Total search result: 201 (21 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
calenture |
تب نواحی حاره که دراثرگرمازدگی ایجاد میشود تب کردن |
|
|
Other Matches |
|
sub-tropical |
وابسته به نواحی هم مرز نواحی استوایی |
thermal wax transfer printer |
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود |
thermal wax |
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود |
thermal transfer |
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود |
phototransistor |
نیمه هادی حالت جامد که باجذب نور حفره هایی در ان ایجاد میشود و این جریان توسط عمل ترانزیستور تاچندین برابر تشدید میشود |
cenogenesis |
ایجاد میشود نسل جدید |
chine |
درز شیارابی که دراثرحرکت کشتی ایجاد میشود |
substrate |
ماده اصلی که روی آن یک مدار مجتمع ایجاد میشود |
solid |
خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود |
solids |
خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود |
smog |
مه غلیظی که در اثر دود یا بخارهای شیمیایی ایجاد میشود |
jake leg |
فلجی که به علت استعمال مشروبات الکلی ایجاد میشود |
turtles |
تصویر گرافیکی که توسط یک turtle و مجموعه دستوراتی ایجاد میشود |
turtle |
تصویر گرافیکی که توسط یک turtle و مجموعه دستوراتی ایجاد میشود |
worded |
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود |
word |
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود |
deletion |
روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد |
playback rate scale factor |
و توسط برنامه دیگری هدایت میشود تا جلوه ویژهای ایجاد کند. 2- |
voltages |
خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود |
voltage |
خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود |
bronchial asthma |
تنگی نفس که بعلت انقباض عضلات جدارقصبه الریه ایجاد میشود |
countervailing power |
مثلااتحادیه کارگران که درواکنش به قدرت تولید کننده انحصاری ایجاد میشود |
bell character |
کد کنترلی که باعث میشود ماشین یک سیگنال قابل شنیدن ایجاد کند |
cells |
خط ضخیم تری که اطراف خانهای که باید در آن نوشته شود ایجاد میشود |
form utility |
در این مواد ازنظر پذیرش بازار و مصرف کننده ایجاد میشود |
cell |
خط ضخیم تری که اطراف خانهای که باید در آن نوشته شود ایجاد میشود |
mechanical mouse |
وسیله چاپ که با حرکت دادن آن روی سطح صاف ایجاد میشود |
generation |
مسافت بین فایل و گونه اصلی آن که در حین ایجاد پشتیبان استفاده میشود |
value added |
اضافه قیمتی که در مواد خام در نتیجه عملیات صنعتی و تولیدی ایجاد میشود |
generations |
مسافت بین فایل و گونه اصلی آن که در حین ایجاد پشتیبان استفاده میشود |
switching |
خط و مدار ارتباطی که در صورت نیاز ایجاد میشود و تا زمان لازم باقی می ماند |
catastrophic error |
مشکلی که باعث ایجاد آسیب در برنامه یا پاک شدن ناگهانی فایل ها میشود |
bad break |
مشکلی که گاهی در نرم افزار کلمه پرداز با اعمال خودکار فاصله ایجاد میشود |
electromagnetic wave |
موجی که دراثر تاثیرشدت میدان الکتریسته و مغناطیسی یا تناوب همزمان برروی هم ایجاد میشود |
torrid |
حاره |
terminator |
ثباتی که در آخرین وسیله SCSI قرار می گیرد در یک زنجیره و باعث ایجاد جریان اکتریکی میشود |
pitting corrosion |
سوراخهائی که در سطح بتن یا فلز در اثر خوردگی ایجاد میشود و به کرم خوراکی معروف است |
sub-tropical |
نیمه حاره |
tropical |
مناطق حاره |
torrid zone |
منطقه حاره |
worded |
موضوع زبان مجزا که با بقیه استفاده میشود تا نوشتار یا سخنی را ایجاد کند که قابل فهم است |
