Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 143 (7 milliseconds)
English
Persian
Did it ever occur to you that …
تا کنون بفکرت رسیده که ...
Other Matches
so far
<idiom>
تا کنون
yet
تا کنون تا انوقت
up to now
تا کنون تا این تاریخ
bard cannon theory
نظریه بارد- کنون
The funds collected so far .
وجوهی که تا کنون گرد آوری شده است
it is too late to lock the stable when the horse has been stolen
<proverb>
کنون باید این مرغ را پای بست نه آن دم که سررشته بردت ز دست
He has never taken a step for any one . He has never raised a finger to
تا کنون برای کسی قدم یبر نداشته است ( مسا عدتی نکرده )
consummating
رسیده
mellow
رسیده
mellowed
رسیده
mellowing
رسیده
mellows
رسیده
ripe
رسیده
riper
رسیده
ripest
رسیده
consummates
رسیده
consummated
رسیده
consummate
رسیده
headed
رسیده
ripely
بطور رسیده
allowed
<adj.>
<past-p.>
به تایید رسیده
full-fledged
بالغ رسیده
full fledged
بالغ رسیده
climactic
باوج رسیده
approvingly
به تایید رسیده
approved
به تایید رسیده
Inc
به ثبت رسیده
overdue
موعد رسیده
fullest
بالغ رسیده
overripe
بسیار رسیده
over ripe
زیاد رسیده
in wards
کالای رسیده
floor length
رسیده بکف
It's time
وقتش رسیده که
culminant
باوج رسیده
jack in office
رسیده است
knee high
بزانو رسیده
maturation
رسیده شدن
new arrived
تازه رسیده
new come
تازه رسیده
full
بالغ رسیده
in-
:رسیده امده
in
:رسیده امده
agreed
<adj.>
<past-p.>
به تایید رسیده
imported
کالای رسیده
import
کالای رسیده
authorised
[British]
<adj.>
<past-p.>
به تایید رسیده
importing
کالای رسیده
passed
<adj.>
<past-p.>
به تایید رسیده
authorized
<adj.>
<past-p.>
به تایید رسیده
approved
<adj.>
<past-p.>
به تایید رسیده
jumped-up
تازه به دوران رسیده
inwards
واردات کالای رسیده
bequests
ارثی که بنابوصیت رسیده
bequest
ارثی که بنابوصیت رسیده
letterbox
جعبهی نامههای رسیده
saturant
بحد اشباع رسیده
indents
سفارش رسیده از خارج
indenting
سفارش رسیده از خارج
indent
سفارش رسیده از خارج
raised to the purple
بپایه مترانی رسیده
I am fed up to the back teeth . I cant stomack it any more.
جانم به لبم رسیده
aggrieved
محنت رسیده مغموم
letterboxes
جعبهی نامههای رسیده
on end
<idiom>
بنظر به پایان رسیده
elvis has left the building
<idiom>
[نمایش به اتمام رسیده]
grown
رسیده جوانه زده
ripens
رسیده کردن یاشدن
parvenu
تازه بدوران رسیده
parvenus
تازه بدوران رسیده
nouveau riche
تازه بدوران رسیده
nouveau-riche
تازه بدوران رسیده
nouveaux-riches
تازه بدوران رسیده
antemortem
مرگ زود رسیده
ripened
رسیده کردن یاشدن
ripen
رسیده کردن یاشدن
pensionable
وقت بازنشستگی رسیده
ripening
رسیده کردن یاشدن
evaluations
ارزیابی اخبار رسیده
intersection point
نقطه بهم رسیده
confirmation
تایید ازاطلاعات رسیده
evaluation
ارزیابی اخبار رسیده
if i had brains
<idiom>
اگر عقلم رسیده بود
syngraph
تنظیم کنندگان رسیده باشد
i am nat my last shifts
کارد به استخوانم رسیده است
it is high time to go
وقت رفتن رسیده است
it is time i was going
وقت رفتن من رسیده است
it was at its height
به منتهای درجه رسیده بود
feed water
اب رسیده به دیگ بخار ناو
paprica
میوه رسیده فلفل قرمز
patentee
ذینفع اختراع به ثبت رسیده
paprika
میوه رسیده فلفل قرمز
he is up a gum tree
کاردبه استخوانش رسیده است
perfects
کاملا رسیده تکمیل کردن
perfect
کاملا رسیده تکمیل کردن
he has been put to his trumps
کاردبه استخوانش رسیده است
the story is at an end
استان به پایان رسیده است
perfecting
کاملا رسیده تکمیل کردن
perfected
کاملا رسیده تکمیل کردن
upstarts
تازه بدوران رسیده ادم متکبر
Has a letter arrived for me?
