Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English
Persian
brace
تجدید واحیای روحیه
braced
تجدید واحیای روحیه
Other Matches
demoralized
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralising
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralizes
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralised
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralizing
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralize
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralises
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
rally
تجمع برای تجدید قوایا تجدید سازمان
rallied
تجمع برای تجدید قوایا تجدید سازمان
rallies
تجمع برای تجدید قوایا تجدید سازمان
resupply
تجدید اماد تجدید تدارکات
spiriting
روحیه
moral
روحیه
mentality
روحیه
spirit
روحیه
mentalities
روحیه
morale
روحیه
gei
روحیه
spirituality
روحیه مذهبی
psych
تضعیف روحیه
spiriting
رمق روحیه
psyches
تضعیف روحیه
psyching
تضعیف روحیه
psychs
تضعیف روحیه
high moral
روحیه عالی
low spirited
دارای روحیه بد
spirit
رمق روحیه
high moral
روحیه قوی
espirit de corps
روحیه گروهی
esprit
غرور روحیه
tuck
نیرو روحیه
tucking
نیرو روحیه
spirit de corps
روحیه قسمتی
morale
روحیه جنگجویان
party spirit
روحیه تحزب
demoralization
تضعیف روحیه
low-spirited
دارای روحیه بد
esprit de corps
روحیه قسمتی
tucks
نیرو روحیه
recreations
روحیه و رفاه
recreation
روحیه و رفاه
psyched
تضعیف روحیه
flatten
روحیه خودرا باختن
demoralized
تضعیف روحیه کردن
flattens
روحیه خودرا باختن
weak minded
دارای روحیه ضعیف
public spirited
دارای روحیه اجتماعی
morale
روحیه افراد مردم
demoralizes
تضعیف روحیه کردن
demoralizing
تضعیف روحیه کردن
demoralize
تضعیف روحیه کردن
demoralising
تضعیف روحیه کردن
demoralises
تضعیف روحیه کردن
demoralised
تضعیف روحیه کردن
dispirit
دلسردکردن روحیه راباختن
demoralization
از بین بردن روحیه
demoralization
تخریب روحیه کردن
disspirit
روحیه راتضعیف کردن
poor spirited
دارای روحیه ضعیف
fey
دارای روحیه خراب واشفته
zeitgeist
روحیه یا طرزفکر یک عصر یادوره
cows
ترساندن تضعیف روحیه کردن
cowing
ترساندن تضعیف روحیه کردن
cowed
ترساندن تضعیف روحیه کردن
cow
ترساندن تضعیف روحیه کردن
bravura
افهار شجاعت و دلاوری روحیه مطمئن وامرانه
welfare funds
اعتبارات رفاهی یا بهزیستی اعتبار مربوط به روحیه ورفاه
rah rah
دارای روحیه دانشجویی شعار دهنده برای دانشکده هورا هورا گفتن
renewing
تجدید
renewals
تجدید
renew
تجدید
recrudescence
تجدید
refreshed
تجدید
refresh
تجدید
refreshes
تجدید
repetitions
تجدید
anabiosis
تجدید
review
تجدید
turnover
تجدید
revivals
تجدید
reviewed
تجدید
revival
تجدید
reviewing
تجدید
reviews
تجدید
neogenesis
تجدید
renewal
تجدید
repetition
تجدید
renews
تجدید
instauration
تجدید
rebirth
تجدید حیات
reinforcement
تجدید قوا
renewed
تجدید شده
reproduction
تجدید چاپ
reforms
تجدید نظر
reproductions
تجدید چاپ
revisionist
تجدید نظرخواه
redintegrate
تجدید شونده
instaurator
تجدید کننده
recension
تجدید چاپ
refection
تجدید قوا
nonrecurring
تجدید نشدنی
it is not subject to review
تجدید نظر
renewable
تجدید شدنی
reedify
تجدید کردن
updating
تجدید برنامه
re edify
تجدید کردن
resumption
تجدید شروع
recollections
تجدید خاطره
recollection
تجدید خاطره
rapporchment
تجدید روابط
reconstructions
تجدید بنا
re establish
تجدید کردن
reconstitute
تجدید ساخت
reconditioning
تجدید امادگی
recalculation
تجدید محاسبه
reconstitutes
تجدید ساخت
re hearing
تجدید نظر
reconstituting
تجدید ساخت
reform
تجدید نظر
re hearing
تجدید محاکمه
rearmament
تجدید تسلیحات
reconstituted
تجدید ساخت
reconstruction
تجدید بنا
renews
تجدید کردن
revivor
تجدید مرافعه
remarriages
تجدید فراش
remarriage
تجدید فراش
revolving
قابل تجدید
restoration
تجدید بازگرداندن
resurgence
تجدید حیات
reelection
تجدید انتخاب
revitalization
تجدید حیات
revisions
تجدید چاپ
remarrying
تجدید فراش
re election
تجدید انتخاب
furbish
تجدید نظرکردن در
repeats
تکرار تجدید
repeat
تکرار تجدید
renovation
تجدید نظر
furbishing
تجدید نظرکردن در
furbishing
تجدید کردن
furbishes
تجدید نظرکردن در
furbishes
تجدید کردن
furbished
تجدید نظرکردن در
furbished
تجدید کردن
revisions
تجدید نظر
revision
تجدید چاپ
review
تجدید نظرکردن
review
تجدید نظر
updates
تجدید نظرشده
updated
تجدید نظرشده
update
تجدید نظرشده
rebuilt
تجدید بنا
reviewed
تجدید نظر
reviewed
تجدید نظرکردن
revision
تجدید نظر
reincarnations
تجدید تجسم
reviews
تجدید نظرکردن
reviews
تجدید نظر
reviewing
تجدید نظرکردن
reviewing
تجدید نظر
re-election
تجدید انتخاب
reimpression
تجدید چاپ
reinvigorate
تجدید نیروکردن
renew
تجدید کردن
remilitarization
تجدید تسلیحات
rejuvenescence
تجدید جوانی
rebuild
تجدید ساخت
renewer
تجدید کننده
rebuilds
تجدید ساخت
renewal offf lease
تجدید اجاره
renewal of the convention
تجدید اتفاق
renewal of the convention
تجدید پیمان
renewability
قابلیت تجدید
reincarnation
تجدید تجسم
renascence
تجدید حیات
republication
تجدید چاپ
revising
تجدید نظر
revise
تجدید نظر
reorganization
تجدید سازمان
revises
تجدید نظر
revisal
تجدید نظر
renewing
تجدید کردن
revisionary
تجدید نظری
reunions
تجدید جلسه
furbish
تجدید کردن
reunion
تجدید جلسه
non renewable resource
منبع تجدید ناپذیر
reconsignment
تجدید بارنامه کردن
marry a second time
تجدید فراش کردن
reconcider
تجدید نظر کردن در
instauration
احیاء تجدید بنا
renewable energy
انرژی تجدید پذیر
refect
سدجوع و تجدید نیروکردن
judicial review
تجدید نظر قضائی
reenlistment
تجدید نام نویسی
reviser
تجدید نظر کننده
reelect
تجدید انتخاب کردن
reformism
تجدید نظر طلبی
reclama
درخواست تجدید نظر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com