word |
موضوع زبان مجزا که با بقیه استفاده میشود تا نوشتار یا سخنی را ایجاد کند که قابل فهم است |
transputer |
- بیتی که سرعت حدود Mips دارد. که بهم وصل میشود تا سیستم پردازش موازی ایجاد کند. |
reflex |
یک برنامه تحلیلی پایگاه داده که برای ایجاد و کنترل اطلاعات به شکل یک لیست بکار برده میشود |
reflexes |
یک برنامه تحلیلی پایگاه داده که برای ایجاد و کنترل اطلاعات به شکل یک لیست بکار برده میشود |
pantropic |
واقع در مناطق حاره |
tropic |
مدارراس الجدی حاره |
pantropical |
واقع در مناطق حاره |
tropical |
مدارراس الجدی حاره |
humid tropics |
مناطق حاره مرطوبی |
glitch |
یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد |
glitches |
یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد |
quotation marks |
کاماس برعکس , که در ابتدا و انتهای متن چاپ گرفتنی ایجاد میشود تا مشخس شود از منبع دیگر جدا شده است |
jaggies |
لبههای دندانه دار که در امتداد خط وط منحنی ایجاد میشود که به علت اندازه هر پیکس است و روی صفحه نمایش دیده نمیشود |
glitch |
یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود |
glitches |
یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود |
tare and tret |
وزن بسته یا لفاف یا جعبه محموله و مقدار کمبود وزنی که در نتیجه حمل و نقل درمحموله ایجاد میشود وقابل قبول است |
write protect tab |
حفافت دیسک لغزان از نوشته شدن اطلاعات جدید به وسیله یک شکاف که روی دیسک ایجاد میشود |
spanning tree |
روش ایجاد توپولوژی شبکه که حلقهای ندارد و در صورت شکل یا خطای شبکه باعث افزونگی میشود |
terai |
کلاه لبه پهن نمدی سفیدپوستان مناطق حاره |
drummed |
رسانه خروجی کامپیوتر که حاوی یک قطعه متحرک و یک کاغذ است که می چرخد و باعث ایجاد الگوهاو متن هایی میشود وقتی که هر دو در جهت مختلف می چرخند |
drum |
رسانه خروجی کامپیوتر که حاوی یک قطعه متحرک و یک کاغذ است که می چرخد و باعث ایجاد الگوهاو متن هایی میشود وقتی که هر دو در جهت مختلف می چرخند |
viewer |
امکانی که کاربر داده میشود تا محتوای یک تصویر یا فایل متن فرمت شده را ببیند بدون نیاز به اجرای برنامهای که آنرا ایجاد کرده بود |
viewers |
امکانی که کاربر داده میشود تا محتوای یک تصویر یا فایل متن فرمت شده را ببیند بدون نیاز به اجرای برنامهای که آنرا ایجاد کرده بود |
smiley |
فاهری که با حروف متن ایجاد میشود که به پیام پست الکترونیکی معنای واقعی دهد مثلاگ به معنای خنده و - غیگین است |
no drop image |
[تصویر نشانه که در حین عملیات کشیدن و قرار دادن ایجاد میشود و وقتی که نشانه گر روی شی است و میتواند شی مقصد باشد.] |
cards |
مجموعهای از شیارهای فلزی در انتهای لبه و روی سطح کارت که باعث ورود آن دراتصال لبه و ایجاد تماس الکتریکی میشود. |
card |
مجموعهای از شیارهای فلزی در انتهای لبه و روی سطح کارت که باعث ورود آن دراتصال لبه و ایجاد تماس الکتریکی میشود. |
ymck |
تعریف رنگ بر پایه چهار رنگ که در نرم افزار DTP هنگام ایجاد فیلم رنگی مختلف برای چاپ استفاده میشود |
supertropical bleach |
نوعی ماده ضدعفونی فوق العاده قوی مخصوص مناطق حاره |
zone |
محل متن در سمت چپ حاشیه راست متن کلمه پرداز , اگر کلمهای به درستی در انتهای خط جا نشود , یک فضای خالی به صورت خودکار ایجاد میشود |
telephony |
مجموعه استانداردها که نحوه کار کامپیوترها باسیستم تلفن را بیان میکند که باعث ایجاد پست الکترونیکی صوتی , پاسخ به تلفن و سرویس فکس میشود |
hologram |
