English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
transiguration تبدیل صورت تبدیل هیئت
Other Matches
transfiguration تبدیل هیئت تغییر شکل
printers وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
shift تبدیل صورت
transformation تبدیل صورت
transfiguration تبدیل صورت
move تبدیل صورت
novatio non presumiter تبدیل تعهد یا تبدیل مدیون نمیتواند مفروض یا ضمنی باشد
banker's bill صورت تبدیل ارز
quantization تبدیل سیگنال آنالوگ به صورت عددی
conversion scale مقیاس تبدیل ضریب تبدیل
visualization تبدیل اعداد یا داده به صورت گرافیکی که راحت تر قابل فهم باشد
restitution تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
waveform تبدیل وذخیره سازی یک حالت موج به صورت عددی با استفاده از مبدل آنالوگ / دیجیتال
assembler اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
critical raynold's number عددی رینولدی که در ان تغییرات قابل توجهی از قبیل تبدیل جریان اشفته یا کاهش ناگهانی پسا صورت میگیرد
binary to octal conversion تبدیل دودوئی به مبنای 8 تبدیل دودوئی به هشت هشتی
binary to hexadecimal conversion تبدیل دودوئی به مبنای 61 تبدیل دودوئی به شانزده شانزدهی
bureaus ادارهای که داده را از حالت برنامه DTP یا رسم ذخیره شده روی دیسک به صورت کارهای هنری تبدیل میکند
bureau ادارهای که داده را از حالت برنامه DTP یا رسم ذخیره شده روی دیسک به صورت کارهای هنری تبدیل میکند
magnetic tape ماشینی که سیگنالهای ذخیره شده روی نوار مغناطیسی را می خواند و به صورت الکترونیکی تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل فهم است
magnetic tapes ماشینی که سیگنالهای ذخیره شده روی نوار مغناطیسی را می خواند و به صورت الکترونیکی تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل فهم است
Uuencoding روش تبدیل متن و فایل به قالب شبه متن تا به صورت پیام پست الکتریکی ارسال شوند
objects امکانی در windows.x که امکان تبدیل داده از برنامهای که OLE را پشتیبانی نمیکند دارد به طوری که به صورت شی OLE در برنامه دیگری به کار می رود
objecting امکانی در windows.x که امکان تبدیل داده از برنامهای که OLE را پشتیبانی نمیکند دارد به طوری که به صورت شی OLE در برنامه دیگری به کار می رود
object امکانی در windows.x که امکان تبدیل داده از برنامهای که OLE را پشتیبانی نمیکند دارد به طوری که به صورت شی OLE در برنامه دیگری به کار می رود
direct objects امکانی در windows.x که امکان تبدیل داده از برنامهای که OLE را پشتیبانی نمیکند دارد به طوری که به صورت شی OLE در برنامه دیگری به کار می رود
indirect objects امکانی در windows.x که امکان تبدیل داده از برنامهای که OLE را پشتیبانی نمیکند دارد به طوری که به صورت شی OLE در برنامه دیگری به کار می رود
objected امکانی در windows.x که امکان تبدیل داده از برنامهای که OLE را پشتیبانی نمیکند دارد به طوری که به صورت شی OLE در برنامه دیگری به کار می رود
conversion 1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
conversions 1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
optical فرآیندی که اجازه میدهد حروف چاپی یا نوشته شده به صورت نوری تشخیص داده شوند و به کد قابل خواندن توسط ماشین تبدیل شوند که وارد کامپیوتر می شوند به کمک حرف خوان نوری
constellation هیئت صورت فلکی
constellations هیئت صورت فلکی
reforming تبدیل
convert تبدیل
interconversion تبدیل
changing تبدیل
change تبدیل
changed تبدیل
changes تبدیل
reductions تبدیل
transmutation تبدیل
transforming تبدیل
reducer تبدیل
transformed تبدیل
transforms تبدیل
toggle تبدیل
toggles تبدیل
converting تبدیل
converted تبدیل
translation تبدیل
transform تبدیل
cinversion تبدیل
permutation تبدیل
converts تبدیل
permutations تبدیل
alteration تبدیل
conversions تبدیل
reduce تبدیل
transformation تبدیل
connector تبدیل
conversion تبدیل
modification تبدیل
commutation تبدیل
adapter تبدیل
panification تبدیل
converter تبدیل گر
shift تبدیل
move تبدیل
reducing تبدیل
reduces تبدیل
reduction تبدیل
code conversion تبدیل کد
