English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
English Persian
adjustable stabilizer تثبیت کننده افقی قابل تنظیم هواپیما
Other Matches
automatic pilots وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
automatic pilot وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
holding point نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
horizontal phase control تنظیم فاز افقی
adjustment for horizontal-circle image تنظیم افقی مرکز تصویر
plane director نفر هدایت کننده هواپیما هادی هواپیما
tip در عکاسی هوایی چرخش دوربین حول محور افقی هواپیما
tipping در عکاسی هوایی چرخش دوربین حول محور افقی هواپیما
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
course stabilizer تثبیت کننده
stabilizers تثبیت کننده ها
stabilisers تثبیت کننده
holding attack تک تثبیت کننده
stabilizer تثبیت کننده
viscosity stabilizer تثبیت کننده گرانروی
automatic stabilizer تثبیت کننده خودکار
emulsion stabilizer تثبیت کننده امولسیونی
course stabilizer تثبیت کننده مسیر
stabilizer ثابت تثبیت کننده
stabilisers ثابت تثبیت کننده
holding force نیروی تثبیت کننده
stabilizing sleeve غلاف تثبیت کننده
rigging position وضعیت هواپیما که دران محورعرضی و یک محورطولی اختیاری در یک صفحه افقی قرار دارند
aircraft rigging تنظیم نهایی هواپیما
self stabilizing dynamo دینام خود تثبیت کننده
mains voltage stabilizer تثبیت کننده ولتاژ شبکه
voltage stabilizer تثبیت کننده اختلاف سطح
calibrated altitude ارتفاع تنظیم شده هواپیما
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
arresting gear دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
air transportable sonar سونار مخصوص هواپیما سونار قابل حمل با هواپیما سونار قابل حمل هوایی
absolute ceiling حداکثر ارتفاع نسبت به سطح دریا که هواپیما میتواند تحت فشار استاندارد پرواز افقی ومتعادلی داشته باشد
mach trim compensator دستگاه تنظیم حداکثر سرعت هواپیما به طور خودکار
ranges تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
ranged تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
range تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
x amplifier تقویت کننده با سیستم انحراف افقی
calibrated air speed سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
outhaul طناب وصل کننده بادبان به تیر افقی
trapezoidal distortion اختلال تصویر که در آن خط وط عمودی در قابل لبههای افقی صفحه نمایش قرار می گیرند
adjustable قابل تنظیم
plan range در شناسایی از روی عکس هوای فاصله افقی بین نقطه پای عمود هواپیما تا شیئی که روی زمین قرار گرفته است
air portable قابل حمل با هواپیما
adjustable clamp گیره قابل تنظیم
flat nose plier انبردست قابل تنظیم
adjustable antenna آنتن قابل تنظیم
adjustable lever اهرم قابل تنظیم
adjustable frame چهارچوب قابل تنظیم
variable speed gear drive گیربکس قابل تنظیم
adjustable buckle سگک قابل تنظیم
adjustable channel مجرای قابل تنظیم
adjustable catch دستگیره قابل تنظیم
sidelay تنظیم کننده کناره کاغذ وسیله تنظیم کناره کاغذ درماشین چاپ
pantograph دستگاه رسام قابل تنظیم
adjustable gib پشت بند قابل تنظیم
angular adjustable قابل تنظیم بطور زاویه ای
adjustable lamp چراغ مطالعه قابل تنظیم
adjustable stop توقف قابل تنظیم [مهندسی]
fluid adjustment screw پیچگوشتی قابل تنظیم سیال
canards رسانگر ایرودینامیکی که دران سطوح فرامین افقی لازم برای کنترل و تنظیم حرکت حول محور عرضی درجلوی سطوح اصلی برا قراردارند
canard رسانگر ایرودینامیکی که دران سطوح فرامین افقی لازم برای کنترل و تنظیم حرکت حول محور عرضی درجلوی سطوح اصلی برا قراردارند
yawed انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
yaw انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
adjustable double endwrench آچار شش گوش قابل تنظیم دوبل
adjustable waist tab نوار دور کمر قابل تنظیم
inductor with adjustable air gap پیچک با فاصله هوائی قابل تنظیم
line regulator تنظیم کننده
regulator تنظیم کننده
framer تنظیم کننده
regularizer تنظیم کننده
regulators تنظیم کننده
