English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (16 milliseconds)
English Persian
paraphraser تاویل کننده
paraphrast تاویل کننده
Other Matches
paraphrases تاویل
interpretations تاویل
interpretation تاویل
paraphrasing تاویل
paraphrased تاویل
glozing تاویل
interpertation تاویل
paraphrase تاویل
gloss تاویل
constructions تاویل
construction تاویل
gloss تاویل سفرنگ
glozingly تاویل کنان
gloze voer تاویل کردن
to explain away تاویل کردن
gloss تاویل کردن
explicate تاویل کردن توضیح دادن
explicating تاویل کردن توضیح دادن
explicates تاویل کردن توضیح دادن
explicated تاویل کردن توضیح دادن
to gloze over one's words سخنان کسی رابدانگونه تاویل کردن که عیب ان پوشیده ماند
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
paraphrased تفسیر کردن تاویل کردن
paraphrases تفسیر کردن تاویل کردن
paraphrase تفسیر کردن تاویل کردن
paraphrasing تفسیر کردن تاویل کردن
explian تاویل کردن تفسیر کردن
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
bandwidth یچ کننده
mitigatory کم کننده
attacking تک کننده
mitigative کم کننده
trackers پی کننده
ear-splitting کر کننده
tracker پی کننده
whisperer پچ پچ کننده
repudiationist رد کننده
attenuant اب کننده
swooner غش کننده
jaberer پچ پچ کننده
mauler له کننده
surfy کف کننده
solver حل کننده
fillers پر کننده
syncopator غش کننده
commulator یک سو کننده
fluxing oil اب کننده
catterer پچ پچ کننده
hoppers لی لی کننده
skittish رم کننده
fillets پر کننده
filleting پر کننده
filleted پر کننده
fillet پر کننده
abjurer or abjuror کننده
filler پر کننده
solvent اب کننده
bender خم کننده
fizzy کف کننده
squelcher له کننده
squasher له کننده
spurner رد کننده
crepitant خش خش کننده
bidders کننده
deflective کج کننده
rebutter رد کننده
benders خم کننده
refutatory رد کننده
puffer پف کننده
solvents اب کننده
sensor حس کننده
refuser رد کننده
doer کننده
prattfall پچ پچ کننده
doers کننده
percutient دق کننده
hopper لی لی کننده
refutative رد کننده
prater پچ پچ کننده
wheezier خس خس یا خر خر کننده
renunciant رد کننده
wheezy خس خس یا خر خر کننده
wheeziest خس خس یا خر خر کننده
mumbler من من کننده
deletive حک کننده
bidder کننده
renunciant کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com