English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 152 (8 milliseconds)
English Persian
immortally تا جاودان همیشه
Other Matches
self perpetuation جاودان
ever living جاودانی جاودان
perpetuation جاودان سازی
semipermanent نیمه جاودان
evergreen همیشه سبز همیشه بهار
evergreens همیشه سبز همیشه بهار
everblooming همیشه بهار همیشه شکوفا
the Holy Grail جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangrail جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangraal جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangreal جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
hen and chickens همیشه بهار همیشه بهار باغی
incessantly همیشه
year in year out همیشه
for ever and aday همیشه
evermore همیشه
frequenter همیشه رو
alway همیشه
everywhen همیشه
for evermore همیشه
at all times همیشه
ay همیشه
ayŠaye همیشه
eer همیشه
sempre همیشه
at all hours <adv.> همیشه
anytime <adv.> همیشه
any time <adv.> همیشه
at any time <adv.> همیشه
ever همیشه
always همیشه
ever- همیشه
for good برای همیشه
once and for all <idiom> برای همیشه
on tap <adj.> همیشه در دسترس
sempiternity برای همیشه
perpetuity برای همیشه
insenescible همیشه جوان
aeon برای همیشه
forever and a day <idiom> برای همیشه
foreverness برای همیشه
ad infinitum برای همیشه
forever برای همیشه
sinedie برای همیشه
infinite time برای همیشه
immortality برای همیشه
eternality برای همیشه
eternity برای همیشه
love lies bleeding گل همیشه بهار
dead load همیشه بار
marigolds گل همیشه بهار
residents که همیشه درکامپیوتراست
resident که همیشه درکامپیوتراست
permafrost همیشه یخبسته
tipples همیشه نوشیدن
stillest راکد همیشه
stills راکد همیشه
marigold گل همیشه بهار
evermore برای همیشه
tippled همیشه نوشیدن
forever برای همیشه
still راکد همیشه
stiller راکد همیشه
adinfinitum برای همیشه
tippling همیشه نوشیدن
calendula گل همیشه بهار
ay برای همیشه
as usual مانند همیشه
as ever مانند همیشه
amaranth همیشه بهار
tipple همیشه نوشیدن
for good <idiom> برای همیشه ،پایدار
at someone's beck and call <idiom> همیشه آماده پذیرایی
for keeps <idiom> تا ابد ،برای همیشه
I always stick to my word. من همیشه سر حرفم می ایستم
positive definite matrix ماتریس همیشه مثبت
i always photograph badly عکس من همیشه بد در می اید
evergreen trees درختان همیشه سبز
chucker پرتابگر همیشه خطازن
i have got him on my brain همیشه به اوفکر میکنم
japanese andromeda بوته همیشه سبزاسیایی
I always fulfil my promises . من همیشه به قولم عمل می کنم
to always look for things to find fault with همیشه دنبال یک ایرادی گشتن
never to be at a loss for an answer همیشه حاضر جواب بودن
Sara always wanted a puppy. سارا همیشه یک سگ پاپی می خواست.
to pledge one's troth قول همیشه وفادار را دادن
abjuring برای همیشه ترک گفتن
abjures برای همیشه ترک گفتن
nervous Nelly آدم همیشه نگران و دلواپس
panicky person آدم همیشه نگران و دلواپس
abjured برای همیشه ترک گفتن
jitterbug آدم همیشه نگران و دلواپس
temporarily برای زمان مشخص یا نه همیشه
He always gives in to his wife. همیشه تسلیم زنش است
she always had her way همیشه موافق میل اوعمل می شد
cast the first stone <idiom> همیشه آماده جنگیدن است
exceptional متفاوت ونه مثل همیشه
perennially بطور ماندگاریا دائمی همیشه
non scrollable که همیشه نمایش داده میشود.
go steady <idiom> همیشه بایک نفر قرارگذاشتن
The shell does not always contain a pearl. <proverb> همیشه در صدف گوهر نباشد .
to get straight A's همه درسها را [همیشه] ۲۰ گرفتن
as ... as ever <adv.> آنطور ... مثل همیشه [سابق]
abjure برای همیشه ترک گفتن
couch potato کسی که همیشه در خانه بیکار می نشیند
A bad workman always blames his tools. <proverb> کارگر بد همیشه از وسایلش غیبجویى مى کند.
