English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 176 (8 milliseconds)
English Persian
till in old [great] age تا در دوران سالمندی
Other Matches
duenna زن سالمندی که مراقب دختران وزنان جوان است
business cycle دوران اقتصادی یا تجارتی دوران ترقی و تنزل فعالیت تجاری و اقتصادی
Safavid period دوران صفویه [اوج دوران شکوفایی فرش ایران که دیگر هرگز تکرار نشد. ایجاد کارگاه های بزرگ قالبافی اصفهان و کاشان تحولی شگرف به دنبال داشت و شاهکارهای آن هنوز در موزه های جهان جلوه گری می کند.]
rotation دوران
cycles دوران
cycled دوران
cycle دوران
era دوران
eras دوران
vertigo دوران
circulation دوران
period دوران
swimming دوران
periods دوران
circulations دوران
gyration دوران
gyrations دوران
distance between centers طول دوران
climacteric دوران یائسگی زن
lucid interval دوران افاقه
rotation چرخش دوران
the whirligig of fashion دوران دایمی مد
aftertime دوران پیری
axis of rotation محور دوران
rotates دوران کردن
rotated دوران کردن
rotate دوران کردن
angle of rotation زاویه دوران
races دوران مسیر
circulation دوران خون
sense of rotation جهت دوران
space age دوران کیهان
stound دوران درد
peacetime دوران صلح
lives دوران زندگی
life دوران زندگی
off season در دوران کم کاری
fulcrum نقطه دوران
wifehood دوران زوجیت
off season در دوران کسادی
circulations دوران خون
wartime دوران جنگ
revolution چرخش دوران
revolution دوران شورش
paleozoic دوران اول
dizzy دچار دوران سر
qyaternary دوران چهارم
rotation about a line دوران دور یک خط
revolutions دوران شورش
revolutions چرخش دوران
race دوران مسیر
raced دوران مسیر
plane of rotation سطح دوران
jumped-up تازه به دوران رسیده
golden ages دوران رونق و رفاه
obligated tour دوران مشمولیت وفیفه
instantaneous center of rotation مرکز دوران لحظهای
rotational دوران گردش بدور
iceman یخی بستر دوران یخ
rotation about a point دوران دور یک نقطه
golden age دوران رونق و رفاه
vertiginous سرگیجهای دوران کننده
geriatrist امراض دوران پیری
geriatrician امراض دوران پیریgyrfalcon
geocentric دوران زمین مرکزی
off season وابسته به این دوران
spinning چرخش [گردش] [دوران ]
season دوران چاشنی زدن
rotation دوران گردش بدور
revolution دور دوران کامل
revolutions دور دوران کامل
circulatory مربوط یه دوران خون
azoic دوران ماقبل تاریخ
seasons دوران چاشنی زدن
seasoned دوران چاشنی زدن
rotation around [about] a point دوران دور نقطه ای
gyrating چرخ زدن دوران داشتن
long run period دوران محاسبه بلند مدت
whirl چرخش یا دوران جریان سیال
whirled چرخش یا دوران جریان سیال
gyrates چرخ زدن دوران داشتن
gyrated چرخ زدن دوران داشتن
protectorates دوران حکومت کرامول درانگلستان
gyrate چرخ زدن دوران داشتن
rotation about ... دوران دور ... [محوری یا جایی]
retrograde دوران در خلاف جهت معمول
Victoriana وابسته به دوران ملکه ویکتوریا
protectorate دوران حکومت کرامول درانگلستان
Difficult times lie ahead. دوران سختی درپیش است
peripheral course دوران پیش دانشگاهی نظامی
whirling چرخش یا دوران جریان سیال
whirligig of something دوران دایمی [اصطلاح مجازی]
Early Christian architecture سبک معماری دوران مسیحیت
yaw دوران هواپیما حول محورقائم
yawed دوران هواپیما حول محورقائم
age earnings profile برنامه درامد در دوران زندگی
anthropic مربوط به دوران پیدایش انسان
whirls چرخش یا دوران جریان سیال
mesozoic era دوران دوم زمین شناسی
unemployment benefit کمک دریافتی در دوران بیکاری
The whirligig of time revolves. دوران دایمی زمان می چرخد.
