Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
English
Persian
quintuple
تبدیل به پنج کردن پنج تایی
Other Matches
novatio non presumiter
تبدیل تعهد یا تبدیل مدیون نمیتواند مفروض یا ضمنی باشد
fractions
بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
fraction
بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
totalitarianize
تبدیل بحکومت یکه تاز کردن بصورت حکومت مطلقه واستبدادی اداره کردن
fluidify
تبدیل به جسم سیال کردن مایع کردن
triad
سه تایی
n adic
N تایی
n ary
N تایی
ternal
سه تایی
trine
سه تایی
triads
سه تایی
triplet
سه تایی
ternary
سه تایی
triplex
سه تایی
trinary
سه تایی
diphyletic
دو تایی
nine
نه تایی
ternate
سه تایی
trinal
سه تایی
nines
نه تایی
senary
شش تایی
turns
تبدیل کردن
converted
تبدیل کردن
transforms
تبدیل کردن
to transform
[into]
تبدیل کردن
[به]
to convert something into something
تبدیل کردن به
convert
تبدیل کردن
to turn something into something
تبدیل کردن به
scorify
تبدیل به کف کردن
gear level
تبدیل کردن
converts
تبدیل کردن
converting
تبدیل کردن
turn
تبدیل کردن
convert
تبدیل کردن
transmute
تبدیل کردن
reduce
تبدیل کردن
transmutes
تبدیل کردن
transmuting
تبدیل کردن
reduces
تبدیل کردن
transrorm
تبدیل کردن
redeploy
[staff]
تبدیل کردن
commuting
تبدیل کردن
commuted
تبدیل کردن
transact
تبدیل کردن
commute
تبدیل کردن
reset
تبدیل کردن
commutes
تبدیل کردن
reducing
تبدیل کردن
transformed
تبدیل کردن
transform
تبدیل کردن
toggles
تبدیل کردن
toggle
تبدیل کردن
transmuted
تبدیل کردن
transforming
تبدیل کردن
institutionalizing
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalises
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalising
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalize
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizes
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
transiguration
تبدیل صورت تبدیل هیئت
conversion scale
مقیاس تبدیل ضریب تبدیل
vigesimal
بیست تایی
septimal
هفت تایی
triform
شکل سه تایی
tuple
چند تایی
nonary
گروه نه تایی
n ary operator
عملگر N تایی
trios
سه نفری سه تایی
trio
سه نفری سه تایی
triploidy
حالت سه تایی
troika
هر دسته سه تایی
sexagenary
شصت تایی
lao
زبان تایی
trilogies
گروه سه تایی
triads
مجموعه سه تایی
triad
مجموعه سه تایی
terns
یک دسته سه تایی
tern
یک دسته سه تایی
leash
دسته سه تایی
fourteener
چهارده تایی
lao
مردم تایی
laotian
مردم تایی
duodecimal
دوازده تایی
threescore
شصت تایی
quintets
پنج تایی
quintet
پنج تایی
sexagesimal
شصت تایی
trilogy
گروه سه تایی
leashes
دسته سه تایی
quadrupled
چهار تایی
quadruple
چهار تایی
ternary mixture
مخلوط سه تایی
ternary alloy
الیاژ سه تایی
duodenary
دوازده تایی
quadric
چهار تایی
fourteen
چهارده تایی
quadruples
چهار تایی
quintuplets
پنج تایی
quadrupling
چهار تایی
quintuplet
پنج تایی
ennead
دسته نه تایی
qyaternary
چهار تایی
quinquepartite
پنج تایی
verbalises
تبدیل به فعل کردن
surrenders
پس گرفتن و تبدیل کردن
verbalised
تبدیل به فعل کردن
saccharify
تبدیل به قند کردن
surrender
پس گرفتن و تبدیل کردن
surrendered
پس گرفتن و تبدیل کردن
