانال لوله
gullet
مجرا کانال
channels
کانال مجرا
channels
کانال تلویزیون
channels
کانال ساختن
gullets
مجرا کانال
aqueducts
کانال یا مجرای اب
diversion cannel
کانال انحرافی
instruction pipeline
کانال اطلاعات
feeder canal
کانال تغذیه
communication channel
کانال ارتباطی
headwater channel
کانال اباره
headrace
کانال اباره
digital channel
کانال رقمی
channeled
کانال تلویزیون
channeled
کانال مجرا
main canal
کانال اصلی
trunking
کانال تهویه
channel
کانال ساختن
channel
کانال تلویزیون
channel
کانال مجرا
channeled
کانال ساختن
duplex channel
کانال دو طرفه
cross-Channel
برقراریارتباطومسافرت از کانال
irrigation channel
کانال ابیاری
data channel
کانال داده
y channel
کانال ایگرگ
communications channel
کانال مخابراتی
channel type
کانال تایپ
channel switch
کلید کانال
channel interceptor
کانال چندراهه
channel access
دستیابی کانال
canalization
کانال سازی
channeling
کانال ساختن
channel command
فرمان کانال
channeling
کانال تلویزیون
telephone conduit
کانال تلفن
telephone channel
کانال تلفن
mid channel
وسط کانال
mid channel
مرکز کانال
monochrome channel
کانال تکرنگ
berm
هره کانال
channel capacity
فرفیت کانال
grade of channel
درجه کانال
channel capacity
گنجایش کانال
open canal
کانال روباز
insures
تامین کردن
electronic security
تامین الکترونیکی
insecurity
عدم تامین
fulfill
تامین کردن
ensuring
تامین کردن
ensure
تامین کردن
insuring
تامین کردن
ensured
تامین کردن
ensures
تامین کردن
safety factor
عامل تامین
factor of safety
عامل تامین
safety factor
ضریب تامین
safety diagram
دیاگرام تامین
supplying
تامین کردن
supply
تامین کردن
social security
تامین اجتماعی
internal security
تامین داخلی
collective security
تامین اجتماعی
chemical security
تامین شیمیایی
physical security
تامین تاسیسات
security
تامین مصونیت
preservation of evidence
تامین دلیل
buffer stock
تامین ذخیره
appropriation reimbur sement
تامین اعتبار
provisioning
تامین ذخیره
committment
تامین اعتبار
give security for
تامین کردن
funding
تامین وجه
supplied
تامین کردن
quia timet
حکم تامین
cryptosecurity
تامین رمز
local security
تامین محلی
communication security
تامین مخابراتی
buffer zone
منطقه تامین
buffer zones
منطقه تامین
financier
تامین اعتبارکننده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com