English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
built in stabilizers تثبیت کنندههای خودکار
Other Matches
automatic pilots وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
automatic pilot وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
automatic stabilizer تثبیت کننده خودکار
automating بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automate بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automated بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automates بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
high fidelity amplifier تقویت کنندههای فا
unbiased estimators براورد کنندههای بدون تورش
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
twinkle box دستگاه ورودی شامل حس کنندههای نوری
brake rigging اتصالات ترمز لوکوموتیو تقویت کنندههای ترمزلوکوموتیو
synchroreceiver دستگاه گیرنده خودکار یا بستن خودکار فرامین کنترل اتش به توپ ضد هوایی
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
monetarists طرفداران مکتب پولی گروهی که معتقدند که سیاست پولی در رابطه باایجاد ثبات اقتصادی و تثبیت اشتغال و درامد نقش موثرتری نسبت به سیاست مالی دارد . همچنین این عده اعتقاد دارند که اقتصاد بخودی خود تثبیت خواهد شد
automatic error correction تصحیح خودکار اشتباه اصلاح خودکار خطا
automatic programming روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
emitter coupled logic طرح مدار منط قی با سرعت بالا با استفاده از انتشار کنندههای ترانزیستور به عنوان خروجی به سایر مراحل
conditioning اصلاح مشخصههای اطلاعات در یک خط انتقال صدا ازطریق تصحیح خصوصیات فازدامنه تقویت کنندههای خط شایسته سازی
submachinegun مسلسل خودکار یانیمه خودکار
automatics خودکار مربوط به ماشینهای خودکار
automatic check کنترل خودکار بررسی خودکار
automatic خودکار مربوط به ماشینهای خودکار
autoloader اسلحه خودکار یا نیمه خودکار
communication مجموعه اصلی از برنامه ها که پروتکل ها را رعایت می کنند.کنترل کنندههای فرمت و وسیله و خط برای نوع وسیله یا خط استفاده میشود
goldie علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
aided tracking سیستم ردیابی خودکار سیستم تعقیب خودکار هدفها
battery control central مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
oem شرکتی ه قط عاتی تولید میکند که بخشهای اصلی را تولید کنندههای دیگر ساخته اند و محصول را برای کاربر خاص ایجاد میکند
automated teller machine ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
corroboration تثبیت
stabilizes تثبیت
fixation تثبیت
fixations تثبیت
fixity تثبیت
confirmation تثبیت
stabilized تثبیت
consolidation تثبیت
fixing تثبیت
stabilises تثبیت
stabilised تثبیت
stabilisation تثبیت
stabilization تثبیت
stabilising تثبیت
anchor cell سل تثبیت
stabilize تثبیت
accelerator winding سیم پیچی سری که در تنظیم کنندههای ولتا از نوع نوسان ساز با باز شدن دوسر پلاتین میدان مغناطیسی را به سرعت کاهش میدهد وباعث بسته شدن هرچه سریعتر پلاتین میشود
stabilized تثبیت کردن
fixing agent عامل تثبیت
fixedness تثبیت شدگی
father fixation تثبیت پدری
stabilising تثبیت کردن
stabilizes تثبیت کردن
economic stabilization تثبیت اقتصادی
price freeze تثبیت قیمت ها
stabilizer تثبیت کننده
stabilize تثبیت کردن
wage stabilization تثبیت مزد
reinstatement تثبیت در مقام
visual fixation تثبیت دیداری
price ceilings تثبیت قیمت
stabilised تثبیت کردن
stabilises تثبیت کردن
stabilisers تثبیت کننده
fixate تثبیت کردن
patent حق تثبیت اختراع
voltage stabilization تثبیت ولتاژ
course stabilizer تثبیت کننده
holding attack تک تثبیت کننده
price stabilization تثبیت قیمت
maintenance level سطح تثبیت
stop go policy سیاست تثبیت
heat setting تثبیت گرمائی
stabilizers تثبیت کننده ها
positioning تثبیت موقعیت
stabilization پابرجاسازی تثبیت
mechanical stabilization تثبیت مکانیکی
nitrogen fixation تثبیت نیتروژن
avouch تثبیت کردن
patents حق تثبیت اختراع
patenting حق تثبیت اختراع
patented حق تثبیت اختراع
confirmation تثبیت استقرار
price stability تثبیت قیمت
fixation of affect تثبیت عاطفی
reinstate تثبیت کردن
functional fixedness تثبیت کارکردی
reinstates تثبیت کردن
reinstating تثبیت کردن