corrector تنظیم کننده
pans حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
pan- حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
pan حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
trim for take off سیستم بلند شدن هواپیما به طور خودکار تنظیم خودکاربلند شدن
air foil سطوح ایرودینامیک هواپیماپوششهای قابل انعطاف بدنه هواپیما
setting ring حلقه تنظیم کننده
turbine governor تنظیم کننده توربین
thermostat تنظیم کننده حرارت
field rheostat تنظیم کننده میدان
slip regulator تنظیم کننده لغزش
regulating resistance مقاومت تنظیم کننده
thermostats تنظیم کننده حرارت
voltage regulator تنظیم کننده ولتاژ
zero adjuster تنظیم کننده صفر
pressure gaverner تنظیم کننده فشار
elevation adjustment تنظیم کننده بالابر
rotary type regulator تنظیم کننده گردان
field regulator تنظیم کننده میدان
speed regulator تنظیم کننده سرعت
control wheel صفحه تنظیم کننده
automatic timing advance تنظیم کننده خودکار
speed governor تنظیم کننده سرعت
control member عضو تنظیم کننده
test pilot خلبان ازمایش کننده هواپیما
barriers تورسیمی سد کننده حرکت هواپیما
barrier تورسیمی سد کننده حرکت هواپیما
test pilots خلبان ازمایش کننده هواپیما
mouses توپی درون آن می چرخد و به احساس کننده هایی می خورد که حرکات افقی و عمودی را در کامپیوتر انجام می دهند
mouse توپی درون آن می چرخد و به احساس کننده هایی می خورد که حرکات افقی و عمودی را در کامپیوتر انجام می دهند
shuttled رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
shuttle رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
shuttles رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
frog-adjustment screw پیچ قلابی تنظیم کننده
thermostats تنظیم کننده هوای سرد
tangent screw پیچ تنظیم کننده در تئودولیت
voltage regulator تنظیم کننده اختلاف سطح
line drop compensator تنظیم کننده یا رگولاتور ولتاژ
main regulator تنظیم کننده محور اصلی
torque regulator تنظیم کننده گشتاور پیچشی
gavernor valve سوپاپ یا دریچه تنظیم کننده
thermostat تنظیم کننده هوای سرد
induction regulator تنظیم کننده ولتاژ القائی
carbon pile voltage regulator تنظیم کننده ولتاژ زغالی
true air speed سرعت حقیقی هواپیما یا سرعت تنظیم شده ان
kaplan pump نوعی پمپ پروانهای که پرههای چرخ کن قابل تنظیم است
adjustable strap بند شلوار پیش سینه دار که قابل تنظیم است
soft tooling ابزاری که ابعاد ان معمولا تاحد کمی قابل تنظیم است
pacemakers دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب
pacemaker دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب
thermostat تنظیم کننده درجه حرارت نافم گرما
delimits تنظیم حجم داده با استفاده از محدود کننده ها
delimit تنظیم حجم داده با استفاده از محدود کننده ها
delimiting تنظیم حجم داده با استفاده از محدود کننده ها
delimited تنظیم حجم داده با استفاده از محدود کننده ها
thermostats تنظیم کننده درجه حرارت نافم گرما
planes افقی سطح افق افقی کردن
planed افقی سطح افق افقی کردن
plane افقی سطح افق افقی کردن
planing افقی سطح افق افقی کردن
leveled تراز سطح افقی افقی کردن
levelled تراز سطح افقی افقی کردن
levels تراز سطح افقی افقی کردن
level تراز سطح افقی افقی کردن
marker circle دایره مشخص کننده مرکزمنطقه فرود هوایی یا باندفرود هواپیما
on board regulation تنظیمی که در ان هر برد داخل یک سیستم تنظیم کننده ولتاژخاص خود را دارد
warm standby وسیله پشتیبان جانبی که قابل تنظیم برای روشن شدن است در یک لحظه کوتاه پس از خرابی سیستم
localizer انتن سمت نما یا تعیین کننده محل هواپیما نسبت به مسیرباند فرود
sliding wedge گاوه افقی یاکولاس افقی
anti tear strips باریکه یا نوارهایی از جنس هواپیما که روی قطعات ساختمانی بال و زیرنوارهای تقویت کننده قرارمیگیرند
monetarists طرفداران مکتب پولی گروهی که معتقدند که سیاست پولی در رابطه باایجاد ثبات اقتصادی و تثبیت اشتغال و درامد نقش موثرتری نسبت به سیاست مالی دارد . همچنین این عده اعتقاد دارند که اقتصاد بخودی خود تثبیت خواهد شد
compass rose دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