lapidify
تبدیل به سنگ کردن
forests
تبدیل به جنگل کردن
lever
تبدیل به اهرم کردن
interchange energy
تبدیل کردن انرژی
forest
تبدیل به جنگل کردن
levers
تبدیل به اهرم کردن
nitrogenize
تبدیل به ازت کردن
ionize
تبدیل به یون کردن
charr
تبدیل به زغال کردن
nebulize
تبدیل به ذرات کردن
marmarize
تبدیل بمرمر کردن
salify
تبدیل به نمک کردن
verbalized
تبدیل به فعل کردن
aerify
تبدیل به هوا کردن
compartmentalises
تبدیل به اجزا کردن
agglutinate
تبدیل به چسب کردن
verbalizes
تبدیل به فعل کردن
compartmentalised
تبدیل به اجزا کردن
verbalizing
تبدیل به فعل کردن
compartmentalize
تبدیل به اجزا کردن
lignify
تبدیل به چوب کردن
liquation
تبدیل باب کردن
compartmentalising
تبدیل به اجزا کردن
verbalize
تبدیل به فعل کردن
saponify
تبدیل بصابون کردن
acetify
تبدیل به سرکه کردن
structuralize
تبدیل به ساختمان کردن
hypostatize
تبدیل بماده کردن
vitriolize
تبدیل به زاج کردن
verbalising
تبدیل به فعل کردن
compartmentalizing
تبدیل به اجزا کردن
sugar
تبدیل به شکر کردن
scorify
تبدیل به تفاله کردن
compartmentalizes
تبدیل به اجزا کردن
compartmentalized
تبدیل به اجزا کردن
sugars
تبدیل به شکر کردن
capitalizes
تبدیل بسرمایه کردن
realizing
تبدیل به پول کردن
realizes
تبدیل به پول کردن
realized
تبدیل به پول کردن
realize
تبدیل به پول کردن
to change to the better
تبدیل به احسن کردن
realising
تبدیل به پول کردن
realises
تبدیل به پول کردن
realised
تبدیل به پول کردن
peptonize
تبدیل به پپتن کردن
pustulate
تبدیل به کورک کردن
cokes
تبدیل به زغال کردن
capitalizing
تبدیل بسرمایه کردن
capitalize
تبدیل بسرمایه کردن
capitalising
تبدیل بسرمایه کردن
capitalised
تبدیل بسرمایه کردن
gorgonize
تبدیل بسنگ کردن
fluidize
تبدیل به مایع کردن
capitalized
تبدیل بسرمایه کردن
ozonize
تبدیل به ازن کردن
coke
تبدیل به زغال کردن
phosphatize
تبدیل به فسفات کردن
stencilize
تبدیل به استنسیل کردن
nitrates
به نیترات تبدیل کردن
versify
تبدیل بنظم کردن
capitalises
تبدیل بسرمایه کردن
reify
تبدیل بماده کردن
etherify
تبدیل به اتر کردن
prosify
تبدیل به نثر کردن
provincialize
تبدیل باستان کردن
porcelainize
تبدیل بچینی کردن
gasification
تبدیل کردن بگاز
nitrate
به نیترات تبدیل کردن
incineration
تبدیل بخاکستر کردن
char
تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
charring
تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
chars
تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
afforest
تبدیل به جنگل کردن جنگلکاری کردن
ogdoad
گروه هشت تایی
triform
دارای شکل سه تایی
trigon
سه حالتی ستاره سه تایی
gleek
یکجوربازی سه تایی درورق سه اس
stephan quintet
پنج تایی استفان
octad
گروه هشت تایی
go dan kumite
مبارزه با ضربههای 5 تایی
ternate
سومین گروه سه تایی
pentagram
شکل پنج تایی
quadripartite
چهار تایی چهارسویی
pentad
دسته پنج تایی
ternary
سومین گروه سه تایی
restitution
تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
to transubstantiate
به جسم دیگری تبدیل کردن
gasify
تبدیل به گاز کردن بخارکردن
liquify
گداختن تبدیل به مایع کردن
negotiating
به پول نقد تبدیل کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com