تصویر سه بعدی که توسط الگوهای میانی ایجاد میشود وقتی که بخشی از منبع نور مثل لیزر از یک شی منعکس شود و با اشعه اصل ترکیب شود |
holograms |
تصویر سه بعدی که توسط الگوهای میانی ایجاد میشود وقتی که بخشی از منبع نور مثل لیزر از یک شی منعکس شود و با اشعه اصل ترکیب شود |
zones |
محل متن در سمت چپ حاشیه راست متن کلمه پرداز , اگر کلمهای به درستی در انتهای خط جا نشود , یک فضای خالی به صورت خودکار ایجاد میشود |
virtual |
حافظه اصلی خیالی بزرگ که با بارکردن صفخات کوچک تر از حافظه پشتیبان به حافظه موجود ایجاد میشود فقط وقتی که نیاز باشد |
horned scully |
مانع افقی زیرابی که برای سوراخ کردن بدنه کشتیهاکار گذاشته میشود و معمولابا بتون و تیراهن ساخته میشود |
avalanches |
هر یک از چند پروسهای که در ان برخورد یونها یاالکترونها سبب ایجاد یونها یاالکنرونهای جدید میشود که این ذرات خود سبب برخوردهای هر چه بیشترخواهند شد |
avalanche |
هر یک از چند پروسهای که در ان برخورد یونها یاالکترونها سبب ایجاد یونها یاالکنرونهای جدید میشود که این ذرات خود سبب برخوردهای هر چه بیشترخواهند شد |
ActiveX |
سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک |
Viewdata |
سیستم محاورهای برای ارسال متن یا گرافیک ازپایگاه داده به ترمینال کاربر به وسیله خط وط تلفن . که باعث ایجاد امکاناتی برای بازیابی اطلاعات , تراکنش ها , تحصیلات , بازی ها و خلاقیت میشود |
zipping |
خصوصیت سه حرفی نام فایل که به فایل هایی داده میشود که حاوی داده فشرده هستند که توسط برنامه نرم افزاری PKZIP ایجاد شده است |
zips |
خصوصیت سه حرفی نام فایل که به فایل هایی داده میشود که حاوی داده فشرده هستند که توسط برنامه نرم افزاری PKZIP ایجاد شده است |
zip |
خصوصیت سه حرفی نام فایل که به فایل هایی داده میشود که حاوی داده فشرده هستند که توسط برنامه نرم افزاری PKZIP ایجاد شده است |
zipped |
خصوصیت سه حرفی نام فایل که به فایل هایی داده میشود که حاوی داده فشرده هستند که توسط برنامه نرم افزاری PKZIP ایجاد شده است |
subtropics |
نواحی زیرگرمسیری |
leading region |
نواحی پیشرو |
growth areas |
نواحی رشد |
reflexogenous zones |
نواحی بازتاب زا |
temperature spots |
نواحی دماگیر |
arctic regions |
نواحی قطبی |
primary zones |
نواحی نخستین |
disassembler |
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند |
subsolar |
واقع در نواحی گرمسیر |
up country |
نواحی داخل کشور |
low lander |
ساکن نواحی پست |
arctic |
مربوطه به نواحی قطبی |
keep out areas |
نواحی بر حذر شده |
low latitudes |
نواحی نزدیک خط استوا |
philadelphus |
سفرس نواحی معتدله |
top |
روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی |
southeasterner |
ساکن نواحی جنوب شرقی |
taro |
گوش فیل نواحی گرمسیر |
light latitudes |
نواحی یا سرزمین دور از خط استوا |
ice-foot |
[دیواره یخ در کنار نواحی شمالی] |
riesling |
انگور سفید نواحی راین |
silicicolous |
رشد کننده در نواحی سیلیس دار |
toponymy |
ذکر اسامی نواحی مکان نامی |
zoysia |
چمن خزنده پایای نواحی گرمسیر |
anorak |
نوعی ژاکت باشلق دارمخصوص نواحی قطبی |
mycenian |
اثارهنری وتفوق سیاسی نواحی مجاوراین ناحیه |
tundra |
دشتهای بی درخت پوشیده از گلسنگ نواحی قطبی |
mycenaean |
اثارهنری وتفوق سیاسی نواحی مجاوراین ناحیه |
tundras |
دشتهای بی درخت پوشیده از گلسنگ نواحی قطبی |
fox grape |
انگور ترش نواحی شمال شرقی امریکا |
continuous tone image |
تصویر تشکیل شده از ترکیبات نواحی مجزا |
polywag |
دریانوردی که به نواحی استوایی سفر نکرده باشد |
tropic |
نواحی گرمسیری بین دومدارشمال وجنوب استوا |
anoraks |
