Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
secession
تجزیه طلبی انشعاب حزبی
Other Matches
secessionism
تجزیه طلبی
separatism
تفکیک تجزیه طلبی
sectarian
حزبی
proselytism
تبلیغ حزبی
wing
دسته حزبی
party spirit
طرفداری حزبی
plateform
اعلامیه حزبی
watchworld
شعار حزبی
watchword
شعار حزبی
partisanship
روح حزبی
barred a
طاق حزبی
watchwords
شعار حزبی
caucus
انجمن حزبی
caucuses
انجمن حزبی
partisanship
حزبی بودن
nonparty
غیر حزبی
party spirit
تعصب حزبی
winging
دسته حزبی
to join a party
عضو حزبی شدن
party politics
سیاست بازیهای حزبی
to toe the line
برنامه حزبی را پذیرفتن
tickets
صورت نامزدهای حزبی
ticket
صورت نامزدهای حزبی
factionalism
اعتقاد به سیستم حزبی
convention
باره مسائل حزبی ناحیهای
pluralists
وابسته به تعدد یاائتلاف حزبی
pluralist
وابسته به تعدد یاائتلاف حزبی
white primary
اخذ اراء مقدماتی حزبی
conventions
باره مسائل حزبی ناحیهای
lunatic fringe
افراد افراطی وتندرو گروههای حزبی
main motion
[at a party conference etc.]
دادخواست اصلی
[در همایش حزبی و غیره]
adherence to party
هواخواهی یاتبعیت ازحزبی پیوستگی به حزبی
monopolism
انحصار طلبی
meliorism
بهبود طلبی
monopolization
انحصار طلبی
expandsionism
توسعه طلبی
poriomania
اوارگی طلبی
nomadism
اوارگی طلبی
royalism
سلطنت طلبی
reformism
اصلاح طلبی
contentiousness
نزاع طلبی
combativeness
مبارزه طلبی
opportunism
فرصت طلبی
abasement
خواری طلبی
authoritarianism
قدرت طلبی
pacifism
صلح طلبی
militancy
نزاع طلبی
indolence
راحت طلبی
expansionism
توسعه طلبی
defiance
مبارزه طلبی
bellicosity
جنگ طلبی
ambitiousness
جاه طلبی
alarmism
اشوب طلبی
ambition
جاه طلبی
ambitions
جاه طلبی
expansionist
توسعه طلبی
monarchical
سلطنت طلبی
isolationism
انزوا طلبی
adventurously
باجرات مخاطره طلبی
pacificism
ارامش طلبی صلحجویی
hedonism
مکتب رفاه طلبی
feminism
برابری طلبی زنان
revisionism
تجدید نظر طلبی
Unbounded ambition.
جاه طلبی بی حد واندازه
He is a man of leisure.
مردراحت طلبی است
agoraphobia
مرض انزوا طلبی
pacifism
ارامش طلبی صلحجویی
gage
مبارزه طلبی گروگذاشتن
anarchism
هرج و مرج طلبی
quarrelsomeness
نزاع طلبی جنگجوئی
reformism
تجدید نظر طلبی
he fell a v to his ambition
قربانی جاه طلبی خودشد
power politics
سیاست جبر زور طلبی
anarchistic
وابسته به هرج و مرج طلبی
bad dept
طلبی که امکان وصول ان کم باشد
quarelsomeness
نزاع طلبی فتنه جوئی
He is an opportunist.