Pre-Raphaelite هر نقاش ایتالیایی پیش از دوران رافائل
Pre-Raphaelites هر نقاش ایتالیایی پیش از دوران رافائل
It reminds me of my schooldays . مرا بیاد دوران مدرسه می اندازد
paleocene قسمتی از دوران سوم زمین شناسی
rolled دوران حول محور طولی غلطش
rolls دوران حول محور طولی غلطش
paleontology مبحث زیست شناسی دوران قدیم
We are living in the age of mass communication. ما در دوران ارتباطات جمعی زندگی می کنیم.
lathe center مرکز یا محور دوران ماشین تراش
twists دوران حول محور افقی پیچش
twist دوران حول محور افقی پیچش
lying in دوران استراحت ونقاهت بعداز زایمان
twisting دوران حول محور افقی پیچش
hallstatt وابسته به دوران قبل از عصراهن اروپا
period منتهادرجه دوران مربوط به دوره بخصوصی
periods منتهادرجه دوران مربوط به دوره بخصوصی
vorticity میزان برداری دوران موضعی سیال
roll دوران حول محور طولی غلطش
dog days چله تابستان دوران رکود و عدم فعالیت
banks دوران یا متمایل شدن هواپیماحول محور طولی
quadrangle حیاط یافضای بزرگ که دوران ساختمان باشد
Edwardian معماری دوران ادوارد اول و دوم وسوم
Edwardian ادبیات و هنر و مد لباس دوران ادوارد هفتم
quadrangles حیاط یافضای بزرگ که دوران ساختمان باشد
bank دوران یا متمایل شدن هواپیماحول محور طولی
mastodon پستانداری شبیه فیل که در دوران الیگوسن وپلیستوسن میزیسته
ornithopter هواپیمایی که در ان بالهاحول محوری نوسان میکنندولی دوران نمیکنند
golden ages دوران طلایی که در آن بشر شاد و سعادتمند و معصوم بود
paleontologist ویژه گر زیست شناسی دوران قدیم یا کهنه سنگی
rhythm method روش تنظیم خانواده از راه شناخت دوران باروری زن
golden age دوران طلایی که در آن بشر شاد و سعادتمند و معصوم بود
hunger cloth پرده روی صلیب ومجسمه ها [دوران پرهیز وروزه کاتولیک ها]
inertia welding جوشکاری توسط دوران سریع و فشار بین سطوح تماس
autumn برگ ریزان زمان رسیدن و نزول چیزی دوران کمال
pinned میخ کوچک ساعت محور کوچکی که چیزی دوران بگردد
autumns برگ ریزان زمان رسیدن و نزول چیزی دوران کمال
pinning میخ کوچک ساعت محور کوچکی که چیزی دوران بگردد
pin میخ کوچک ساعت محور کوچکی که چیزی دوران بگردد
lenten veil پرده روی صلیب ومجسمه ها [دوران پرهیز وروزه کاتولیک ها]
disturbing moment گشتاوری که در جهت دوران هواپیما حول یک محور بر ان اثر میکند
rotor incidence زاویه بین سطوح عمود برمحور دوران و باد نسبی
shamanism پیروی از عقاید جادوگران وکاهنان دوران اولیه تمدن بشر
wheel mode ماهواره یا بخشی از ان که اغلب با سرعت کم بمنظورپایدارسازی وضعیت دوران میکند
pitch speed حاصل ضرب گام هندسی متوسط و تعداد دوران درواحد زمان
dendrochronology دوران شناسی و مطالعه قدمت محیط از روی حلقههای متشکله در چوب درختان
probation officers ماموری که متهم در طی دوران تعلیق اجرای مجازات باید تحت نظراو باشد
sabbatical year در دوران یهودیان باستان سال هفتم که طی آن زمین را آیش می کردند و بدهکاران را می بخشیدند
