Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
home trade
تجارت داخلی
internal commerce
تجارت داخلی
internal trade
تجارت داخلی
Search result with all words
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
Other Matches
lawmerchant
حقوق تجارت قدیم دادگاه تجارت
custom of a trade
عادت یک تجارت اصول متداول تجارت
incretion
ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
squawked
مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawk
مخابره داخلی ارتباط داخلی
internal structure
ساختمان داخلی سازه داخلی
squawks
مخابره داخلی ارتباط داخلی
internal defense
پدافند داخلی پایداری داخلی
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
commerce
تجارت
mystery
تجارت
traffic
تجارت
business
تجارت
trafficking
تجارت
traffics
تجارت
businesses
تجارت
trafficked
تجارت
mysteries
تجارت
traded
تجارت
graphics, business
تجارت
furriery
تجارت خز
trade
تجارت
refinanced
از نو تجارت کردن
refinances
از نو تجارت کردن
joint adventure
تجارت مشترک
refinance
از نو تجارت کردن
business
موضوع تجارت
chamber of commerce
اطاق تجارت
law merchant
حقوق تجارت
commercial code
قانون تجارت
open trade
تجارت ازاد
regional trade
تجارت منطقهای
restraint of trade
محدودیت تجارت
commercial law
قانون تجارت
commercial law
حقوق تجارت
counter trade
تجارت متقابل
chamber of trade
اتاق تجارت
merchandies
تجارت کردن
chamber of commerce
اتاق تجارت
law merchant
قانون تجارت
merchandise
تجارت کردن
law of the staple
حقوق تجارت
maritime trade
تجارت دریایی
mercantile law
قانون تجارت
trade deficit
کسری تجارت
trade barrier
مانع تجارت
commercialism
تجارت گرائی
traffic
تجارت غیرقانونی
bilateral trade
تجارت دوجانبه
carring trade
تجارت داخله
enterprise
تعهد تجارت
laissez-faire
ازادی تجارت
enterprises
تعهد تجارت
free trader
تجارت ازاد
freedom of enterprise
ازادی تجارت
freedom of trade
ازادی تجارت
commercial
مربوط به تجارت
businesses
موضوع تجارت
business law
حقوق تجارت
trafficked
تجارت غیرقانونی
free in trade
تجارت ازاد
traditional trade
تجارت سنتی
fair trade
تجارت عادلانه
fair trade
تجارت منصفانه
fair trade
تجارت مشروع
refinancing
از نو تجارت کردن
free trade
تجارت ازاد
flax trade
تجارت کتان
floating trade
تجارت دریایی
foreign trade
تجارت خارجی
unfavorable trade
تجارت نامطلوب
trafficking
تجارت غیرقانونی
unfavorable trade
تجارت نامساعد
traffics
تجارت غیرقانونی
cabotage
تجارت ساحلی
balance of foreign trade
تراز تجارت خارجی
contraband
تجارت قاچاق یاممنوع
visibles
اقلام مرئی تجارت
It is both pilgrimage and commerce.
<proverb>
هم زیارت است هم تجارت .
