English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 66 (4 milliseconds)
English Persian
corroboration تاکید
assertion تاکید
affirmation تاکید
affirmations تاکید
emphasis تاکید
accent تاکید
accented تاکید
accenting تاکید
accents تاکید
underscore تاکید
underscored تاکید
underscores تاکید
underscoring تاکید
accentuation تاکید
emphases تاکید
Other Matches
accent تاکید کردن
tolay street on تاکید کردن
enforce تاکید کردن
enforced تاکید کردن
play up تاکید کردن
enforces تاکید کردن
enforcing تاکید کردن
emphatic تاکید شده
accentual دارای تاکید
accents تاکید تشدید
stressing اهمیت تاکید
stressing تاکید کردن
overemphases تاکید بیش از حد
accent تاکید تشدید
accented تاکید تشدید
accented تاکید کردن
stresses تاکید کردن
accenting تاکید تشدید
accents تاکید کردن
stress تاکید کردن
stress اهمیت تاکید
overemphasis تاکید بیش از حد
accenting تاکید کردن
stresses اهمیت تاکید
overemphasized بیش از حد تاکید کردن
potsdom agreement تاکید وتشریح کردند
ascensive موکد تاکید کننده
overemphasizing بیش از حد تاکید کردن
ingeminate تکرار و تاکید کردن
punctuation نشان گذاری تاکید
dual intensity تاکید علائم خاص
overemphasised بیش از حد تاکید کردن
overemphasises بیش از حد تاکید کردن
overemphasising بیش از حد تاکید کردن
overemphasize بیش از حد تاکید کردن
overemphasizes بیش از حد تاکید کردن
accentuated تکیه دادن تاکید کردن
to emphasize تاکید کردن [زبان شناسی]
accentuating تکیه دادن تاکید کردن
accentuate تکیه دادن تاکید کردن
accentuates تکیه دادن تاکید کردن
inward looking development policies درکشورهای در حال توسعه تاکید دارد
afrocentric <adj.> تاکید بر ایده ها، سبک و ارزش های آفریقایی
reverses حروفی که در جهت مخالف حروف دیگر نمایش داده می شوند برای تاکید.
reversing حروفی که در جهت مخالف حروف دیگر نمایش داده می شوند برای تاکید.
reversed حروفی که در جهت مخالف حروف دیگر نمایش داده می شوند برای تاکید.
reverse حروفی که در جهت مخالف حروف دیگر نمایش داده می شوند برای تاکید.
yalta conference م تشکیل یک سازمان جهانی برای صلح و امنیت جهان تاکید و بر پارهای تصمیمات دیگر که قبلا" در منشوراتلانتیک به ان اشاره شده بودتاکید شد
statement بیان کردن توضیح دادن تاکید کردن
statements بیان کردن توضیح دادن تاکید کردن
bolshevism مکتبی متفرع از مارکسیسم که مبدع ان لنین بوده است و مبتنی است بر تاکید این مسئله که طبقه پرولتاریا باید با جنبش و اعمال قوه و بدون اینکه منتظر فرسودگی خودبخودی سیستم کاپیتالیستی باشد قدرت سیاسی را به دست گیرد.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com