probation officer ماموری که متهم در طی دوران تعلیق اجرای مجازات باید تحت نظراو باشد
new deal روش سیاسی جدیدی که از دوران روزولت اعمال ان از طرف دولت ایالات متحده امریکا شروع شد
pitch control کنترل دوران هواپیما حول محور عرضی در هواپیماهای عمود پروازو در سرعت نسبی کم یا صفر
wheel satellite ماهوارهای که بصورت دایرهای ساخته شده و معمولابرای پایداری وضعیت یا واردساختن گرانش ساختگی به سرنشینان دوران میکند
vortex line خطی که جهت ان در هر نقطه بر بردار دوران منطبق وخطوط مماس براین خط باجهت موضعی جریان موازی میباشند
gyro برای نشان دادن یا اندازه گیری حرکت زاویهای پایه خودحول یک یا دو محور عمود برمحور دوران بهره میگیرد
constant speed propeller ملخی که سیستم کنترل ان دارای یک گاورنر و یک فیدبک بوده و گام ملخ را به منظورثابت نگه داشتن سرعت دوران تنظیم میکند
low cycle fatigue خستگی ناشی از لرزشهایی بافرکانس کم ناشی از تغییرسرعت دوران دستگاه
rate integration gyro ژایرویی با یک درجه ازادی که محور خروجی ان با مایع چسبناکی به محور دوران متصل شده
combustion starter مکانیزمی که در ان احتراق یک سوخت ترکیب سوخت و هواانرژی لازم برای شروع دوران موتور را تامین میکند
coriolis effect پاسخهای فیزیولوژیکی شخصی که داخل یک محفظه در حال دوران در هر جهت بجز جهت موازی با محورهادرحال حرکت است
vane pump خانواده وسیعی از پمپهای سیالات که در ان سطوح تخت در محفظههای خارج ازمرکز دور تا دور شفت گردنده دوران میکنند
coordinated turn دورزدن هواپیما بطوریکه کنترلهای مربوط به دوران حول هر سه محور مورداستفاده قرار گرفته و مانع سر خوردن هواپیما به داخل یا خارج پیچ میشوند
geriatrics رشتهای از علم طب که درباره امراض دوران پیری و افراد پیر بحث میکند مبحث امراض پیری
angle of rotation زاویه دوران زاویه چرخش
magnetic ritation گردش مغناطیسی دوران مغناطیسی
caducity کهولت ضعف دوران کهولت
tertiary قسمت سوم دوران سوم
closed cycle reactor system در هسته شناسی راکتوری که در ان گرمای اولیه حاصل ازشکافت برای انجام کار مفیدتوسط دوران یا گردش ماده سرد کننده در یک مدار بسته دارای مکانیزم تبادل حرارتی به خارج از هسته منتقل میشود
careered شغل مدت خدمت دوران خدمت خدمت
careers شغل مدت خدمت دوران خدمت خدمت
careering شغل مدت خدمت دوران خدمت خدمت
career شغل مدت خدمت دوران خدمت خدمت
pendant سر ترنج [کلاله] [سر ترنج را به طرح های دوران صفویه نسبت می دهند و معمولا نقشی از ترنج مرکزی را نشان می دهد و به صورت های مختلف هندسی، بیضی شکل، دایره ای و چند ضلعی بافته می شود.]
drunks مستی دوران مستی
drunk مستی دوران مستی
Anatolia منطقه آناتولی که بین دریای سیاه و دریای مدیترانه قرار داشته و یکی از مراکز عمده قالیبافی ترکی، کردی، ارمنی و یونانی است. بیشتر به بافت فرش با گره ترکی معروف بوده و به دوران سلجوقیان باز می گردد.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com