English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
English Persian
decimalize تبدیل کردن به سیستم دهدهی
Other Matches
decimalization تبدیل به سیستم دهدهی
crash conversion تبدیل یک سیستم به سیستم دیگر به وسیله به پایان بردن عملیات سیستم قدیمی به هنگام اجرا شدن سیستم جدید
decimal to binary conversion تبدیل دهدهی به دودوئی
binary to decimal conversion تبدیل دودوئی به دهدهی
decimal to hexadecimal conversion تبدیل دهدهی به شانزده شانزدهی
decimal to octal conversion تبدیل دهدهی به هشت هشتی
double dabble روش تبدیل اعداد دودویی به معادل دهدهی
decimal کلید وارد کردن اعداد دهدهی با استفاده از پردازنده لغت که نقاط دهدهی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
decimals کلید وارد کردن اعداد دهدهی با استفاده از پردازنده لغت که نقاط دهدهی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
decimal system سیستم دهدهی
decimal number system سیستم اعداد دهدهی
c رقمی در سیستم عدد نویسی مبنای شانزده که متنافر باعدد 21 در سیستم دهدهی است نام یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که مناسب برای حل مسائل است
decimal ریاضیات و نمایش اعداد با استفاده از سیستم دهدهی
decimals ریاضیات و نمایش اعداد با استفاده از سیستم دهدهی
foxing شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
foxes شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
fox شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
binary coded decimal سیستم کدگذاری در کامپیوترکه در ان همه ارقام دهدهی توسط گروه 4 تائی از 0 و 1ها نمایش داده میشود اعداد اعشاری با کد دودوئی
computerization عمل معرفی یک سیستم کامپیوتری یا تبدیل راهنمابه سیستم کامپیوتری
dog شکل لغوی رقمی در سیستم عددی بر مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 31است و به شکل D نوشته میشود
dogging شکل لغوی رقمی در سیستم عددی بر مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 31است و به شکل D نوشته میشود
dogs شکل لغوی رقمی در سیستم عددی بر مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 31است و به شکل D نوشته میشود
command.com در -MS DOS فایل برنامهای که حاوی مفسر دستورات سیستم عامل است این برنامه همیشه در حافظه مقیم است و دستورات سیستم را تشخیص میدهد و به عمل تبدیل میکند
aided matching سیستم تبدیل عناصر تیر توپ
decimals تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
decimal تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
encipher تبدیل متعلق به کد محافظت شده توسط سیستم رمز گذار
encrypt تبدیل متن به حالت امن با استفاده از سیستم رمز گذار
normalised تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
normalising تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
normalize تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
normalises تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
normalizes تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
asterisks پر کردن محل دهدهی خالی با علامت *
asterisk پر کردن محل دهدهی خالی با علامت *
importing 1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
imported 1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
import 1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
conversion وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
conversions وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
market socialism سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
runs اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
run اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
link encryption خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار
sysgen فرایند تغییر سیستم عامل عمومی دریافت شده ازفروشنده به سیستم مناسبی که نیازهای یکپارچه استفاده کننده را براورده می سازدتولید سیستم
blessed folder در یک سیستم Apple Maciontosh پرونده سیستم که حاوی فایل هایی است که به طور خودکار در هنگام روشن شدن سیستم بار شدند
novatio non presumiter تبدیل تعهد یا تبدیل مدیون نمیتواند مفروض یا ضمنی باشد
peripheral که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود
Windows GDI مجموعه ابزارهای نرم افزاری از تبدیل تعریف ویندوز API که نوشتن برنامه برای برنامه نویس را ساده تر میکند که تحت سیستم عامل ویندوز کار خواهد کرد
BAT file extension مشخصه استاندارد سه حرفی فایل در سیستم -MS DOS برای مشخص کردن فایل دستهای فایل متن حاوی دستورات سیستم
integrated نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است
fractions بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
fraction بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
totalitarianize تبدیل بحکومت یکه تاز کردن بصورت حکومت مطلقه واستبدادی اداره کردن
decimals دهدهی
