Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
within living memory
تا انجا که مردمان زنده
Other Matches
levy in mess
نام نویسی از مردمان سالم برای جنگ بسیج مردمان سالم به طور اجباری
tontine
تاسیس خاصی که به موجب ان عدهای مشترکا" پول قرض می دهند با این شرط که بهره ان مرتبا" و بااقساط معین بین ان ها تقسیم شود و با مرگ هر یک ازایشان سهم دیگران از بهره بیشتر شود تا انجا که اخرین فرد زنده کل بهره را دریافت کند
vivisectional
زنده شکافی تشریح جانور زنده
vivisection
زنده شکافی تشریح جانور زنده
peopling
مردمان
peopled
مردمان
people
مردمان
peoples
مردمان
the quality
مردمان متشخص
lives of great men
مردمان بزرگ
gentlemen of the robe
مردمان قضائی
many persons
مردمان بسیار
people of quality
مردمان متشخص
gentlefolk
مردمان شریف
these people
این مردمان
great persons
مردمان بزرگ
the common run of men
مردمان عادی
great minds
مردمان با کله یا فکور
golden ages
وابسته به مردمان عصر طلایی
golden age
وابسته به مردمان عصر طلایی
prytaneum
تالارپذیرایی سفراو مردمان محترم
pict
مردمان غیر سلتی انگلیس
gentry
مردمان محترم و با تربیت اصالت
respecter
کسی که از مردمان بانفوذ یاتوانگر ملاحظه یا صرفداری میکند
respecters
کسی که از مردمان بانفوذ یاتوانگر ملاحظه یا صرفداری میکند
vivisect
موجود زنده را تشریح کردن تشریح زنده
therof
از انجا
thereat
در انجا
yonder
انجا
wherefrom
که از انجا
whereon
در انجا
there
انجا
there
به انجا
wherever
انجا که
so far forth
تا انجا
thence
از انجا
i know that place by sight
انجا را
thither
به انجا
thither
انجا
whence
که از انجا چه جا
the inquisition
دادگاهی که کارش دادرسی مردمان از دین برگشته یارافضی و به کیفر رساندن
away
مرتبا از انجا
here and there
اینجا انجا
it is impossible to live there
در انجا میسرنیست
it is not half bad
انجا بداست
as far as possible
تا انجا که میشد
as far as possible
تا انجا که بتوان
for a iknow
تا انجا که می دانم
as for as i know
تا انجا که من میدانم
thenceforward
از انجا ببعد
stay there till i return
انجا بمانیدتامن برگردم
we used to play there
ما انجا بازی میکردیم
there was not a soul
ذی نفسی انجا نبود
i did not find a there
کسی را در انجا نیافتم
whereat
که بدان جهت که در انجا
i went there in my own
شخصا` انجا رفتم
he no longer went there
دیگر انجا نرفت
i stayed there for days
سه روز انجا ماندم
there
دراین موضوع انجا
i went there particularly to
یک کاره انجا رفتم
at the top of one's bent
تا انجا که می توان تحمل کرد
the population is stationary
شماره نفوس انجا کم وزیادنمیشود
iam a to go there
از رفتن به انجا خجالت می کشم
he went there in black
اوبا جامه سیاه انجا رفت
i put the population at 0000
نفوس انجا را 00002 تن براورد می کنم
see if he is still there
به بیند او هنوز انجا است یانه
hydropath establishment
بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
hydrotherapeutic
بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
limbers
ناودانهای طرفین ته کشتی که از انجا اب به منبع تلمبه میرسد
to ring the changes
کاری راتا انجا که بتوان باشکال گوناگون انجام دادن
fitting shop
کارگاهی که در انجا اجزای ماشین را سوار میکنند کارگاه مونتاژ
passing lane
فاصله بین دو یار که میتوان از انجا توپ را پاس داد
load line
خط دورکشتی که وقتی کشتی کاملا بارگیری شداب تا انجا میرسد
i am very keen on going there
من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
barnstorm
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstormed
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorming
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorms
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
statitizing
فرایند انتقال یک دستورالعمل از حافظه کامپیوتر به ثباتهای دستورالعمل و نگهداری ان ان در انجا بگونهای که برای اجرا شدن اماده باشد
it is impossible to live there
نمیشود در انجا زندگی کرد زندگی
lived
زنده
lived
:زنده
live bearing
زنده زا
alacritous
زنده
above ground
زنده
cheerful
<adj.>
زنده دل
animates
زنده
animate
زنده
living
زنده
biogen
زنده زا
lighthearted
زنده دل
full of life
سر زنده
fresh
زنده
fresh-
زنده
coiner
زنده
lively
<adj.>
دل زنده
biotic
زنده
genial
<adj.>
دل زنده
cheerful
<adj.>
دل زنده
liveliest
زنده
live
:زنده
live
زنده
life full
سر زنده
alive
زنده
dashing
زنده دل
viviparous
زنده زا
vivid
زنده
quickest
زنده
freshest
زنده
plaster of Paris
گچ زنده
quicker
زنده
quick
زنده
skylarker
زنده دل
livelier
زنده
dapper
زنده دل
vivific
زنده
lively
زنده
live ball
توپ زنده
to see the sun
زنده بودن
survived
<past-p.>
زنده ماندن
spiritous
فعال زنده
to restorative to life
زنده کردن
to restor to life
زنده کردن
in vivo
بافت زنده
live steam
بخار زنده
vive int
زنده باد!
live wire
سیم زنده
vivify
زنده کردن
he suffered at the stake
زنده سوخته شد
ground ball
توپ زنده
he suffered at the stake
او را زنده سوزاندند
viviparity
زنده زایی
spirituelle
بشاش سر زنده
wight
موجود زنده
inter vivos
در میان زنده ها
irresuscitable
زنده نشدنی
playable
توپ زنده
liveliness
زنده دلی
living environment
محیط زنده
wanener
شب زنده دار
living organisms
موجودات زنده
living polymer
بسپار زنده
living soil
خاک زنده
pernoctation
شب زنده داری
long little
زنده باد
long live
زنده باد
protoplast
واحدجرم زنده
reviviscence
زنده سازی
resusctate
زنده کردن
resuscitator
زنده کننده
resurge
زنده شدن
live wires
سیم زنده
restore to life
زنده کردن
restoration to life
زنده سازی
quick lime
اهک زنده
quick ening
زنده کننده
quick clay
بتن زنده
live load
بار زنده
lucubration
شب زنده داری
quicken
زنده کردن
waked
شب زنده داری
activity
زنده دلی
survivor
شخص زنده
quickens
زنده شدن
quickens
زنده کردن
resuscitate
زنده کردن
viable
زنده ماندنی
anabiosis
زنده سازی
quickened
زنده کردن
quicken
زنده شدن
protoplasm
جرم زنده
wakeful
شب زنده دار
resuscitated
زنده کردن
resuscitates
زنده کردن
activities
زنده دلی
vigilance
شب زنده داری
quickened
زنده شدن
good
توپ زنده
wake
شب زنده داری
verve
زنده دلی
vigils
شب زنده داری
vigil
شب زنده داری
wakefulness
شب زنده داری
viva
زنده باد
night waking
شب زنده داری
wakes
شب زنده داری
quicklime
اهک زنده
survivors
زنده ماندگان
resuscitating
زنده کردن
bioderm
لایه زنده
lived
زنده بودن
call back to life
زنده کردن
biomass
توده زنده
to bring to life
زنده کردن
to call back to life
زنده کردن
to recover to life
زنده کردن
resurrected
زنده کردن
surviving
زنده ماندن
survives
زنده ماندن
resurrecting
زنده کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com