آدم فرصت طلبی است
write
رای دادن به کسی که نامش در لیست کاندیدهای حزبی نیست حذف
writes
رای دادن به کسی که نامش در لیست کاندیدهای حزبی نیست حذف
fellow traveler
کسی که عضو حزبی نیست ودر فعالیتهای ان شرکت نمیکند ولی از ان جانبداری مینماید
radicalism
روش فکری مبنی بر اصلاح طلبی و تحول خواهی
diverging
انشعاب
split
انشعاب
bifurcation
انشعاب
branches
انشعاب
junction
انشعاب
junctions
انشعاب
divergence
انشعاب
divergences
انشعاب
ramifications
انشعاب
ramification
انشعاب
offshoots
انشعاب
offshoot
انشعاب
branch
انشعاب
connection
انشعاب
parallelling
انشعاب
paralleling
انشعاب
furcation
انشعاب
parallelled
انشعاب
divarication
انشعاب
parallels
انشعاب
connexions
انشعاب
paralleled
انشعاب
embranchment
انشعاب
service branch
انشعاب
signing intersection
انشعاب
service connections
انشعاب
forking
انشعاب
fork
انشعاب
parallel
انشعاب
analysis staff
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
master service
انشعاب اصلی
branch cutout
فیوز انشعاب
multiple cable joint
موف انشعاب
crotches
جای انشعاب
rosette
مقره انشعاب
crotches
نقطه انشعاب
tributaries
شاخه انشعاب
tributary
شاخه انشعاب
multiple cable joint
مفصل انشعاب
dichotomy
انشعاب به دو شعبه
additional outlet
انشعاب اختصاصی
crotch
نقطه انشعاب
crotch
جای انشعاب
rosettes
مقره انشعاب
service entrance
پست انشعاب
diverges
انشعاب یافتن
condeitional branch
انشعاب شرطی
leading in wire
سیم انشعاب
drop wire
سیم انشعاب
distribution box
جعبه انشعاب
cold water supply
انشعاب ابسرد
branch instruction
دستورالعمل انشعاب
branchpoint
نقطه انشعاب
conditonal branching
انشعاب شرطی
building connection
انشعاب ساختمان
conditional branch
انشعاب شرطی
dichotomies
انشعاب به دو شعبه
conduit box
جعبه انشعاب
case branch
انشعاب شرطی
diverge
انشعاب یافتن
diverged
انشعاب یافتن
service wire
سیم انشعاب
branch address
نشانی انشعاب
cable jointing sleeve
موف انشعاب
connection factor
ضریب انشعاب
pressure taping
انشعاب فشار سنجی
unconditional branch
انشعاب غیر شرطی
digitation
انشعاب بشکل پنجه
rosette cutout
مقره انشعاب فیوزدار
take off divider
مقسم انشعاب دهنده
bypassing
سبب انشعاب شدن
bypasses
سبب انشعاب شدن
bypassed
سبب انشعاب شدن
bypass
سبب انشعاب شدن
shoot
جوانه زدن انشعاب
shoots
جوانه زدن انشعاب
cable jointing sleeve
مفصل انشعاب کابل
private branch exchange
مبادله انشعاب خصوصی
extention alarm push
جعبه انشعاب اژیر
barrel switch
کلید انشعاب اژیر
branch control structure
ساختار کنترل انشعاب
wood ray
انشعاب اوندی چوب
pbx
تبادل انشعاب خصوصی
divergent
انشعاب پذیر منشعب
spectrophotometry
اسپکتروفتومتر
[در این روش با تجزیه رنگ ها و مقایسه آن نمونه های مرجع، نوع رنگینه بکار رفته مشخص می شود. این روش خصوصا در تجزیه رنگ های فرش های قدیمی و شناخت رنگینه های آن مورد استفاده قرار می گیرد.]
crutch
محل انشعاب بدن انسان
armlet
انشعاب کوچک دریاشبیه خلیج
junction
پیوندگاه
[جای انشعاب چهارراه ]
triskelion
شکلی مرکب از سه پره یا سه انشعاب
surroyal
انشعاب شاخ گوزن چهارساله
crutches
محل انشعاب بدن انسان
triskele
شکلی مرکب ازسه پره یا سه انشعاب
forking
محل انشعاب چند شاخه شدن
fork
محل انشعاب چند شاخه شدن
crotch
محل انشعاب شاخه از بدنه درخت
crotches
محل انشعاب شاخه از بدنه درخت
crater analysis
تجزیه و تحلیل قیف انفجار تجزیه و تحلیل قیف حاصله از انفجار گلوله ها
imperialism
استعمار طلبی سیاست مبتنی بر توسعه یک کشور تا حد یک امپراطوری ویا حفظ چنین قلمرویی درصورت وجود
tree
سیستم داده که هرداده یا گره آن فقط دو انشعاب دارند
jumper
سیم هادی برای ایجاد انشعاب فرعی موقتی
pabx
Exchange AutomaticBranch Private تبادل انشعاب خودکار خصوصی
jumpers
سیم هادی برای ایجاد انشعاب فرعی موقتی
fascism
نام حزبی است که موسولینی در فاصله دو جنگ عالمگیر در ایتالیا تاسیس کردو اصول عقاید و فلسفه ان رااز سیستمهای سیاسی مختلف اخذ و بر حسب احتیاج تحریف و تفسیر نمود
pluralist
معتقد به تعدد تعدد حزبی
pluralists
معتقد به تعدد تعدد حزبی
separates
تجزیه
resolutions
تجزیه
dissociation
تجزیه
catalysis
تجزیه
decays
تجزیه
resolution
تجزیه
separated
تجزیه
separate
تجزیه
dissolution
تجزیه
analyzer
تجزیه گر
break
تجزیه
break down
تجزیه
breaks
تجزیه
analysis
تجزیه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com