anti servo tab بالچه قابل تنظیم متصل به لبه فرار سکان که در جهت سطوح اصلی فرامین عمل کرده و درنتیجه از حساسیت انها میکاهد
user programmable terminal ترمینال قابل برنامه نویسی استفاده کننده
compensating relief valve شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
privilege دستورات کامپیوتری که فقط توسط یک حساب امتیاز دار قابل دستیابی هستند , مثل حذف حساب و دیگر تنظیم کابر جدید یا بررسی کلمه رمز
landing gear چرخ هواپیما که هنگام نشستن هواپیما وزن انراتحمل میکند
approach end نقطه شروع تقرب هواپیما ابتدای محوطه دویدن هواپیما
altitude sickness حال به هم خوردگی در اثرارتفاع هواپیما مرض ناشی از زیاد شدن ارتفاع هواپیما
environments متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
environment متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
touchdown تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
barometric leveling تراز کردن هواپیما از نظرفشار جو تعادل بارومتری هواپیما
touchdowns تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
aircraft scrambling دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
sight adjustment تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
load regulator رگولاتور بار تنظیم کننده بار
voltage regulator تنظیم کننده ولتاژ نافم ولتاژ
camera station ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
air mileage indicator کیلومتر شمار هواپیما مسافت سنج هواپیما
aircraft arresting barrier وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
aft قسمت انتهایی هواپیما بطرف عقب هواپیما
toluene مایع قابل اشتعالی که به عنوان حلال و رقیق کننده بکار میرود
tunes تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
tune تنظیم سیستم در نقط ه بهینه آن با تنظیم دقیق
spoiler صفحه دراز و باریک روی سطح بالایی هواپیما که برای کاستن سرعت یا اوج گرفتن هواپیما بلند میشود
screwpropeller پروانه هواپیما ملخ کشتی یا هواپیما
space charter اختصاص جا در هواپیما رزرو کردن جا در هواپیما
self- قطعه RAM پوییا با مدار تو کار برای تولید سیگنالهای تنظیم کننده که باعث برگرداندن داده میشود وقتی که برق قط ع میشود با استفاده از باتری پشتیبان
due bill در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
tune تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
range spotting تنظیم مسافت تنظیم هدف کردن
tunes تنظیم کردن بی سیم تنظیم چانل
coordinated turn دورزدن هواپیما بطوریکه کنترلهای مربوط به دوران حول هر سه محور مورداستفاده قرار گرفته و مانع سر خوردن هواپیما به داخل یا خارج پیچ میشوند
moments ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
moment ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
page انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
paged انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
pages انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
roll in point نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
transition altitude ارتفاع استاندارد هواپیما ارتفاع هواپیما طبق جداول فنی پرواز
azimuth indicator شاخص سمتی هواپیما وسیله نشان دهنده زاویه سمتی هواپیما
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
calibration تنظیم دستگاه بی سیم تصحیح کردن تنظیم کردن کالیبر سنجی
apron محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aprons محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aircraft cross servicing سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
medical regulator تنظیم کننده امور بهداشتی مدیر امور بهداشتی
troop space جای انفرادی در هواپیما یاکشتی محوطه لازم برای تامین جا برای حمل پرسنل وبارهای انفرادی انها درکشتی یا هواپیما
sight alinement تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
goldie علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
dependent غیر استاندارد یا چیزی که روی سخت افزار یا نرم افزار تولید کننده دیگر بدون متغیر قابل استفاده نیست
fixation تثبیت
stabilized تثبیت
stabilizes تثبیت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com