English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 118 (7 milliseconds)
English Persian
stalled tank تانک ایستاده
Other Matches
on فرمان سمت خوب درتیراندازی با تانک لوله تانک در سمت هدف است
vertical retort tar قطران کورههای ایستاده قطران قرعهای ایستاده
standing ایستاده
static ایستاده
on stilts بالا ایستاده بل
standing wave موج ایستاده
stationary wave موج ایستاده
standing start استارت ایستاده
stationary لایتغیر ایستاده
offhand تیراندازی ایستاده
semierect نیمه ایستاده
stationary state حالت ایستاده
standee شخص ایستاده
he is on his legs بر پا ایستاده است
upright spin چرخش ایستاده
standup goalie دروازه بانی ایستاده
statically در حال ایستاده یا ساکن
stand up روی پا ایستادن ایستاده
erectly بطور ایستاده یا عمودی
to set گذاشتن [در حالت ایستاده]
quasi stationary state شبه حالت ایستاده
stand-up روی پا ایستادن ایستاده
perpendicular ستون وار ایستاده
power form تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
offhand position حالت ایستاده در تیر اندازی
kick turn دور زدن در حالت ایستاده
step through method تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
I was standing at the street corner . درگوشه خیابان ایستاده بودم
to set جای دادن [در حالت ایستاده]
corner-post [پایه ایستاده در سنگ نبش]
pointsman عبور و مرور که دریک نقطه ایستاده
ashlering [مجموعه ای از سنگ های ساختمانی کوتاه و ایستاده]
chest roll چرخیدن ژیمناست از حالت ایستاده بروی سینه
witness stand محلی که شاهد درانجا ایستاده و شهادت میدهد
the taxis are on their rank اتومبیلهای کرایهای درایستگاه خود ردیف ایستاده اند
tanker تانک
anti-tank ضد تانک
panzer تانک
antitank ضد تانک
antiarmor ضد تانک
tankers تانک
reservoir تانک
reservoirs تانک
tank تانک
water towers تانک اب
water tower تانک اب
bazooka ضد تانک
bazookas ضد تانک
joystick با حرکت دادن دسته ایستاده در پورت ورودی /خروجی کامپیوتر
vorticel جانور ذره بینی حلقهای شکل که در اب ایستاده زندگی میکند
joysticks با حرکت دادن دسته ایستاده در پورت ورودی /خروجی کامپیوتر
main battle tank تانک اصلی
tank deck شاسی تانک
amphibious tank تانک اب خاکی
tank destroyer توپ ضد تانک
intermediate frequency tank circuit مدار تانک
caterpillar tracks وسائلنقلیهسنگینمثل"تانک"
flail tank تانک ضد مین
antitank artillery توپخانه ضد تانک
drop tank تانک موقت
antitank obstacle مانع ضد تانک
fuel tank vent هواکش تانک سوخت
bulkheads دهلیزداخلی دهلیز تانک
bulkhead دهلیزداخلی دهلیز تانک
hull defilade سنگر گرفتن تانک
cupolas برجک فرماندهی تانک
cupola برجک فرماندهی تانک
antitank launcher موشک انداز ضد تانک
stalled tank تانک از کار افتاده
track tension تنظیم شنی تانک
deck سکوی جلوی تانک
tankage گنجایش تانک یا مخزن
decks سکوی جلوی تانک
decked سکوی جلوی تانک
control vehicle تانک نافم حرکت
turret برجک توپ یا تانک
landing craft tank ناو تانک پیاده کن
turrets برجک توپ یا تانک
armor group گروه زره تانک
skirting armor زره دامنه تانک
high explosive antitank گلوله سوختار شدید ضد تانک
scorpions نوعی تانک سبک شناسایی
flail tank تانک غلطک دار ضد مین
main battle tank قوی ترین تانک رزمی
scorpion نوعی تانک سبک شناسایی
tank recovery vehicle خودرو اخراجات تانک جرثقیل زرهی
intercoms سیستم ارتباط داخلی ناو یا تانک
entac موشک ضد تانک هدایت شونده فرانسوی
whippet سگ تازی تیز دو تانک سبک و تندرو
ullage حجم بالای سطح مایع تانک
compass course مسیر مغناطیسی خودرو یاهواپیما یا تانک
hulls بدنه تانک اسکلت کشتی دهلیز
hull بدنه تانک اسکلت کشتی دهلیز
intercom سیستم ارتباط داخلی ناو یا تانک
whippets سگ تازی تیز دو تانک سبک و تندرو
skirting armor ضخیم ترین قسمت زره تانک
secondary armament جنگ افزار فرعی تانک یاهواپیما یا ناو
scorpions تانک شناسایی اسکورپیون نوعی هواپیمای جت دوموتوره
scorpion تانک شناسایی اسکورپیون نوعی هواپیمای جت دوموتوره
haul defilade قرار دادن قنداق تانک درپناه سنگر
main armament جنگ افزار اصلی تانک یاهواپیما یا ناو
hull down قرار دادن تانک تالوله پشت حفاظ
gunnery توپچی گری تانک تیراندازی با توپ یاتفنگ
knock down زدن با تانک یا توپ هواپیما از کار انداختن
sprocket دنده ملخی مین چرخ گرداننده نهایی در تانک
wet wing بالی که ساختمان تشکیل انتگرال تانک برای سوخت میدهد
integral tank تانک سوختی که پوسته رسانگر بخشی از دیواره ان را تشکیل میدهد
sponson جدار توخالی یا جاسازی شده در بدنه تانک برای تعبیه مهمات یا بی سیم
hunting حرکت سریع لوله تانک به بالا و پایین دراثر تعقیب خودکار با رادار
biocidal action عمل موادیکه جهت کشتن میکروبها و باکتریها به تانک سوخت اضافه میشود
metal deactivator مادهای که برای کاهش امکان وقوع واکنشهاالکتروشیمیایی در تانک سیستم به سوختهای هیدروکربنی افزوده میشود
bog توپچی سینه کشتی یا توپچی جلو تانک باطلاق
bogs توپچی سینه کشتی یا توپچی جلو تانک باطلاق
compensating port مدخلی در سیلندر اصلی ترمزکه در مواقعی که از ترمزاستفاده نمیشود سیلندر چرخ را به تانک روغن متصل کرده و از انبساط سیال در اثرگرما و نهایتا در گیر شدن ترمزها جلوگیری میکند
vertical sand drainage زهکشهای قائم ماسهای چاه زهکش ماسهای زهکشهای ایستاده ماسهای
bqm سیستم هدف کش فایربی سیستم هدف کش ضد هوایی یا ضد تانک
spall تکههای جدا شده از زره تانک بعلت انفجار تکههای پرتاب شده از زره
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com