English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English Persian
Changing money تبدیل پول و ارز
Search result with all words
source که بعداگ توسط کامپایلر به کد ماشین تبدیل میشود
controller وسیلهای که حروف یا کد گرافیکی و دستورات را می پذیرد و آنها را به یک الگوی -dot matix تبدیل میکند که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند
controllers وسیلهای که حروف یا کد گرافیکی و دستورات را می پذیرد و آنها را به یک الگوی -dot matix تبدیل میکند که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند
reduce تبدیل
reduce تبدیل کردن
reduce تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
reduces تبدیل
reduces تبدیل کردن
reduces تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
reducing تبدیل
reducing تبدیل کردن
reducing تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
exchange تبدیل ارز فروشگاه پادگان
exchanged تبدیل ارز فروشگاه پادگان
exchanges تبدیل ارز فروشگاه پادگان
exchanging تبدیل ارز فروشگاه پادگان
slurry تبدیل به محلول ابکی کردن ابکی
card وسیلهای که داده کارت پانچ را به حالتی کا قابل دریافت برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
cards وسیلهای که داده کارت پانچ را به حالتی کا قابل دریافت برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
change تغییر دادن تبدیل
change تبدیل
changed تغییر دادن تبدیل
changed تبدیل
changes تغییر دادن تبدیل
changes تبدیل
changing تغییر دادن تبدیل
changing تبدیل
direct objects امکانی در windows.x که امکان تبدیل داده از برنامهای که OLE را پشتیبانی نمیکند دارد به طوری که به صورت شی OLE در برنامه دیگری به کار می رود
indirect objects امکانی در windows.x که امکان تبدیل داده از برنامهای که OLE را پشتیبانی نمیکند دارد به طوری که به صورت شی OLE در برنامه دیگری به کار می رود
object امکانی در windows.x که امکان تبدیل داده از برنامهای که OLE را پشتیبانی نمیکند دارد به طوری که به صورت شی OLE در برنامه دیگری به کار می رود
objected امکانی در windows.x که امکان تبدیل داده از برنامهای که OLE را پشتیبانی نمیکند دارد به طوری که به صورت شی OLE در برنامه دیگری به کار می رود
objecting امکانی در windows.x که امکان تبدیل داده از برنامهای که OLE را پشتیبانی نمیکند دارد به طوری که به صورت شی OLE در برنامه دیگری به کار می رود
objects امکانی در windows.x که امکان تبدیل داده از برنامهای که OLE را پشتیبانی نمیکند دارد به طوری که به صورت شی OLE در برنامه دیگری به کار می رود
nitrate به نیترات تبدیل کردن
nitrates به نیترات تبدیل کردن
reader وسیلهای که داده روی پانچ کارت را به صورتی که توسط کامپیوتر قابل تشخیص است تبدیل میکند
reader وسیلهای که داده ذخیره شده روی یک رسانه را می خواند و به قالب دیگر تبدیل میکند
readers وسیلهای که داده روی پانچ کارت را به صورتی که توسط کامپیوتر قابل تشخیص است تبدیل میکند
readers وسیلهای که داده ذخیره شده روی یک رسانه را می خواند و به قالب دیگر تبدیل میکند
sound تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
sounded تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
soundest تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
sounds تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
binder را را به خرمی که قابل اجرا باشد تبدیل میکند
binders را را به خرمی که قابل اجرا باشد تبدیل میکند
service شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
serviced شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
turnover تغییرو تبدیل
logic ترمیم ریاضی عملیات منط قی مثل AND و OR و... و تبدیل آنها به مدارهای مختلف
toggle تبدیل
toggle تبدیل کردن
toggles تبدیل
toggles تبدیل کردن
decimal تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
decimals تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
plotter نرم افزار مخصوص که دستورات ساده را به دستورات پیچیده کنترلی تبدیل میکند تا رسام را هدایت کند
plotters نرم افزار مخصوص که دستورات ساده را به دستورات پیچیده کنترلی تبدیل میکند تا رسام را هدایت کند
graphics در کامپیوتر که دستورات نرم افزاری را به سگنالهای الکتریکی تبدیل می کنند که گرافیک را روی صفحه تصور متصل نشان میدهد
language برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
language تبدیل و اجرا میکند
language زبان برنامه نویسی که از نشانه هایی استفاده میکند تا دستورات ای که باید به کد ماشین تبدیل شوند را کد کند
