Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
re election
تجدید انتخاب
re-election
تجدید انتخاب
reelection
تجدید انتخاب
Search result with all words
reelect
تجدید انتخاب کردن
Other Matches
radio button
شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
rally
تجمع برای تجدید قوایا تجدید سازمان
rallies
تجمع برای تجدید قوایا تجدید سازمان
rallied
تجمع برای تجدید قوایا تجدید سازمان
target selector
دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
resupply
تجدید اماد تجدید تدارکات
tree
روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
sophistication
نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
ineligibility
عدم قابلیت برای انتخاب شدن محرومیت از انتخاب شدن غیرقابل قبول
checks
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checked
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
menu item
یک انتخاب در فهرست انتخاب
rollover
صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
controlled reprisal
انتخاب بررسی شده راه کار انتخاب کنترل شده راه کار
renew
تجدید
neogenesis
تجدید
revival
تجدید
revivals
تجدید
repetition
تجدید
repetitions
تجدید
anabiosis
تجدید
recrudescence
تجدید
reviews
تجدید
reviewing
تجدید
reviewed
تجدید
instauration
تجدید
review
تجدید
renewing
تجدید
refreshed
تجدید
refreshes
تجدید
renewals
تجدید
renewal
تجدید
renews
تجدید
refresh
تجدید
turnover
تجدید
revitalization
تجدید حیات
resurgence
تجدید حیات
reincarnation
تجدید تجسم
revivor
تجدید مرافعه
rearmament
تجدید تسلیحات
revisionary
تجدید نظری
reunions
تجدید جلسه
reunion
تجدید جلسه
revise
تجدید نظر
reforms
تجدید نظر
instaurator
تجدید کننده
reincarnations
تجدید تجسم
renewed
تجدید شده
revision
تجدید نظر
reconstructions
تجدید بنا
revision
تجدید چاپ
it is not subject to review
تجدید نظر
revisions
تجدید نظر
revisions
تجدید چاپ
revising
تجدید نظر
revises
تجدید نظر
revisal
تجدید نظر
reinforcement
تجدید قوا
furbishing
تجدید کردن
renewability
قابلیت تجدید
furbishes
تجدید نظرکردن در
furbishes
تجدید کردن
furbished
تجدید نظرکردن در
renascence
تجدید حیات
remilitarization
تجدید تسلیحات
reinvigorate
تجدید نیروکردن
furbished
تجدید کردن
reimpression
تجدید چاپ
rejuvenescence
تجدید جوانی
furbish
تجدید نظرکردن در
furbish
تجدید کردن
renewal of the convention
تجدید پیمان
renewal of the convention
تجدید اتفاق
renewal offf lease
تجدید اجاره
rebirth
تجدید حیات
reproduction
تجدید چاپ
repeats
تکرار تجدید
repeat
تکرار تجدید
revisionist
تجدید نظرخواه
renovation
تجدید نظر
redintegrate
تجدید شونده
republication
تجدید چاپ
reconstituted
تجدید ساخت
furbishing
تجدید نظرکردن در
renewer
تجدید کننده
refection
تجدید قوا
renewable
تجدید شدنی
renews
تجدید کردن
re hearing
تجدید محاکمه
revolving
قابل تجدید
recollection
تجدید خاطره
recollections
تجدید خاطره
resumption
تجدید شروع
updating
تجدید برنامه
reconstitute
تجدید ساخت
reconstitutes
تجدید ساخت
update
تجدید نظرشده
updated
تجدید نظرشده
updates
تجدید نظرشده
re hearing
تجدید نظر
recension
تجدید چاپ
renewing
تجدید کردن
rebuilt
تجدید بنا
renew
تجدید کردن
reconstruction
تجدید بنا
recalculation
تجدید محاسبه
nonrecurring
تجدید نشدنی
rebuilds
تجدید ساخت
re establish
تجدید کردن
reproductions
تجدید چاپ
reform
تجدید نظر
rapporchment
تجدید روابط
reviewed
تجدید نظرکردن
reviewing
تجدید نظر
reviewing
تجدید نظرکردن
reviews
تجدید نظر
reorganization
تجدید سازمان
review
تجدید نظرکردن
re edify
تجدید کردن
rebuild
تجدید ساخت
remarriage
تجدید فراش
remarriages
تجدید فراش
remarrying
تجدید فراش
reconstituting
تجدید ساخت
reedify
تجدید کردن
reconditioning
تجدید امادگی
review
تجدید نظر
reviewed
تجدید نظر
restoration
تجدید بازگرداندن
reviews
تجدید نظرکردن
pickup
تجدید فعالیت چیدن
marry a second time
تجدید فراش کردن
non renewable resource
منبع تجدید ناپذیر
judicial review
تجدید نظر قضائی
revising
تجدید نظر کردن
instauration
احیاء تجدید بنا
ervolving credit
اعتبار قابل تجدید
economic reorganization
تجدید سازمان اقتصادی
rearms
تجدید تسلیحات کردن
reconstruct
تجدید بنا کردن
reconstructed
تجدید بنا کردن
reconstructing
تجدید بنا کردن
reconstructs
تجدید بنا کردن
up to date
تجدید نظر کردن
up-to-date
تجدید نظر کردن
refuel
تجدید سوخت کردن
refueled
تجدید سوخت کردن
refueling
تجدید سوخت کردن
refuelled
تجدید سوخت کردن
refuels
تجدید سوخت کردن
critique
تجدید نظر کردن در
critiques
تجدید نظر کردن در
reform
اصلاحات تجدید سازمان
reforms
اصلاحات تجدید سازمان
reformists
تجدید نظر طلب
rearmed
تجدید تسلیحات کردن
rearm
تجدید تسلیحات کردن
early resupply
تجدید اماد به موقع
court of review
دادگاه تجدید نظر
renovation
تجدید قطعات کردن
revisionist
تجدید نظر طلب
restoratives
تجدید یا مسترد کننده
restorative
تجدید یا مسترد کننده
revised
تجدید نظر شده
revise
تجدید نظر کردن
revises
تجدید نظر کردن
relocation
تجدید گسترش دادن
refuelling
تجدید سوخت کردن
reorganization
تجدید سازمان کردن
modifies
تجدید نظر کردن
modify
تجدید نظر کردن
modifying
تجدید نظر کردن
rebuild
تجدید بنا نمودن
rebuilds
تجدید بنا نمودن
reformist
تجدید نظر طلب
restructure
تجدید سازمان کردن
revalidate
تجدید اعتبار کردن
reformism
تجدید نظر طلبی
revisions
تجدید نظر مرور
reviser
تجدید نظر کننده
refect
سدجوع و تجدید نیروکردن
restructured
تجدید سازمان کردن
reenlistment
تجدید نام نویسی
restructures
تجدید سازمان کردن
renewable energy
انرژی تجدید پذیر
brace
تجدید واحیای روحیه
renascent
تجدید حیات کننده
retry
تجدید نظر کردن
rest
تجدید قوا کردن
reshape
تجدید وضع کردن
rests
تجدید قوا کردن
reproduction cost
هزینه تجدید تولید
revolving credit
اعتبار قابل تجدید
replenishment
تجدید تدارکات وسوخت
rehabilitation
توانبخشی تجدید اسکان
resupply
تجدید اماد کردن
renewal index
شاخص قابل تجدید
rethink
تجدید نظر کردن
rethinking
تجدید نظر کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com