decimal دهدهی
decimal code کد دهدهی
fluidify تبدیل به جسم سیال کردن مایع کردن
turn تبدیل کردن
reduces تبدیل کردن
reduce تبدیل کردن
converted تبدیل کردن
turns تبدیل کردن
convert تبدیل کردن
reset تبدیل کردن
toggle تبدیل کردن
to convert something into something تبدیل کردن به
transact تبدیل کردن
gear level تبدیل کردن
redeploy [staff] تبدیل کردن
reducing تبدیل کردن
toggles تبدیل کردن
scorify تبدیل به کف کردن
transrorm تبدیل کردن
convert تبدیل کردن
converts تبدیل کردن
transformed تبدیل کردن
commuted تبدیل کردن
commute تبدیل کردن
transform تبدیل کردن
transmuting تبدیل کردن
to transform [into] تبدیل کردن [به]
transmutes تبدیل کردن
transmuted تبدیل کردن
transmute تبدیل کردن
commutes تبدیل کردن
to turn something into something تبدیل کردن به
transforms تبدیل کردن
commuting تبدیل کردن
transforming تبدیل کردن
converting تبدیل کردن
institutionalises در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalising در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalize در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizes در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizing در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
transiguration تبدیل صورت تبدیل هیئت
conversion scale مقیاس تبدیل ضریب تبدیل
decimal coinage مسکوکات دهدهی
decimal digit رقم دهدهی
nine's complement مکمل دهدهی
decimal number عدد دهدهی
complementing مکمل دهدهی
complemented مکمل دهدهی
decimal notation نمادسازی دهدهی
packed decimal دهدهی فشرده
complements مکمل دهدهی
complement مکمل دهدهی
decimal numeral رقم دهدهی
realises تبدیل به پول کردن
gorgonize تبدیل بسنگ کردن
saccharify تبدیل به قند کردن
liquation تبدیل باب کردن
realized تبدیل به پول کردن
cokes تبدیل به زغال کردن
charr تبدیل به زغال کردن
realize تبدیل به پول کردن
peptonize تبدیل به پپتن کردن
vitriolize تبدیل به زاج کردن
realised تبدیل به پول کردن
compartmentalize تبدیل به اجزا کردن
coke تبدیل به زغال کردن
fluidize تبدیل به مایع کردن
realising تبدیل به پول کردن
compartmentalises تبدیل به اجزا کردن
surrenders پس گرفتن و تبدیل کردن
sugars تبدیل به شکر کردن
etherify تبدیل به اتر کردن
gasification تبدیل کردن بگاز
marmarize تبدیل بمرمر کردن
phosphatize تبدیل به فسفات کردن
versify تبدیل بنظم کردن
surrender پس گرفتن و تبدیل کردن
reify تبدیل بماده کردن
sugar تبدیل به شکر کردن
nitrate به نیترات تبدیل کردن
compartmentalised تبدیل به اجزا کردن
compartmentalized تبدیل به اجزا کردن
compartmentalizes تبدیل به اجزا کردن
compartmentalizing تبدیل به اجزا کردن
levers تبدیل به اهرم کردن
lever تبدیل به اهرم کردن
ozonize تبدیل به ازن کردن
surrendered پس گرفتن و تبدیل کردن
forests تبدیل به جنگل کردن
verbalises تبدیل به فعل کردن
acetify تبدیل به سرکه کردن
lapidify تبدیل به سنگ کردن
verbalised تبدیل به فعل کردن
compartmentalising تبدیل به اجزا کردن
structuralize تبدیل به ساختمان کردن
nebulize تبدیل به ذرات کردن
prosify تبدیل به نثر کردن
provincialize تبدیل باستان کردن
nitrates به نیترات تبدیل کردن
porcelainize تبدیل بچینی کردن
verbalize تبدیل به فعل کردن
salify تبدیل به نمک کردن
stencilize تبدیل به استنسیل کردن
forest تبدیل به جنگل کردن
nitrogenize تبدیل به ازت کردن
verbalizing تبدیل به فعل کردن
verbalizes تبدیل به فعل کردن
ionize تبدیل به یون کردن
to change to the better تبدیل به احسن کردن
interchange energy تبدیل کردن انرژی
verbalized تبدیل به فعل کردن
incineration تبدیل بخاکستر کردن
saponify تبدیل بصابون کردن
capitalizing تبدیل بسرمایه کردن
capitalized تبدیل بسرمایه کردن
aerify تبدیل به هوا کردن
scorify تبدیل به تفاله کردن
capitalize تبدیل بسرمایه کردن
capitalising تبدیل بسرمایه کردن
capitalised تبدیل بسرمایه کردن
capitalises تبدیل بسرمایه کردن
realizing تبدیل به پول کردن
capitalizes تبدیل بسرمایه کردن
realizes تبدیل به پول کردن
lignify تبدیل به چوب کردن
hypostatize تبدیل بماده کردن
verbalising تبدیل به فعل کردن
agglutinate تبدیل به چسب کردن
pustulate تبدیل به کورک کردن
chars تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
charring تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
afforest تبدیل به جنگل کردن جنگلکاری کردن
char تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
decimal digit ارقام دستگاه دهدهی
decade دوره ده ساله دهدهی
decimals رقم دهدهی اعشاری
decimal notation نشان گذاری دهدهی
decades دوره ده ساله دهدهی
coded decimal رقم دهدهی رمزی
k 0001 در نمایش دهدهی
repeating decimal number عدد دهدهی تکراری
binary coded decimal دهدهی به رمز دودویی
decimal رقم دهدهی اعشاری
restitution تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com