languages برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
languages تبدیل و اجرا میکند
languages زبان برنامه نویسی که از نشانه هایی استفاده میکند تا دستورات ای که باید به کد ماشین تبدیل شوند را کد کند
analogue مدارهای موجود در PCB برای تبدیل سیگنالهای ورودی آنالوگ به دیجیتال
analogue مداری که یک سیگنال آنالوگ را که مط ابق با ورودی دیجیتال است به عنوان خروجی ارسال میکند تا بتواند ورودی دیجیتال را به حالت آنالوگ تبدیل کند
analogue ی که سیگنال ورودی آنالوگ را به حالت خروجی دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
analogue ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogue مدارهای PCB موجود در کامپیوتر برای تبدیل داده خروجی دیجیتال به حالت آنالوگ
analogues مدارهای موجود در PCB برای تبدیل سیگنالهای ورودی آنالوگ به دیجیتال
analogues مداری که یک سیگنال آنالوگ را که مط ابق با ورودی دیجیتال است به عنوان خروجی ارسال میکند تا بتواند ورودی دیجیتال را به حالت آنالوگ تبدیل کند
analogues ی که سیگنال ورودی آنالوگ را به حالت خروجی دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
analogues ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogues مدارهای PCB موجود در کامپیوتر برای تبدیل داده خروجی دیجیتال به حالت آنالوگ
realised تبدیل به پول کردن
realises تبدیل به پول کردن
realising تبدیل به پول کردن
realize تبدیل به پول کردن
realized تبدیل به پول کردن
realizes تبدیل به پول کردن
realizing تبدیل به پول کردن
slide تبدیل تلفظ حرفی به حرف دیگری لغزنده
slides تبدیل تلفظ حرفی به حرف دیگری لغزنده
complement تبدیل یک عدد دودویی
complement 1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
complemented تبدیل یک عدد دودویی
complemented 1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
complementing تبدیل یک عدد دودویی
complementing 1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
complements تبدیل یک عدد دودویی
complements 1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
scanner وسیله ورودی که متن یا رسم یا عکس را به حالت دیجیتالی قابل خواندن توسط ماشین تبدیل میکند
scanner وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanners وسیله ورودی که متن یا رسم یا عکس را به حالت دیجیتالی قابل خواندن توسط ماشین تبدیل میکند
scanners وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
float تبدیل آدرس اعشاری به آدرس مطلق
floated تبدیل آدرس اعشاری به آدرس مطلق
floats تبدیل آدرس اعشاری به آدرس مطلق
interchangeable قابل تبدیل
convertible قابل تبدیل
Other Matches
novatio non presumiter تبدیل تعهد یا تبدیل مدیون نمیتواند مفروض یا ضمنی باشد
transiguration تبدیل صورت تبدیل هیئت
conversion scale مقیاس تبدیل ضریب تبدیل
restitution تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
assembler اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
binary to octal conversion تبدیل دودوئی به مبنای 8 تبدیل دودوئی به هشت هشتی
binary to hexadecimal conversion تبدیل دودوئی به مبنای 61 تبدیل دودوئی به شانزده شانزدهی
conversions 1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
conversion 1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
cinversion تبدیل
adapter تبدیل
reducer تبدیل
reductions تبدیل
transform تبدیل
transforms تبدیل
code conversion تبدیل کد
transforming تبدیل
transformed تبدیل
translation تبدیل
reduction تبدیل
converter تبدیل گر
reforming تبدیل
interconversion تبدیل
transmutation تبدیل
conversions تبدیل
transformation تبدیل
conversion تبدیل
alteration تبدیل
converts تبدیل
converting تبدیل
move تبدیل
permutations تبدیل
convert تبدیل
permutation تبدیل
panification تبدیل
modification تبدیل
commutation تبدیل
converted تبدیل
connector تبدیل
shift تبدیل
converts تبدیل کردن
similarity transformation تبدیل مشابهتی
calcification تبدیل به اهک
solidification تبدیل به جامد
calcination تبدیل باهک
c.r. تبدیل کاتالیزوری
converting تبدیل کردن
change over switch کلید تبدیل
substitution of a different obligation تبدیل تعهد
transformation function تابع تبدیل
transfiguration تبدیل صورت
substitution of an obligation تبدیل تعهد
code conversion تبدیل رمز
symmetry transformation تبدیل تقارنی
three way switch کلید تبدیل
commutability تبدیل پذیری
combust تبدیل بخاکسترکردن
cineration تبدیل بخاکستر