نوعی ژاکت باشلق دارمخصوص نواحی قطبی |
preclude |
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن |
yowling |
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن |
yowls |
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن |
precluding |
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن |
yowled |
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن |
precluded |
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن |
yowl |
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن |
precludes |
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن |
sector |
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود |
sectors |
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود |
universal |
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود |
screeching |
ایجاد کردن |
creates |
ایجاد کردن |
create |
ایجاد کردن |
screech |
ایجاد کردن |
screeches |
ایجاد کردن |
screeched |
ایجاد کردن |
engenders |
ایجاد کردن |
develop |
ایجاد کردن |
engendering |
ایجاد کردن |
engendered |
ایجاد کردن |
creating |
ایجاد کردن |
develops |
ایجاد کردن |
engender |
ایجاد کردن |
longspur |
انواع پرندگان پنجه بلند نواحی قطبی وشمال امریکا |
mushrooms |
بسرعت ایجاد کردن |
obstructed |
ایجاد مانع کردن |
obstruct |
ایجاد مانع کردن |
To set(create,establish)a precedent. |
ایجاد سابقه کردن |
obstructs |
ایجاد مانع کردن |
obstructing |
ایجاد مانع کردن |
reflates |
تورم ایجاد کردن |
tide |
جزرومد ایجاد کردن |
put out |
منتشرساختن ایجاد کردن |
mushroom |
بسرعت ایجاد کردن |
mushroomed |
بسرعت ایجاد کردن |
mushrooming |
بسرعت ایجاد کردن |
reflectorize |
ایجاد انعکاس کردن |
reflecterize |
ایجاد انعکاس کردن |
reflating |
تورم ایجاد کردن |
reflated |
تورم ایجاد کردن |
set off <idiom> |
بالانس ایجاد کردن |
punch |
سوراخ ایجاد کردن |
punched |
سوراخ ایجاد کردن |
punches |
سوراخ ایجاد کردن |
canalize |
ایجاد ابراه کردن |
discomfits |
ایجاد اشکال کردن |
breached |
ایجاد شکاف کردن |
breach |
ایجاد شکاف کردن |
tempest |
توفان ایجاد کردن |
tempests |
توفان ایجاد کردن |
breaches |
ایجاد شکاف کردن |
discomfiting |
ایجاد اشکال کردن |
discomfited |
ایجاد اشکال کردن |
discomfit |
ایجاد اشکال کردن |
constructed |
ایجاد کردن ساخت |
constructing |
ایجاد کردن ساخت |
construct |
ایجاد کردن ساخت |
reflate |
تورم ایجاد کردن |
constructs |
ایجاد کردن ساخت |
inbreed |
از یک نژاد ایجاد کردن |
maps |
نموداری که طرح داخل حافظه کامپیوتر یا نواحی ارتباطی را نشان میدهد |
map |
نموداری که طرح داخل حافظه کامپیوتر یا نواحی ارتباطی را نشان میدهد |
deluging |
غرق کردن طوفان ایجاد کردن |
deluges |
غرق کردن طوفان ایجاد کردن |
deluged |
غرق کردن طوفان ایجاد کردن |
deluge |
غرق کردن طوفان ایجاد کردن |
wham |
باتصادم ایجاد صدا کردن |
screeck |
صدای گوشخراش ایجاد کردن |
procreant |
وابسته به ایجاد کردن یا زادن |
delay |
خیری ایجاد کردن در چیزی |
obsessing |
ایجاد عقده روحی کردن |
work out |
در اثرزحمت وکار ایجاد کردن |
delaying |
خیری ایجاد کردن در چیزی |
clunks |
این صدا را ایجاد کردن |
clunk |
این صدا را ایجاد کردن |
delays |
خیری ایجاد کردن در چیزی |
screak |
صدای گوشخراش ایجاد کردن |
revolutionized |
در کشور ایجاد شورش کردن |
revolutionising |
در کشور ایجاد شورش کردن |
revolutionize |
در کشور ایجاد شورش کردن |