Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 224 (11 milliseconds)
English
Persian
reorganization
تجدید سازمان
Search result with all words
reorganised
تجدید سازمان کردن
reorganises
تجدید سازمان کردن
reorganising
تجدید سازمان کردن
reorganize
تجدید سازمان کردن
reorganized
تجدید سازمان کردن
reorganizes
تجدید سازمان کردن
reorganizing
تجدید سازمان کردن
rallied
تجمع برای تجدید قوایا تجدید سازمان
rallies
تجمع برای تجدید قوایا تجدید سازمان
rally
تجمع برای تجدید قوایا تجدید سازمان
reorganization
تجدید سازمان کردن
reshuffle
تجدید سازمان کردن تغییرات سازمانی دادن
reshuffled
تجدید سازمان کردن تغییرات سازمانی دادن
reshuffles
تجدید سازمان کردن تغییرات سازمانی دادن
reshuffling
تجدید سازمان کردن تغییرات سازمانی دادن
reform
اصلاحات تجدید سازمان
reforms
اصلاحات تجدید سازمان
economic reorganization
تجدید سازمان اقتصادی
half area
محل توقف سربازان در حین حرکت برای تجدید سازمان یاگرفتن مهمات یا استراحت
reorder point
نقطه تجدید سازمان یا تجدیدگسترش
restructure
تجدید سازمان کردن
restructured
تجدید سازمان کردن
restructures
تجدید سازمان کردن
Other Matches
sub domain
سطح دوم آدرس دهی در اینترنت که مربوط به نام سازمان در یک سازمان بزرگتر است
central treaty organization
سازمان پیمان مرکزی سازمان دفاعی متشکل ازایران
secret police
سازمان پلیس مخفی سازمان کاراگاهی
ibi
Informatics of IntergovermentalBureauسازمانی متشکل از اعضای سازمان ملل UNESCO یانمایندگی سازمان ملل متحد
resupply
تجدید اماد تجدید تدارکات
central treaty organization
پاکستان وترکیه که ایالات متحده امریکانیز در ان نظارت دارد و درمانورهایش شرکت میکند .این سازمان به سال 9591تاسیس یافته و دو سازمان دفاعی دیگر غرب یعنی Natoو Seato را به هم متصل میکند
economic and social council
شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
international labour organization
سازمان بین المللی کار سازمانی که در جوار جامعه ملل تاسیس شد و در سال 6491 به سازمان ملل پیوست و هدف ان بهبودبخشیدن به شرایط کار ازجنبه ها مختلف و حمایت ازکارگران و منافع ایشان میباشد
stable
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stables
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
structures
سازمان سازمان دادن
apparatus
[machinery]
سازمان
[سازمان اداری ]
structuring
سازمان سازمان دادن
structure
سازمان سازمان دادن
structures
سازمان
structure
سازمان
activities
سازمان
activity
سازمان
organism
سازمان
systems
سازمان
structuring
سازمان
department
سازمان
system
سازمان
institution
سازمان
machinery
سازمان
organisms
سازمان
organizations
سازمان
inst
سازمان
organisations
سازمان
organization
سازمان
departments
سازمان
refresh
تجدید
refreshed
تجدید
repetition
تجدید
renewal
تجدید
renewals
تجدید
repetitions
تجدید
instauration
تجدید
revival
تجدید
anabiosis
تجدید
revivals
تجدید
reviewed
تجدید
renew
تجدید
refreshes
تجدید
reviewing
تجدید
neogenesis
تجدید
reviews
تجدید
recrudescence
تجدید
review
تجدید
turnover
تجدید
renewing
تجدید
renews
تجدید
system
مجموعه سازمان
task organization
سازمان رزمی
data organization
سازمان داده ها
organizes
سازمان دادن
table of organization
جدول سازمان
planning organization
سازمان برنامه
nonprofit organization
سازمان غیرانتفاعی
organizing
سازمان دادن
organization chart
لوحه سازمان
counterintelligence
سازمان ضد جاسوسی
labor service
سازمان کار
organises
سازمان دادن
organisations
سازمان بندی
organising
سازمان دادن
tailors
سازمان دادن
systems
مجموعه سازمان
tailor
سازمان دادن
physique
سازمان بدن
physiques
سازمان بدن
organize
سازمان دادن