I am always ready to help my friends. همیشه حاضرم بدوستانم کمک کنم
He has always lived there. او همیشه آنجا زندگی کرده است.
in a rut <idiom> همیشه کار مشابه انجام دادن
give someone the benefit of the doubt <idiom> همیشه بهترین را درمورد کسی فرض کن
She is always making trouble for her friends. همیشه برای دوستانش درد سر بوده
I always make a point of being on time . I always try to be punctual . همیشه مقید هستم که سر وقت بیایم
eager beaver <idiom> شخص همیشه داوطلب کار اضافه
dates افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
date افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
A constant guest is never welcome . <proverb> به همیشه میهمان خوشامد گفته نمى شود .
on tap <adj.> همیشه آماده [برای ریختن از شیره بشکه]
It is yours for keeps . این برای همیشه پیش خودت باشد
danger warning level مقدار موجودی کالا که میبایست همیشه در انبارموجود باشد
he is always a little peculiar او همیشه اندکی اخلاق عجیب از خود نشان میدهد
He is trying to prove himself all the time. او [مرد] همیشه می خواهد نشان بدهد از پس کار بر می آید.
man a bout town ادم بیکاری که همیشه به باشگاه و نمایشگاههای شهر میرود
solid خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود
solids خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود
permanently انجام دادن به طریقی که برای همیشه باقی بماند
to always find something to gripe about همیشه چیزی برای گله زدن پیدا کردن
window فضایی در صفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
window فضایی درصفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
He's always moaning that we use too much electricity. او [مرد] همیشه قر می زند که ما بیش از اندازه برق خرج می کنیم.
You should always be careful walking alone at night. همیشه موقع پیاده روی تنها در شب باید مراقب باشید.
douglas fir یک نوع گیاه همیشه بهار بلندی که در غرب امریکامی روید
The grass is always greener on the other side of the fence. <proverb> مرغ همسایه غازه [مردم دیگر همیشه در موقعیت بهتری هستند.]
clearance fit اتصالی که در ان حدود دوعضو جفت شونده همیشه مونتاژ را محکم می سازد
Carrie is her own worst enemy, she's always falling out with people. کری همیشه با همه بحث و جدل می کند و برای خودش دردسر می تراشد.
hottest سخت افزار که همیشه فعال ست و در صورت خرابی سیستم به عنوان پشتیبان به کار می رود
hotter سخت افزار که همیشه فعال ست و در صورت خرابی سیستم به عنوان پشتیبان به کار می رود
hot سخت افزار که همیشه فعال ست و در صورت خرابی سیستم به عنوان پشتیبان به کار می رود
resident داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
residents داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
tout temps prist تسلیم خوانده در برابرخواهان با اعلام این که همیشه برای تحویل یا انجام خواسته حاضر است
absolute address مرجع صفحه گسترده که همیشه به یک خانه اشاره میکند حتی اگر به محل دیگر کپی شود
kratom [درختی همیشه بهار و در عین حال برگریز استوایی که از خانواده قهوه است و برگش مصرف داروئی دارد]
The whole problem with the world is that fools and fanatics are always so certain of themselves, and wiser people so full of doubts. مشکل اصلی در دنیا این است که احمق ها و متعصب ها همیشه از خودشان مطمئن و انسان های عاقل پر از تردید هستند.
After a few days out of the office it always takes me a while to get into gear when I come back. بعد از چند روز دور بودن از دفتر همیشه مدتی زمان می برد تا پس از بازگشت دوباره سر رشته امور را به دست بیاورم.
straight "A " student دانش آموزی [دانش جویی] که همیشه همه درسها را ۲۰ می گیرد
permanent آنچه برای مدت طولانی یا برای همیشه باقی بماند
Better late than never. <proverb> آهسته برو همیشه برو.
stacks روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacked روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stack روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
command.com در -MS DOS فایل برنامهای که حاوی مفسر دستورات سیستم عامل است این برنامه همیشه در حافظه مقیم است و دستورات سیستم را تشخیص میدهد و به عمل تبدیل میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com