adventure
تجارت مخاطره آمیز
trade magazine
مجله تخصصی تجارت
automobile trade
صنعت یا تجارت اتومبیل
adventures
تجارت مخاطره امیز
carrying-trade
تجارت حمل و نقل
free enterprise system
نظام تجارت ازاد
gains from trade
منافع حاصل از تجارت
free trade area
منطقه تجارت ازاد
carrying business
تجارت حمل و نقل
carrying trade
تجارت حمل و نقل
shipping trade
تجارت حمل و نقل
commerce
معاشرت تجارت کردن
transport business
تجارت حمل و نقل
transport industry
تجارت حمل و نقل
transport trade
تجارت حمل و نقل
free trade area
حوزه تجارت ازاد
traded
تجارت داد و ستد
traded
تجارت داد وستد
trade
تجارت داد و ستد
trade
تجارت داد وستد
traffic
تجارت هدایت شده
trafficked
تجارت هدایت شده
downtown
مرکز تجارت شهر
multilateral trade
تجارت چند جانبه
invisible trade
تجارت غیرقابل رویت
invisible items of trade
اقلام نامرئی تجارت
mentoring
مرشدی
[تجارت و بازرگانی]
free enterprise
تجارت ومعامله ازاد
international trade
تجارت بین الملل
trafficking
تجارت هدایت شده
international trade
تجارت بین المللی
traffics
تجارت هدایت شده
strip mall
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre
[British]
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail centre
[British]
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
shopping centre
[British]
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
shopping center
[American]
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail park
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
restrictive trade practices
روشهای محدود کردن تجارت
multilateral trade
تجارت باچند کشور در ان واحد
interstate commerce commission
کمیسیون تجارت بین ایالات
retail shopping centre
[British]
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
copartner
سهیم وشریک در تجارت وغیره
barter away
تجارت یا معامله پایاپای کردن
Free pree (trade,port).
مطبوعات ( تجارت ،بندر ) آزاد
take a bath
<idiom>
ویرانی تجارت ،ورشکست شدن
aids to trade
خدمات جنبی تجارت مانندبانکدارب
I am here on business.
برای تجارت اینجا آمدم.
shopping mall
[American]
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping mall
[American]
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
commercial center
[American]
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
mall
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
strip mall
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail centre
[British]
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail park
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
shopping center
[American]
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
shopping centre
[British]
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
commercial center
[American]
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
mall
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
strip mall
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre
[British]
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping mall
[American]
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
mall
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping mall
[American]
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
strip mall
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre
[British]
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
mentoring
مربی بودن
[تجارت و بازرگانی]
micro-economics
اقتصاد خرد
[تجارت و بازرگانی]
retail centre
[British]
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
retail park
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping center
[American]
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping centre
[British]
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
commercial center
[American]
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
mall
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
commercial center
[American]
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
retail centre
[British]
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
retail park
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping center
[American]
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping centre
[British]
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
microeconomics
اقتصاد خرد
[تجارت و بازرگانی]
(not) have anything to do with someone
<idiom>
نخواستن دوستی یا کار یا تجارت داشتن
trade follows the flag
تجارت کشورهای مشترک المنافع با انگلستان
white slave
استفاده از زن برای فحشاء تجارت ناموس
businesses
که باعث میشود یک تجارت کار باشد
business
که باعث میشود یک تجارت کار باشد
wool stapler
کسیکه تجارت پشم خام میکند
vent for surplus theory of trade
نظریه تجارت "درباره استفاده از مازاد "
mail order house
تجارت خرده فروشی بوسیله مکاتبات پستی
dumping
سیاست تبعیض قیمت در تجارت بین الملل
Trade ( business ) is slack this week .
این هفته بازار ( تجارت ) کساد است
technologies
قرار دادن یک قطعه الکترونیکی جدید در تجارت یا صنعت
technology
قرار دادن یک قطعه الکترونیکی جدید در تجارت یا صنعت
endogenous
داخلی
intramural
داخلی
indoor
داخلی
internal door
در داخلی
in
داخلی
internal medicine
طب داخلی
inner
داخلی
in-
داخلی
internal
داخلی
ben
داخلی
territorial
داخلی
innate
داخلی
esoteric
داخلی
insides
داخلی
inside
داخلی
interior
داخلی
domestic
داخلی
municipal
داخلی
anie
داخلی
interiors
داخلی
internal electrolysis
الکترولیز داخلی
internal modulation
مدولاسیون داخلی
internal energy
انرژی داخلی
internal erosion
فرسایش داخلی
internal force
نیروی داخلی
internal memory
حافظه داخلی
internal loss
تلف داخلی
internal insulation
ایزولاسیون داخلی
internal impedance
امپدانس داخلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com