labor organization
سازمان کارگری
charity organization
سازمان خیریه
foundation
سازمان خیریه
force structure
سازمان یکانها
economic organization
سازمان اقتصادی
organizational
مربوط به سازمان
organized
سازمان یافته
organizations
سازمان بندی
sensory organization
سازمان حسی
visual organization
سازمان دیداری
clandestine
سازمان پنهانی
social organization
سازمان اجتماعی
United Nations
سازمان ملل
file organization
سازمان فایل
organization
سازمان بندی
unit structure
سازمان یکان
board of inspection and survey
سازمان بازرسی
file organization
سازمان پرونده
reconstitutes
تجدید ساخت
revivor
تجدید مرافعه
rebuilds
تجدید ساخت
renewing
تجدید کردن
reconditioning
تجدید امادگی
nonrecurring
تجدید نشدنی
reinforcement
تجدید قوا
renewable
تجدید شدنی
renew
تجدید کردن
revisionist
تجدید نظرخواه
republication
تجدید چاپ
reproduction
تجدید چاپ
reimpression
تجدید چاپ
renewed
تجدید شده
reproductions
تجدید چاپ
resumption
تجدید شروع
recollections
تجدید خاطره
recollection
تجدید خاطره
reconstructions
تجدید بنا
instaurator
تجدید کننده
reconstruction
تجدید بنا
revisionary
تجدید نظری
reform
تجدید نظر
updating
تجدید برنامه
reconstitute
تجدید ساخت
renews
تجدید کردن
reforms
تجدید نظر
it is not subject to review
تجدید نظر
review
تجدید نظر
reconstituting
تجدید ساخت
reconstituted
تجدید ساخت
revisal
تجدید نظر
rebirth
تجدید حیات
rearmament
تجدید تسلیحات
rebuild
تجدید ساخت
reviewing
تجدید نظرکردن
furbish
تجدید نظرکردن در
furbish
تجدید کردن
re establish
تجدید کردن
re hearing
تجدید محاکمه
remarrying
تجدید فراش
remarriages
تجدید فراش
furbishes
تجدید کردن
furbishes
تجدید نظرکردن در
furbishing
تجدید کردن
reviewed
تجدید نظر
reviewed
تجدید نظرکردن
reviewing
تجدید نظر
re edify
تجدید کردن
reedify
تجدید کردن
redintegrate
تجدید شونده
furbishing
تجدید نظرکردن در
remarriage
تجدید فراش
re hearing
تجدید نظر
revitalization
تجدید حیات
revision
تجدید چاپ
renewability
قابلیت تجدید
renascence
تجدید حیات
revisions
تجدید نظر
revision
تجدید نظر
recension
تجدید چاپ
resurgence
تجدید حیات
reviews
تجدید نظر
revolving
قابل تجدید
restoration
تجدید بازگرداندن
recalculation
تجدید محاسبه
reviews
تجدید نظرکردن
reincarnation
تجدید تجسم
reincarnations
تجدید تجسم
revisions
تجدید چاپ
update
تجدید نظرشده
repeat
تکرار تجدید
repeats
تکرار تجدید
rejuvenescence
تجدید جوانی
reunion
تجدید جلسه
rebuilt
تجدید بنا
reunions
تجدید جلسه
furbished
تجدید کردن
renewal offf lease
تجدید اجاره
revise
تجدید نظر
renewer
تجدید کننده
reinvigorate
تجدید نیروکردن
revising
تجدید نظر
renovation
تجدید نظر
refection
تجدید قوا
rapporchment
تجدید روابط
review
تجدید نظرکردن
reelection
تجدید انتخاب
renewal of the convention
تجدید پیمان
revises
تجدید نظر
renewal of the convention
تجدید اتفاق
furbished
تجدید نظرکردن در
re-election
تجدید انتخاب
updates
تجدید نظرشده
updated
تجدید نظرشده
re election
تجدید انتخاب
remilitarization
تجدید تسلیحات
table of organization and equipment (toe
جدول سازمان و تجهیزات
task organization
سازمان برای رزم
social security organization
سازمان تامین اجتماعی
the church e.
سازمان قانونی کلیسا
stablishment
قسمت نظامی سازمان
tribalism
سازمان وتشکیلات قبیلهای
infrastructure
سازمان زیر سازی
organized
سازمان داده شده
association for women in computing
سازمان حرفهای وغیرانتفاعی
world health organization
سازمان بهداشت جهانی
United Nations
سازمان ملل متحد
u.n.
سازمان ملل متحد
cento
سازمان پیمان مرکزی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com