آیا برای من نامه ای رسیده است؟
embryonic membrane
ساختمانی که ازتخم رسیده مشتق میشود
backtell
ابلاغ دستورات رسیده از رده بالا
haricot
دانههای رسیده یانارس لوبیای سبز
haricots
دانههای رسیده یانارس لوبیای سبز
heirlooms
دارایی منقولی که بارث رسیده باشد
heirloom
دارایی منقولی که بارث رسیده باشد
the bill of has come to mature
وعده پرداخت برات رسیده است
I have just received your letter.
کاغذت تازه به دستم رسیده است
upstart
تازه بدوران رسیده ادم متکبر
irreducibility
حالت چیزیکه به کمینه رسیده و از ان دیگرکمترنمیشود
things have come to a pretty pass
کار بجای باریک رسیده است
the bill has come to maturity
وعده پرداخت برات رسیده است
priming
استر کاری چیدن برگ رسیده تنباکو
centralized items
اقلامی که دستور کنترل توزیع تمرکزی ان رسیده
semifinalist
کسیکه بمرحله مسابقات نیمه نهایی رسیده
Now it is about time to head home!
الان وقتش رسیده به خانه برویم
[بروم]
!
demand frequency
نواخت تکرار درخواستها تعداد درخواستهای رسیده
young people
دخترها و پسرهایی که بسن ازدواج رسیده اند
It's time to prepare the meal.
وقتش رسیده است که غذا را آماده کنیم.
ground waves
امواج سطحی رسیده به رادار یادستگاههای مخابراتی
I wI'll show you! Who do you think you are ?I know how to handle (treat) people like you !
خیال کردی! خیالت رسیده ! ( درمقام تهدید )
carpetbaggers
تازه بدوران رسیده وفاسد مسافر خورجین دار
dowager
بیوه زنی که دارایی ازشوهرش به او ارث رسیده باشد
aposteriori
از معلول بعلت رسیده از مخلوق بخالق پی برده استنتاجی
carpetbagger
تازه بدوران رسیده وفاسد مسافر خورجین دار
dowagers
بیوه زنی که دارایی ازشوهرش به او ارث رسیده باشد
brie
پنیر نرمی که بوسیله کفک رسیده شده باشد
nonagium
عشر ماترک متوفی که به کشیش کلیسای محل می رسیده است
dowagers
بیوه زنی که از شوهرش باودارایی یا مقامی بارث رسیده باشد
dowager
بیوه زنی که از شوهرش باودارایی یا مقامی بارث رسیده باشد
exponent
شمارهای که توانی که عدد پایه به آن توان رسیده است بیان میکند
exponents
شمارهای که توانی که عدد پایه به آن توان رسیده است بیان میکند
end
نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است
ended
نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است
ends
نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است
hot valve clearance
فاصله کوچک بین ساقه سوپاپ و اسبک هنگامی که تمام قطعات موتور بدمای کاری رسیده اند
interpretations
تفسیر اخبار واطلاعات رسیده تفسیر عکس ترجمه کردن
interpretation
تفسیر اخبار واطلاعات رسیده تفسیر عکس ترجمه کردن
things have come to a pretty
کاربجای باریک رسیده است کارو بار خراب است
chocked nozzle
خروجی موتور جت که سرعت جریان گازهای خروجی دران به سرعت صوت رسیده است
registered capital
سرمایه به ثبت رسیده سرمایه ثبت شده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com