convert تبدیل کردن
compiler تبدیل میکند
to convert something into something تبدیل کردن به
to turn something into something تبدیل کردن به
conversion cost هزینه تبدیل
compound converter تبدیل گر مرکب
converted تبدیل کردن
change over switch کلید تبدیل
changer کلید تبدیل
converts تبدیل کردن
cineration تبدیل بخاکستر
code conversion تبدیل رمز
media conversion تبدیل رسانه ها
converting تبدیل کردن
commutability تبدیل پذیری
combust تبدیل بخاکسترکردن
changer تبدیل میکند
evaporated تبدیل به بخارکردن
parallel conversion تبدیل موازی
hedging تبدیل پوششی
animalization تبدیل به حیوان
approach transition تبدیل ورودی
power converter station پست تبدیل
process conversion تبدیل فرایند
basify تبدیل به قلیاکردن
prtrifaction تبدیل به سنگ
multi way switch کلید تبدیل
money exchange تبدیل پول
interchangeable قابل تبدیل
reducer تبدیل کننده
convertible قابل تبدیل
platiforming تبدیل با پلاتین
upturn تبدیل به احسن
lactation تبدیل به شیر
nuclear transformation تبدیل هستهای
acidifier تبدیل به اسیدکننده
actification تبدیل به سرکه
aggravation تبدیل به بدتر
turn تبدیل کردن
turns تبدیل کردن
convertibles قابل تبدیل
monarchize تبدیل به سلطنت
to turn [into] تبدیل شدن [به]
commutes تبدیل کردن
commuted تبدیل کردن
catalytic reforming تبدیل کاتالیزوری
commute تبدیل کردن
catforming تبدیل با کاتالیزور
transmuting تبدیل کردن
transmutes تبدیل کردن
transmuted تبدیل کردن
transmute تبدیل کردن
commuting تبدیل کردن
to transform [into] تبدیل کردن [به]
bituminize تبدیل بقیرکردن
reduction coefficient ضریب تبدیل
phase transition تبدیل فاز
c.r. تبدیل کاتالیزوری
calcification تبدیل به اهک
calcination تبدیل باهک
reductional تبدیل کاهش
rotary converter تبدیل گر گردان
saccharification تبدیل به قند
interpretative تبدیل میکند
direct reading galvanometer گالوانومتر بی تبدیل
internal conversion تبدیل باطنی
internal conversion تبدیل درونی
three way switch کلید تبدیل
transmutative تبدیل شدنی
transmutative قابل تبدیل
transmutable قابل تبدیل
interconvertible قابل تبدیل
interconversion تبدیل متقاطع
fiel conversion تبدیل پرونده
fiel conversion تبدیل فایل
file conversion تبدیل فایل
transmutation تبدیل هستهای
transmutation تبدیل عناصر
to change for the better تبدیل به بهترشدن
symmetry transformation تبدیل تقارنی
substitution of an obligation تبدیل تعهد
substitution of a different obligation تبدیل تعهد
direct conversion تبدیل مستقیم
turnover تغییرو تبدیل
double conversion تبدیل دوگانه
laplace transformation تبدیل لاپلاس
lapidification تبدیل به سنگ
lamp bulb adapter تبدیل لامپ
two way wiring اتصال تبدیل
scorify تبدیل به کف کردن
transformers تبدیل کننده
silicification تبدیل بسنگ
silicification تبدیل به درکوهی
similarity transformation تبدیل مشابهتی
solidification تبدیل به جامد
transrorm تبدیل کردن
reductions اختصار تبدیل
frequency change تبدیل بسامد
gear level تبدیل کردن
transformation of coordinates تبدیل مختصات
vaporization تبدیل به بخار
gleization تبدیل به خاک رس
transformer تبدیل کننده
toggle key کلید تبدیل
transformation curve منحنی تبدیل
transformation function تابع تبدیل
heat of transformation گرمای تبدیل
hepatization تبدیل بجگر
incommutably تبدیل ناپذیر
incommutability تبدیل ناپذیری
impedance transformation تبدیل امپدانس
hydroforming تبدیل هیدروژنی
transformation of energy تبدیل انرژی
transformation ratio نسبت تبدیل
transition section مقطع تبدیل
frequency changing تبدیل فرکانس
frequency conversion تبدیل فرکانس
frequency transformation تبدیل فرکانس
reduction اختصار تبدیل
frequency translation تبدیل فرکانس
frequency converter تبدیل گر بسامد
conversion price بهای تبدیل
galss transition تبدیل شیشهای
reducing تبدیل کردن
reduces تبدیل کردن
transition temperature دمای تبدیل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com