price freezing تثبیت قیمت
reinstated تثبیت کردن
fixation point نقطه تثبیت
fixation process فرایند تثبیت
viscosity stabilizer تثبیت کننده گرانروی
stabilizer ثابت تثبیت کننده
stabilized layer قشر تثبیت شده
stabilization policy سیاست تثبیت اقتصادی
exchanged stabilization fund صندوق تثبیت ارز
fix تثبیت محل ناو
verges شانه تثبیت نشده
fixes تثبیت محل ناو
verge شانه تثبیت نشده
stabilisers ثابت تثبیت کننده
course stabilizer دستگاه تثبیت مسیر
course stabilizer تثبیت کننده مسیر
holding force نیروی تثبیت کننده
well fixed خوب تثبیت شده
emulsion stabilizer تثبیت کننده امولسیونی
hard shoulder شانه تثبیت شده
stabilizing sleeve غلاف تثبیت کننده
voltage stabilization تثبیت فشار الکتریکی
stabilized layer لایه تثبیت شده
commodity agreement تثبیت مشترک قیمت فروش
zener diode stabilization تثبیت کنندگی دیود زنر
routes به خاک نشاندن تثبیت کردن
self stabilizing dynamo دینام خود تثبیت کننده
mains voltage stabilizer تثبیت کننده ولتاژ شبکه
voltage stabilizer تثبیت کننده اختلاف سطح
route به خاک نشاندن تثبیت کردن
link encryption خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار
stabilizes به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilized به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilize به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilising به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilises به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
stabilised به حال تعادل دراوردن تثبیت مسیر
pegging تثبیت قیمت اوراق بهادار وارز
high frequency stabilized arc قوس نوری تثبیت شده ی فرکانس بالا
adjustable stabilizer تثبیت کننده افقی قابل تنظیم هواپیما
functional finance سیاست مالی دولت برای تثبیت وضع اقتصادی
price support تثبیت قیمت توسط دولت برای حمایت کالا
stop bath ابگونه اسیدی که برای تثبیت عکس وفیلم بکار میرود
gyro pilot سیستم هدایت خودکار ناو هدایت ژیروسکوپی ناو هدایت نجومی خودکار ناو
setting time [مدت زمان لازم جهت تثبیت و پایدار شدن رنگ در رنگرزی]
automatic toss روش پرتاب خودکار بمب پرتاب خودکار بمب
automatic coding برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه نویسی خودکار
fair trade laws قوانین تجارت منصفانه قرارداد بین تولیدکننده وفروشنده برای تثبیت یا تعیین حداقل قیمت
automatics خودکار
automaticity خودکار
autonomic خودکار
automotive خودکار
self acting خودکار
pen خودکار
automatous خودکار
ballpoint pens خودکار ها
ballpoints خودکار ها
ballpens خودکار ها
auyomated خودکار
ball pens خودکار ها
automatic خودکار
self-starters خودکار
preset خودکار
automatic pipet پی پت خودکار
mechnical خودکار
unmanned خودکار
self-starter خودکار
unattended خودکار
positioning band حلقه تثبیت حلقه ثبات گلوله روی پوکه
automatic regulation تنظیم خودکار
self destroying منفجرشونده خودکار
automatic check ازمایش خودکار
automatic record changer گرام خودکار
automatize خودکار کردن
automatic buret بورت خودکار
automatization خودکار کردن
automatic check مقابله خودکار
automatization خودکار شدن
autotype چاپ خودکار
automatic steering device سکان خودکار
automatic rifle تفنگ خودکار
autotrace اثر خودکار
automated office دفتر خودکار
autosave ضبط خودکار
automatic aiming تعقیب خودکار
automatic tracking تعقیب خودکار
mechanical sawmill اره خودکار
autotrack تعقیب خودکار
automatic rifle توپ خودکار
automatic balance ترازوی خودکار
automatic carriage تعویض خودکار
automatic bass compensation بمرسان خودکار
automatic behavior رفتار خودکار
automatic circuit breaker مدارشکن خودکار
automatic controller مراقب خودکار
automatic treatment تسویه خودکار
self loading پرشونده خودکار
automatic tuning میزانساز خودکار
automatic focusing تمرکز خودکار
automatic flasher چشمکزن خودکار
automatic fire تیراندازی خودکار
automatic fire اتش خودکار
automata ماشینهای خودکار
automatic loader بارکن خودکار
automatic drop اتصال خودکار
automatic cutout قطع خودکار
automatic weapon سلاح خودکار
automatic interrupt قطع خودکار
automatic interrupt وقفه خودکار
automatic telephone تلفن خودکار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com