English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 37 (1 milliseconds)
English Persian
To the brind of a precipice . تا لب پرتگاه
Search result with all words
cliff پرتگاه
cliffs پرتگاه
precipice صخره پرتگاه
precipice پرتگاه سراشیبی تند
precipices صخره پرتگاه
precipices پرتگاه سراشیبی تند
cragged پرتگاه مانند پرتگاه دار
craggy پرتگاه مانند پرتگاه دار
crag پرتگاه
crags پرتگاه
abrupt پرتگاه دار
promontories پرتگاه برامدگی
promontory پرتگاه برامدگی
headland پرتگاه
headlands پرتگاه
chasm پرتگاه عظیم
chasms پرتگاه عظیم
bluff پرتگاه
bluffed پرتگاه
bluffing پرتگاه
bluffs پرتگاه
escarpment پرتگاه مصنوعی
escarpment پرتگاه یا شیب تندی که توسط عوامل طبیعی به وجود امده است
escarpments پرتگاه مصنوعی
escarpments پرتگاه یا شیب تندی که توسط عوامل طبیعی به وجود امده است
an abrupt place پرتگاه
cliffy پرتگاه دار
downcome پرتگاه
head land پرتگاه
icebink پرتگاه یخ درسواحل دریا
krantz پرتگاه
lin ابشار پرتگاه
linn ابشار پرتگاه
sacrp پرتگاه سرازیری تند
scaur پرتگاه
visual cliff پرتگاه دیداری
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com