changer تبدیل میکند
transformation of coordinates تبدیل مختصات
transformation curve منحنی تبدیل
laplace transformation تبدیل لاپلاس
catalytic reforming تبدیل کاتالیزوری
catforming تبدیل با کاتالیزور
changer کلید تبدیل
to change for the better تبدیل به بهترشدن
lapidification تبدیل به سنگ
platiforming تبدیل با پلاتین
process conversion تبدیل فرایند
reducer تبدیل کننده
multi way switch کلید تبدیل
hedging تبدیل پوششی
upturn تبدیل به احسن
lactation تبدیل به شیر
money exchange تبدیل پول
monarchize تبدیل به سلطنت
transforms تبدیل کردن
transforming تبدیل کردن
transformed تبدیل کردن
prtrifaction تبدیل به سنگ
nuclear transformation تبدیل هستهای
commuting تبدیل کردن
commutes تبدیل کردن
commuted تبدیل کردن
commute تبدیل کردن
phase transition تبدیل فاز
transmuting تبدیل کردن
transmutes تبدیل کردن
transmuted تبدیل کردن
transmute تبدیل کردن
parallel conversion تبدیل موازی
transform تبدیل کردن
aggravation تبدیل به بدتر
salification تبدیل به نمک
animalization تبدیل به حیوان
approach transition تبدیل ورودی
vaporization تبدیل به بخار
scorify تبدیل به کف کردن
transmutation تبدیل عناصر
transmutation تبدیل هستهای
basify تبدیل به قلیاکردن
heat of transformation گرمای تبدیل
evaporating تبدیل به بخارکردن
liquefaction تبدیل به مایع
silicification تبدیل بسنگ
bituminize تبدیل بقیرکردن
transformer تبدیل کننده
saccharification تبدیل به قند
evaporates تبدیل به بخارکردن
evaporated تبدیل به بخارکردن
evaporate تبدیل به بخارکردن
acidifier تبدیل به اسیدکننده
actification تبدیل به سرکه
reduction coefficient ضریب تبدیل
media conversion تبدیل رسانه ها
reductional تبدیل کاهش
rotary converter تبدیل گر گردان
reductions اختصار تبدیل
reduction اختصار تبدیل
power converter station پست تبدیل
transformation تبدیل صورت
transformers تبدیل کننده
silicification تبدیل به درکوهی
convertor الت تبدیل
redeploy [staff] تبدیل کردن
convert تبدیل کردن
demodulator تبدیل میکند
incommutably تبدیل ناپذیر
direct reading galvanometer گالوانومتر بی تبدیل
direct conversion تبدیل مستقیم
double conversion تبدیل دوگانه
incommutability تبدیل ناپذیری
glassy transition تبدیل شیشهای
internal conversion تبدیل باطنی
internal conversion تبدیل درونی
interconvertible قابل تبدیل
transact تبدیل کردن
interconversion تبدیل متقاطع
reset تبدیل کردن
convertibles قابل تبدیل
data conversion تبدیل داده ها
gear level تبدیل کردن
gamma transition تبدیل شیشهای
current transformation تبدیل جریان
impedance transformation تبدیل امپدانس
to transform [into] تبدیل کردن [به]
to turn something into something تبدیل کردن به
to convert something into something تبدیل کردن به
frequency changing تبدیل فرکانس
frequency conversion تبدیل فرکانس
frequency change تبدیل بسامد
galss transition تبدیل شیشهای
fiel conversion تبدیل پرونده
fiel conversion تبدیل فایل
file conversion تبدیل فایل
image transformation تبدیل تصویر
frequency converter تبدیل گر بسامد
frequency translation تبدیل فرکانس
frequency transformation تبدیل فرکانس
hydroforming تبدیل هیدروژنی
to turn [into] تبدیل شدن [به]
convertor تبدیل کننده
conversion cost هزینه تبدیل
conversion efficiency بازده تبدیل
transmutative قابل تبدیل
transmutative تبدیل شدنی
conversion factor ضریب تبدیل
conversion of data تبدیل عناصر
transrorm تبدیل کردن
shift تبدیل صورت
conversion of shares تبدیل سهام
compiler تبدیل میکند
conversion price بهای تبدیل
two way wiring اتصال تبدیل
transition temperature دمای تبدیل
transition section مقطع تبدیل
converted تبدیل کردن
convert تبدیل کردن
transformation of energy تبدیل انرژی
interpretative تبدیل میکند
transformation ratio نسبت تبدیل
lamp bulb adapter تبدیل لامپ
compound converter تبدیل گر مرکب
transmutable قابل تبدیل
conversion price قیمت تبدیل
move تبدیل صورت
decimalize تبدیل به اعشارکردن
turn تبدیل کردن
turns تبدیل کردن
vitrification تبدیل به شیشه
convertibility قابلیت تبدیل
converter الت تبدیل
hepatization تبدیل بجگر
conversion rate نرخ تبدیل
gleization تبدیل به خاک رس
converter تبدیل کننده
conversion table جدول تبدیل
toggle key کلید تبدیل
gorgonize تبدیل بسنگ کردن
ne varirtur غیر قابل تبدیل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com